X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

دکتر حسین احمدی

سوابق علمی - پژوهشی

 

 

 

 

 

 

 

سه سرزمین ارمنستان، آذربایجان و اران

(مهین آریانا، راضیه پور احمد)[1]

ابن حوقل صاحب کتاب صوره الارض که در نیمه سده­ی چهـارم هجری قمـری نوشته شده است طبق نقشه­ای که از سه سرزمین ارمنستان، آذربایجان و اران ارائه کرده رود ارس را مرز میان آذربایجان و اران دانسته است و این دو سرزمین را از یکدیگر جدا می داند. مرز ناحیه اران از طرف پایین، رود خانه رس (ارس) و در ساحل آن شهر ورثان است.

یاقوت حموی: اران نامی ایرانی دارای سرزمینی فراخ و شهرهای زیبا و این همان است که آن را گنجه گویند و بردعه و شمکور و بیلقان. میان آذربایجان و اران رودی است که آن را ارس گویند آنچه در شمال و مغرب این رود است از اران و آنچه سوی جنوب قرار دارد از آذربایجان است.

پس ارس فاصله و مرز میان دو سرزمین آذربایجان و اران بوده است.

بارتولد: آلبانیا در روزگار باستان و نیز بعدها به هنگامی که اران به سرزمینی گفته می شد که از ناحیه در بند شمال شرق تا شهر تخلیص در غرب و تا رود ارس در جنوب و جنوب غرب امتداد داشت. و بعد ها مولفان متأخر، سرزمینی را که میان شروان و آذربایجان نهاده شده است، اران نامیدند.

یاقوت در معجم البلدان فاصله دو رود کر و ارس را اران نامیده است.

ارمنستان بر سه بخش است:

1. مشتمل بر تمامی قلا و خلاط و شمشاط و آنچه در میان اینها است.

2. خرزان (خرزان- گرجستان) و تخلیص و شهر باب اللان و آنچه که در میان اینها است.

3. بردعه که شهر ولایت اران است و بر بیلقان و در بند.

وی آذربایجان را از اراضی ایران و اران را جزو ارمنستان می­شمارد.

کلید واژه­ها: نخجوان، جغرافیای تاریخی


نکاتی  چند در باره سیستم جای نام شناسی ایران و پسوندهای جای نام ساز آذری

آلیس آسادوریان[2]

استان های ترک زبان آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و استان های مجاور زنجان و قزوین زمانی قسمتی از خطه آتورپاتاکان قدیم بوده اند که از نظر تاریخی و فرهنگی جزو مهم ترین مناطق ایران و تمام خاور نزدیک محسوب می شد. این خطه، از آغاز تاریخ تمدن، چهارراه اصلی مهاجرت های اقوام متفاوت و محل عمده وقوع خطیرترین رویدادهای تاریخی بوده است. آذربایجان، در هر صورت، همواره ویا حد اقل در طول تاریخ مکتوب در منابع مرتبط، مرکز قدرتمند فرهنگ ایرانی و محل تمرکز تحولات متنوع اجتماعی- سیاسی در دنیای ایرانی بوده است. امروزه، اگرچه زبان غالب در تمامی این مناطق ترکی است، ترکی شدن زبان به هیچ وجه خصوصیات اصیل ایرانی و  هویت قومی مردم ساکن در این مناطق را دگرگون نساخته است. نگاهی عمیق تر به عناصر مشترک زبانی در منطقه، گوشه ای از این میراث عظیم فرهنگی را نمایان می سازد.  موضوع بحث این مقاله به گوشه ای بسیار کوچک از این مقوله می پردازد.

مقاله حاضر ابتدا نگاهی اجمالی به طبقه بندی های متفاوتی که نگارنده در یک مطالعه جامع در سال 2008 در باره سیستم جای نام شناسی ایران انجام داده می اندازد و این طبقه بندی ها را به اختصار و با چند مثال روشن می سازد. سپس،به نتایج یک تحقیق عمیق تر در باره عناصر مشترک جای نام شناسی در منطقه می پردازد. پسوندهای جای نام سازی که در این مقاله بحث و بررسی می­شوند -آباد (مانند زنگل آباد، زهتر آباد)، -گرد، -جرد ( مانند دستگرد، دستجرد، تله گرد، سین گرد) - بان، -وان (گیلوان، لچوان، کوهبان، شوره بان) -ان (مانند آذربایجان، تویسرکان) –بیل، -ویل (مانند اردبیل، لوندویل) –ستان (مانند دهستان، ونستان) و برخی دیگر می باشند.


نقد و بررسی روایت طبری و بلاذری از فتح آذربایجان به دست مسلمانان

جعفر آقازاده[3]

با شکست ایرانیان در نبرد نهاوند (21 هـ.ق) و پیشروی مسلمانان به داخل سرزمین ایران، منطقه­ی آذربایجان از جمله نقاطی بود که مورد توجه مسلمانان قرار گرفت و فتح آن بر عهده لشگریان کوفه گذاشته شد و آنان توانستند طی نبردی مردم این ناحیه را شکست داده و وادار به صلح نمایند و این صلح را با بستن قراردادی تضمین کردند. طبری و بلاذری از تاریخ نگاران اسلامی، به طور مفصل به فتح آذربایجان اشاره کرده­اند و دیگر تاریخ نگاران در روایت خود از این واقعه، اغلب پیرو این دو تاریخ نگار بوده­اند. اما روایت طبری و بلاذری از فتح آذربایجان با یکدیگر تفاوت دارد و هر کدام این واقعه را به شکلی کاملاً متفاوت گزارش کرده­اند.

این مقاله بر آن است تا به نقد و بررسی روایت طبری و بلاذری از فتح آذربایجان پرداخته و دلایل تفاوت روایت این دو تاریخ نگار از این واقعه را تبین نماید.

کلید واژه­ها: آذربایجان، طبری، بلاذری، فتح، مسلمانان


نا گفته هایی از مهاجرت ایرانیان به شوروی

(برپایه اسناد وزارت خارجه ایران)

حسین احمدی[4]

با خروج قوای شوروی از ایران و سقوط فرقه دموکرات آذربایجان، تعدادی از ایرانیان به شوروی مهاجرت کردند. پس از بهبود روابط ایران و شوروی با روی کار آمدن خروشچف این گروه از مهاجران تلاش مضاعفی را برای بازگشت به وطن به عمل آوردند. تدوین این مقاله متکی بر اسناد 327 پرونده موجود در اداره کل اسناد و تاریخ دپلـماسی وزارت خـارجه ج. ا. ایران و مصاحبه با دو تن از مهاجران  بازگشته می­باشد و برآن است تا چگونگی این کوشش را نشان دهد.

کلید واژه­ها: مهاجرین، شوروی، ایران، فرقه دموکرات آذربایجان


باورهای دینی مردم اران

حمید اسحاقی میلاسی[5]

اقوام آلبانیایی به علت وجود قومیت­های مختلف، عقاید و باورهای دینی مختلفی داشتند و دارند. آنها با در آمیختن عناصر متعلق به روزگاران قدیم، پیرو اصول التقاطی یا سنکرتیسم بودند. آلبانها عناصر طبیعت، رعد و برق، ماه و ستارگان را می­پرستیدند. صخره­های بلند و درختان تنومند را مورد ستایش قرار می­دادند تا از غضب آنها در امان باشند. آنها در برابر عناصر مورد ستایش خویش قربانی‌های همراه در پرستشگاه­ها انجام می­شد که یکی از آن پرستشگاه­ها در شمال غرب اران واقع بود. در عهد باستان، نیز پرستش آتش در میان بعضی از اقوام آلبانیا رایج بود و این تفاوت در پرستش عقاید به دلیل وجود قومیت‌های مختلف که بنا به قول استرابون بیست و شش قوم در آنجا زندگی می‌کردند. بعضی از این اقوام زئوس وهلیوس (خدای آفتاب اساطیر یونان باستان) را می‌پرستیدند. یا این­که چندی پیش در شبه جزیره آبشوران مجموعه‌ای از تصویرها بر روی صخره کشف شد. در یکی از آنها منظره قربانی شدن یک انسان نقش شده است که متعلق به هزاره نخست پیش از میلاد است که در این موقع هخامنشیان بر ایران حکومت داشتند. موسی کالان کاتواتسی در مورد باورهای دینی اران نکات جالبی گفته که مربوطه به پیروز، پادشاه ساسانی و برادرش ولاش، که درآن زمان واچگان شاه آلبانیا بود و موقعی که ولاش شاه ساسانی دستور داده بودم که همه باید در باورهای دینی خود آزاد باشند واچگان به سرعت رو به سوی کلیسا آورد و به دین مسیح گرایش پیدا کرد، همچنین این شاه دستور دستگیری اعضا آن فرقه اهریمنی را که دست اشخاص را قطع می‌کرد و در آلبانیا رواج بود را صادر کرد.

در آئین مردم آلبانیا ارواح مردگان نیز همانند زندگان در برابر انجام فرائض دینی موظف بودند، ارواح مردگان در ظرف ها به صورت پرنده می‌شدند تدفین مردگان هم در آلبانیا روش‌ها و آئین‌های مخصوص به خود را داشت، در خم نهادن، به خاک سپردن، به چاه افکندن و.... از جمله راه­های تدفین بود. در این چاه­ها مردگان را به پهلوی راست و یا چپ می­خواباندند و یکی از مشخصه­های این نوع تدفین قرار دادن وسائل معیشت بالای سرمردگان بود.


دین در آذربایجان

عبدالله اسدی[6]، عسگر آرمون[7]

در طول تاریخ، حکومت ها و فرمانروایان مختلفی در آذربایجان روی کار آمده­اند و مطابق مرام و مسلک خود، آیین­ها و آداب و رسوم خاصی را ترویج داده اند. بنابر این در ادوار مختلف تاریخ، ادیان متنوعی در این سرزمین مورد تبعیت و تقدیس واقع شده است. این مقاله با موضوع: «دین در آذربایجان»، با هدف بررسی ادیان در گذر تاریخ آذربایجان نگارش یافته است.

مطالعه حاضر، به روش کتابخانه ای- میدانی و با استناد بر کتابها و منابع معتبر و مطمئن انجام می­گیرد. بر این اساس، جهت بررسی دقیق­تر و بهتر موضوع، ادیان رواج یافته در آذربایجان به تفکیک در دو دوره قبل و بعد از اسلام مورد بررسی قرار می گیرد.

در بخش اول طی مبحث ادیان رواج یافته در قبل از اسلام در آذربایجان به بررسی، دین زرتشتی، مانوی و مزدکی و گستره و نحوه تعلیمات و تبلیغات آنان پرداخته می شود و در بخش دوم به چگونگی نفوذ اسلام در منطـقه­ی آذربایجان در دوران سلسله های مختلف حاکم بر این سرزمین اشاره می شود. مطالعه­ی مباحث مطرح شده آشکار خواهد نمود که استقبال آذربایجانی ها از دین اسلام و میزان تأثیر این دین در آداب و رسوم آنان چشمگیر بوده است؛ بدان حد که اکثر عالمان و دانشمندان آذربایجانی، تحت تأثیر دین اسلام به تعلیم و تعلم گسترده زبان عربی پرداخته و حتی اکثر آثار گرانبهای خود را نیز به زبان عربی نگاشته اند.

کلید واژه­ها: آذربایجان، حکومت، دین و تاریخ


 نقش شاهسون ها در جنگ­های ایران و روس

حسن اسدی[8]، (بهروز اسکندرپور، میرصمد موسوی)[9]، سیاوش پورطهماسبی[10]

به دلیل نبودن قشون ثابت متمرکز در جنگ­های اول ایران و روس، شاهسون های مغان به دلیل آشنایی با مناطق جنگی و ضرورت دفاع از مراتع ییلاقی و قشلاقی ایل، با شور و اشتیاق و حمیت دینی و وطنی افزونتری با کفار روس می­جنگیدند. پس از جنگ­های ایران و روس مراتع ییلاقی و قشلاقی شاهسون­ها در مغان آن سوی رود ارس از دست رفت. این موضوع به درگیری­های شاهسون ها با روس­ها تا چندین دهه پس از استقلال قفقاز انجامید و بر روابط ایران و روس تاثیر نهاد. همچنین این پدیده تحولات اقتصادی تبعات اجتماعی فراوانی را در پی داشت. در مقاله حاضر تلاش می­شود این موضوع با استناد به اسناد ایرانی و روسی و منابع دست اول مورد بررسی قرار گیرد.

کلید واژه­ها: شاهسون، جنگ­های ایران و روس، قفقاز، رود ارس، مغان، مراتع


زبان وگویش مردم آذربایجان و اران

علی امری[11]

           

برای فهم بیشتر شناخت زبان هرقومی ازنام رودها، دریاها، روستاها و شهرها می­توان کمک گرفت زیرا مردم هر سرزمین این نام ها را از زبان خود پدید می­آورند و همچنین می­توان ازراه مطالعه نوشته­ها و کتیبه­های تاریخی اطلاعاتی به دست آورد. باید گفت که موانع طبیعی سبب چند گونگی درگویش­های مردم آذربایجان بوده است. اوستا که کتاب مقدس آیین زرتشتی است،به یکی ازباستانی ترین شاخه­های زبان­های ایرانی تعلق دارد. این زبان درتاریخ ماد دارای جایگاه ویژه­ای است. بعضی محققان، اوستا را پدید آمده ازماد خرد (اتورپاتکان) و زبان اوستا را زبان کهن و باستانی مردم آذربایجان دانسته­اند.

زبان مردم ماد، از جمله «ماد خرد» یا آذربایجان از ریشه زبان­های ایرانی بوده است. زبان مردم ماد بزرگ و ماد خرد در نوشته ها با نام پهلوی مشخص شده است. پس ازورود اسلام به ایران،با وجود فشار فرهنگی بسیار شدید از سوی قوم فاتح،هرچند بسیاری از واژه های عربی، وارد زبان پارسی شد ولی به همراه آن واژه های پارسی نیز از طریق بین النهرین به جزیرة العرب راه گشودند.

بنا به نوشته مؤلفان، زبان مردم آذربایجان یا «ماد خرد» همانند زبان مردم نواحی غربی و مرکزی ایران و به بیان دیگر، زبان ساکنان سرزمین «ماد بزرگ» پهلوی بوده است. مؤلفان نخستین سده های اسلامی، زبان مردم آذربایجان را گاه «پهلوی آذری» وگاه «آذری» نامیده اند. آنان معتقد بودند که زبان مذکوربا نواحی شرق ایران تفاوت­هایی داشته است،ولی این تفاوت­ها چندان نبوده، که از دریافتن مقصود یکدیگر بازماندند.

قدیم­ترین یافته هایی که ازمردم آلبانیا برجا مانده،نوشته استرابون است. بنا بر نوشته او«درگذشته شاهانی چند برآلبانیا فرمان می­راندند، ولی اکنون (سده نخست پیش ازمیلاد واوایل سده نخست میلادی) یک پادشاه بر آنان حکومت دارد. در گذشته هرقوم زبان خاص و شاه ویژه خود را داشت. به سبب فقدان ارتباط کافی میان آنان (قوم ها ) به  26 زبان سخن می­گویند.»

پنج سده پس ازنوشته استرابون، در نوشته مؤلفان سده­های میانه،برای بار دوم از زبان و ظهور خط آلبانیایی توسط کشیشی ارمنی به نام مسروپ ماشتوتس(Mesrop Mashtots) سخنانی برجا مانده است.

در سال 387 میلادی و در عهد پادشاهی شاپورسوم شاهنشاه ساسانی، دو دولت ایران وبیزانس، ارمنستان را میان خود تقسیم کردند. چنین به نظرمی رسد که درآن بخش از ارمنستان واران که تحت نفوذ دولت ایران ساسانی بود، خط و کتابت ایرانی وزبان پهلوی در مراکز رسمی رواج داشته است. درسال 1937 آبولادزه دانشمند گرجی به دست نوشته­ای ارمنی متعلق به سده پانزدهم میلادی، موجود در مجموعه اسناد مدارک ماتناداران (Matenadaran) که ازپرستشگاه اچمیادزین (Echmiadzin) به آنجا منتقل شده بود، دست یافت. این دست نوشته، مجموعه الفبایی، شامل الفبای یونانی، سریانی، لاتینی، عربی، گرجی و قبطی بود که الفبای آلبانیایی نیز در میان آنها وجود داشت. بررسی این مجموعه بیانگر صحت، قدمت وتعلق آن به سده های نهم و دهم میلادی می باشد. این مجموعه الفبایی همراه با اصوات، با الفبای ارمنی واصوات آن مقایسه شده بود. الفبای آلبانیایی شامل پنجاه و دو حرف بود.

کلید واژه­ها: آذربایجان، اران، آتروپاتکان، ماد خرد، استرابون، ماتناداران، اچمیادزین


جایگاه دینی آذربایجان در دوران ساسانی

گلاره امیری[12]

آذربایجان یکی از مراکزمهم سیاسی و دینی در طول تاریخ ایران،خصوصاً ایران باستان بوده که از آن در منابع تاریخی و جغرافیایی بارها سخن به میان آمده است. به دنبال روی کار آمدن دولت دینی ساسانیان، آذربایجان چون فارس از جایگاه دینی ممتازی برخوردار گردید، به طوریکه پادشاهان ساسانی به هنگام تاجگذاری پای پیاده به زیارت آتشکده آذرگشنسب در آذربایجان می آمدند و همچنین در هنگام تصمیم گیری­های سخت خصوصا در هنگام جنگ جهت آداب نیایش، نذر و نیاز به آنجا مراجعه می­کردند. این آتشکده علامت اتحاد و یگانگی دین و دولت بود و سمبل دولت ساسانیان به شمار می رفت. در این مقاله تلاش بر آن است تا با استفاده از اسناد و شواهد تاریخی به جایگاه دینی آذربایجان در دوره ساسانی بپردازد.


بررسی تغییرات تاریخی نام آذربایجان

ناطق امیری سرخکلایی[13]

نام«آتروپاتکان» که اکنون آنرا آذربایجان می­نامیم، نخستین بار در اواخر سده چهارم و اوایل سده­ی سوم پیش از میلاد به صورت مکتوب پدید آمد. احمد کسروی ضمن بررسی نام‌ «آتروپات» معتقد است این نام بعدها به «آذربادگان» یا «آذربایگان» نامیده شد.

از آنجا که اعراب قادر به تلفظ حرف «گ» نیستند «گ» را به «ج» بدل کردند و سرزمین مذکور را «آذربیجان» نامیدند. از آن پس «آذربایگان» به صورت «آذربایجان» تلفظ شد. اما عنایت الله رضا در کتاب اران خود معتقد است هرگز صورت نخستین کلمه «آذربایگان» یا «آذربایجان»، «آتروپاتکان» نبوده است. کسروی همچـنین دربـاره نام«آذربایجـان» معتقد است: (اعراب آنرا آذربایجان می­خوانند، در کتاب­های ارمنی آذربایاقان و آذربادیاقان هر دو را نگاشته­اند. در کتاب­های کهنه پهلوی آتروپاتکان بوده است.) آنچه که منابع تاریخی در مورد گونه­های نام آذربایجان بر آن اتفاق نظر دارند ریشه «اترپات» یا «اتورپات» برای این نام­ها می­باشد. این مقاله درصدد بررسی تغییرات اسمی آذربایجان در منابع موجود در مسیر تاریخی خود می‌باشد.

کلید واژه ها: اتروپاتکان، آتورپاتکان، آذربایجان


آذربایجان در نقشه‌نگاری تمدن اسلامی

امیرهوشنگ انوری[14]

در میان دستاوردهای فراوانی که تمدن اسلامی به ویژه در دوره­ی شکوهش، یعنی سده­های سوم تا نهم هجری به تمدن بشری تقدیم کرد، یکی نیز نقشه‌نگاری (کارتوگرافی) است که کمتر مورد بررسی و توجه قرار گرفته است.

امروز چند هزار نقشه که توسط جغرافی‌دانان و نقشه‌نگاران مسلمان ترسیم شده­اند، میراث ارزشمندی است که شایسته است مورد توجه محققان مسلمان قرار گیرد.

مقاله­ی‌ حاضر، در راستای معرفی داشته­های غنی دانش‌ اسلامی، به مطالعه و بررسی چگونگی ترسیم آذربایجان در نقشه­های جغرافی‌دانان مسلمان می‌پردازد. بنابر این، از نخستین نقشه‌های رسم شده در سده‌های سوم توسط دانشمندانی چون خوارزمی، کندی و سرخی آغاز و تا نقشه‌های کاتب چلبی در سده­ی سیزدهم هجری قمری، ادامه می­‌یابد.

سده‌های مورد بررسی، زمانی دراز است که علم جغرافیا و پیرو آن دانش نقشه‌نگاری فقط در سرزمین‌های آباد جهان اسلام رونق داشت. در واقع جغرافیای اسلامی، تنها حلقه­ی ارتباط دانش جغرافیایی یونان باستان با جغرافی مدرن است و مسلمانان با رشد تفکر در این علم نقشی انکار ناپذیر و مؤثر در تداوم و گسترش آن ایفا کردند.

پیدایش مکتب‌ها و روش‌های جغرافیایی متعدد و متنوع در دنیای اسلام طی سده‌های یاد شده موید چنین واقعیتی است.

آذربایجان، با موقعیت استراتژیک، شهرهای آباد، خاک حاصل‌خیز و مردمی غیور، همواره یکی از مهم‌ترین ایالت‌های سرزمین‌های اسلامی شمرده می‌شد؛ از این رو، در ترسیم نقشه‌ها جایگاه ویژه‌ای به خود اختصاص داد.

 مقاله­ی پیش رو بر اساس موارد زیر نگارش یافته است:

1. مشخص داشتن حدود و ثغور جغرافیایی آذربایجان، ایران، منطبق با استان‌های کنونی آذربایجان غربی، شرقی و اردبیل  تمایز آن با نواحی اران، شروان، تفلیس، ارمنیه منطبق با جمهوری­های نو استقلال یافته­ی آذربایجان، ارمنستان و گرجستان (منطقه­ی قفقاز)، بر اساس، نقشه‌های اسلامی به عنوان سندی متقن و تاریخی طی دوره­ی طولانی سده‌های 3 تا 9 ه‍‌ ق.

2. بررسی چگونگی ترسیم نقشه آذربایجان در مکتب‌ها و شیوه‌های جغرافی نگاری شکل گرفته در نقشه‌نگاری اسلامی، شامل روش هفت کشور ایرانی، مکتب هفت اقلیم یونانی، مکتب بلخی، شیوه­ی نجیب بکران و نقشه‌های متأخرِ متأثر از شکل‌گیری نوین علم جغرافیا در اروپای سده‌های پانزدهم به بعد.

3. به دست آوردن آگاهی های جغرافیایی درج شده در نقشه‌ها شامل، شهرها، راه‌ها و سایر مفاهیم جغرافیایی مربوط به آذربایجان.

کلید واژه‌ها: تمدن اسلامی، جغرافیا، نقشه‌نگاری(کارتوگرافی)، آذربایجان


تأثیرمسأله سنت و تجدد بر زبان ترکی آذری

منیره بایرامی فرجود[15]

در این مقاله در ابتدا به مساله سنت و تجدد و تاثیر چشمگیر آن در تمام ابعاد و زوایای زندگی امروز بشری بطور مختصر و گذرا اشاره شده سپس به موضوعات زیر پرداخته شده است.

- ریشه زبان ترکی آذری و این­که زبان ترکی آذری از چه تاریخی به­طور رسمی آموزش داده شده است و به­صورت کاربردی از آن استفاده گردیده است.

در ادامه تعدادی از نظرات جهانگردان درباره زبان ترکی و فارسی در آذربایجان آورده شده است.

- زبان کنونی آذربایجان در سده اخیر دچار چه تغییراتی شده و اینکه چند درصد از لغت نامه های ترکی شامل واژه های اصیل ترکی و چند درصد آن شامل لغات عربی، روسی، انگلیسی، عثمانی و فرانسه است که خواسته یا ناخواسته به زبان ترکی اضافه گردیده و جزو مصطلحات آذربایجان به شمار آورده شده است.

-  واژگانی که مستقیما از زبان فارسی رایج امروزی کشور وارد زبان ترکی شده و به حدی این واژگان مصطلح و همگانی گشته که حتی معادل ترکی آن قابل فهم نیست.

- به پسوند ها و پیشوندهایی که واژگان فارسی را ترکی می­کند اشاره شده است.

-  سپس به موضوع مهم گویش نسل امروزی آذربایجان پرداخته شده است واین که چقدر شکاف بین نسل امروزی و نسل­های قبلی وجود دارد. تا جایی که گاه شاید مادر بزرگ و نوه نتوانند به راحتی با هم ترکی صحبت کنند.

- فراتراز این­ها موضوع نگران کننده دیگر که امروزه با عنوان تجدد و پیشرفت از آن یاد می­شود موضوع مکالمه به زبان فارسی با کودکی است که تازه زبان به سخن گفتن باز می­کند. و در نهایت اشاره به صدمات و عواقـب سوئی که ایـن موضوع از نظر پزشکی بر کودکان و شخصیت فردی و اجتماعی آنان می­گذارد. و این مشکلات چه تاثیراتی در بزرگسالی می­تواند داشته باشد.

کلید واژه­ها: ترکی آذری، سنت، تجدد، نسل امروزی، مشکلات فردی، مشکلات اجتماعی


گفتمان تجدد و تغییرات هویت در آذربایجان معاصر

مهدی بخشی شیخ احمد[16]

برای ایرانیان عموماً و برای آذربایجانی­های ایرانی خصوصاً، مضامینی سیاسی که با مفاهیمی از قبیل قومیت، ملیت و هویت آمیخته شده بودند،درست در بحبوحه­ی انقلاب مشروطیت و پس از آن مطرح شد. نفوذ عقاید غربی قرن نوزدهم پیرامون ملت، ملت­گرایی و هویت، پاره­ای از محافل روشنفکری طبقه متوسط ایران را نسبت به نتایج تغییرات سیاسی که در این منطقه در اوایل قرن بیستم در جریان بود نگران ساخت. در واقع دل­مشغولی عمده­ی آنها نگهداری استقلال ایران و مبارزه با هر گرایشی بود که کشور را به دولت­های منطقه­ای جداگانه­ای تجزیه می­کرد. در همین راستا نیز باید هویت جدیدی برای شرایط جدید تعریف می­شد.

گفتمان­های مختلف، هویت و خود فهمی­های فردی و جمعی را به شیوه­ی خاص خود تعریف می­کنند، «از این رو فهم هویت­های عام و تحول در آنها نیازمند تحلیل گفتمان­های مسلط است». (بشیریه، 1383: 816) یکی از گفتمان های سیاسی که در ایران معاصر در پی یکسان­سازی هویت عمومی بوده است، گفتمان تجدد دوران مشروطیت و عصر پهلوی می­باشد که «در پی تشدید هویت تک شالوده­ای» برای ایران مدرن برآمد. برخلاف عصر قاجار، به عنوان دوران ماقبل مدرن، که گفتمان پاتریمونیالیسم سنتی مسلط بود و وجود هویت های پراکنده و متنوع قومی، قبیله­ای، فرهنگی، مذهبی، محلی و غیره نیز در استقرار این نوع گفتمان نقش اساسی داشت، گفتمان تجدد در متن دغدغه های عصر تجدد به وجود آمد و به عنوان یک ایدئولوژی سراسری «خواستار تاسیس هویتی سراسری و عمومی در سطح جامعه» بوده است.(همان: 816-817) مدرنیته از طریق بی­دخالتی­ ما در شکل­گیری وضعیت نوین کشورمان تغییراتی در هویت تاریخی ما ایجاد نمود. به عبارت دیگر با اینکه هویت مذهبی ما علی­رغم رابطه با غرب، کم و بیش پابرجا مانده است، اما هویت تاریخی­مان، مشخصه­های فکریمان درباره هستی و زمان، تاریخ، جامعه، ‌سیاست، فرهنگ و مجموعه­ی ارزش­های فردی و اجتماعی­مان دچار تغییرات جدی­ای شده­اند. در واقع مواجه با گفتمان تجدد باعث شد تا جامعه­ی ایران تحت نفوذ و تأثیر آن قرار گرفته و از جامعه­ی سنتی خویش فاصله گرفت و به سمتـی حرکـت نمود که می­بایست تغییراتی در هویت خود به وجود می­آورد.

هدف از این پژوهش بررسی تغییرات هویتی در آذربایجان، به هنگام رویارویی با گفتمان تجدد بود که این تغییرات به طور مداوم در سرتاسر تاریخ معاصر آذربایجان – از مشروطه به بعد- ادامه داشته است. ولی از آنجایی که این تغییرات بر پایه عناصر هویتی موجود در جامعه بنا نشده بودند، نمی­توانستند هویتی پایدار به وجود آورند. بنابراین تلاش خواهد شد تا از چشم انداز هویتی به بررسی نحوه مواجه جامعه آذربایجان با دنیای مدرن پرداخته شود. این که چگونه در این دوره تاریخی شاهد شکل­گیری فرایندهای جدیدی هستیم که عناصر درون گفتمانی آن دارای نوعی «ناهم سنخی»، «ناهم زمانی»، ‌و «عدم انطباق» با گفتمان پاتریمونیالیسم سنتی می­باشـد و انقـلاب مشروطه را واجد صفات و فضائلی می­کند که می­توان تاریخ آذربایجان را به دو دوره قدیم و جدید تقسیم نمود. البته بررسی تاریخی و سیر انقلاب مشروطه، مد نظر پژوهش حاضر نمی باشد. بلکه صرفاً به مولفه­های تجددخواهانه­ی آذربایجانی­ها در انقلاب مشروطه و بعد از آن در عصر پهلوی و تغییراتی که از این منظر در هویت آنها به وجود آمده است، پرداخته خواهد شد. مضاف بر اینکه درباره­ی تبار آذربایجانی­ها نیز سخنی به میان نخواهد آمد، چرا که نویسندگان و پژوهشگران گرانقدری در این زمینه قلم فرسایی کرده­اند که می­توان به آنها مراجعه کرد. (به عنوان نمونه رجوع شود به: اتابکی، 1376: 19-37 و نیز: انصاف­پور، 1377؛ رحمانی­فر، 1387؛ هیئت، 1380)


 محدوده­ی جغرافیایی

سید عطاءاله بدیع زادگان[17]

آران نام تاریخی بخشی از منطقه جنوب قفقاز مابین ساحل شمالی رود ارس و رود کُر شامل قراباغ علیا در جمـهوری آذربایجـان است. این بخش از خاک کشور ایران در زمان فتحعلی شاه قاجار با حمله­ی روس­ها و پس از انعقاد دو پیمان گلستان و ترکمان چای از ایران جدا شد و به روسیه تزاری پیوست.

با سرنگونی تزارها و پیش از آغاز حکومت بلشویک ها بر روسیه، در سال 1918 ، این بخش به نام جمهوری دمکراتیک آذربایجان تغییر نام یافت و پس از دو سال این واحد سیاسی سقوط کرد و جزئی از تقسیم بندی سیاسی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شد. با فروپاشی شوروی این جمهوری با نام آذربایجان در سال 1991 مستقل شد.

کلید واژه­ها: آران، ایران، آذربایجان


تحولات سیاسی اجتماعی اران از عهد نامه گلستان تا فروپاشی جمهوری دموکراتیک آذربایجان

مجتبی برزویی[18]

 اهالی اران پس از جدا شدن این سرزمین از پیکر ایران در عصر ترکان قاجار چگونه و در چه شرایطی به تعریف هویت خود رسیدند؟

آیا این هویت نتیجه اجماعی فراگیر و مورد توافق همه ساکنان آن سرزمین بود؟

چنین تعریفی در چه دوره زمانی پدید آمد و قوام یافت؟

رویدادها و جریان های فکری جوامع همسایه در شکل گیری هویت نهایی اهالی شمال ارس چه نقشی را بازی کرد؟ سهم حکومت و جامعه ایران در این تحول سرنوشت ساز چه بود؟

برای پاسخ به این پرسشها باید به دوره­ی پس از امضای قرارداد گلستان بازگشت و فاصله زمانی میان این رویداد تا تاریخ سرنگونی به اصطلاح جمهوری دموکراتیک آذربایجان را که در برگیرنده زمانی نزدیک به یکصد و ده سال است بررسی کرد. در طول این دوره و بویژه در دو دهه پایانی آن روند هویت جویی مردمان شمال ارس شکل کنونی خود را بازیافت، هرچند فراز و نشیب های زیادی را در این فاصله به خود دید. نخستین مرحله­ی پدیده مذکور انتظار بازگشت به آغوش ایران است و سهم و خواست نخبگان سیاسی و فرهنگی و حتی مردم عادی اران در متقاعد ساختن ترکان قاجار برای بازگرداندن آب رفته به جوی، پس از عهدنامه گلستان بسیار چشمگیر است ولی با شکست دور دوم جنگ با روسیه و حتی از دست رفتن نخجوان در ترکمانچای، عصر مهاجرت به میهن اصلی یعنی ایران آغاز می شود: بسیاری از عشیره ها، قبیله ها و خاندانهای ساکن در اران و شمال رود ارس به ایران کوچیدند چرا که از دید آنان دوری از ایران و پذیرفتن حاکمیت روسیه امری ناگوار بود. از این پس تا اواخر سده نوزدهم جابجایی­های جمعیتی زیادی با هدایت و خواست روسهای تزاری صورت گرفت که بر پایه­ی آن تقریبا دو جامعه ارمنی و آذری از همدیگر متمایز شدند و مشخصه اصلی آن گرایش روسها به سپردن پستهای حساس اداری و اقتصادی به نخبگان ارمنی و بی اعتمادی به اهالی مسلمان اران بود. در این روزگار هنوز جامعه اران مدعی داشتن هویت جمعی آذربایجانی نبود، زبان فارسی همچنان زبان فاخر فرهنگی آن مردم به شمار می رفت و تشیع کماکان به حیات پویای خود در آن جامعه ادامه می داد. اما درکنار این مشخصه ها سیاست پیچیده اداری و فرهنگی رژیم تزاری زبان روسی را رفته رفته به ارانی ها تحمیل می کرد و همزمان دولت و جامعه ایران به دلیل ناتوانی مفرط خود آن مردم و آن جامعه را یکسره به دست فراموشی سپرده بودند و دیرگاهی بود که آنان دیگر طرف خطاب حکومت، جامعه و حتی روحانیت شیعه ایران قرار نمی گرفتند. در این برهه، آرام آرام گروه­هایی از درس خواندگان در دهه های پایانی سده نوزدهم، نه بطور مداوم بلکه به صورت جسته گریخته، خود و مردمشان را آذربایجانی معرفی می کردند. در پایان سده نوزدهم پدیده هایی در روسیه تزاری، قفقاز، عثمانی و ایران در حال بروز و رشد بود: سوسیالیسم وکمونیسم روسی در روسیه، ناسیونالیسم ارمنی و گرجی در قفقاز، پان ترکیسم در عثمانی و ناسیونالیسم در ایران همگی در حال زایش و یا بالندگی بودند و تب هویت یابی و هویت جویی سراسر آن سرزمین ها را فراگرفته بود؛ تأثیر این پدیده ها خواه ناخواه نخبگان ساکن اران را نیز برای بدست دادن تعریفی از هویت ساکنان آنجا زیر فشار می گذاشت. هرچند در این دوره حساس، با پدیدار شدن نخستین نشانه های انقلاب مشروطه در ایران در سده بیستم، در آغاز شاهد شرکت بعضی از قفقازیان اعم از آذربایجانی، ارمنی و گرجیان در اتقلاب مشروطه ایران فقط ریشه در ناسیونالیسم ایرانی نداشته و باید ریشه آن رادر علل دیگری جستجو نمود. کسانی چون رسول زاده و احمد آغا اوغلو اگر چه در اوایل ایران گرا بوده اند، اما ...  و در نتیجه همین همگرایی، اران به مرکز گردهمایی و تلاشهای فرهنگی طراحان و پشتیبانان این ناسیونالیسم، که بیشتر آذربایجانی و از اهالی تبریز بودند، بدل شده بود اما در فرجام کار ناکامی انقلاب مشروطه آغاز روند شکل گیری هویت سیاسی و فرهنگی اران با رنگ و بوی غیر ایرانی را رقم زد و بلافاصله دوران تأثیرپذیری از پان ترکهای عثمانی و سوسیالیستهای روس، هرکدام بدلایلی متفاوت، آغازگردید. عثمانی ها می رفتند که به آرامی لگام احساسات هویت طلبانه ارانی ها را به دلخواه خود بدست گیرند. در پایان سده مورد نظر عثمانی، که پیشتر کانون توجه مسلمانان سنی مذهب قفقاز و اران بود، برای نخستین بار توانست شیعیان اران را با شعار توران بزرگ به سوی خود بکشاند به طوریکه از این پس مبارزه روشمند با زبان فارسی و مظاهر تمدن و فرهنگ ایرانی که پیشتر تنها توسط روسها دنبال می شد متولی تازه نفس دومی یافت. بررسی حاضر به دنبال شناسایی مراحل و بزنگاههای این روند دگرگونی هویت و عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر آن است و در این میان به تحولات فکری درون جامعه اران، سیاست­های روسیه تزاری، بازتاب آراء پان ترکهای استانبول در قفقاز و البته نقد نقش حکومت و جامعه ایران آنروزگار در این زیان سترگ فرهنگی- راهبردی توجه خواهد شد.


تجاوزات مرزی روسیه تزاری و شوروی در خط مرزی آذربایجان

محمد علی بهمنی قاجار[19]

با وجود اینکه روسیه تزاری در پی دو جنگ تجاوزکارانه، قفقاز جنوبی را از ایران تجزیه کرد و براساس عهدنامه ترکمان چای ساحل رود ارس را به عنوان خط مرزی ایران و روسیه تعیین کرد، اما حتی عهدنامه ترکمان چای نیز نتوانست پاسخگوی مطالبات سلطه گرایانه روسیه باشد، یک سال پس از عهدنامه ترکمان چای و در سال 1244 قمری براساس پروتکلی خط مرزی ایران و روسیه هستند به عهدنامه ترکمان چای به طور دقیق مشخص شد، اما پس از این پروتکل بود که روس ها به اقداماتی برای تجاوز از خط مرزی جدید دو کشور ایران و روسیه، مبادرت می ورزند، در وهله اول، روسیه منطقه مهم و استراتژیک «قره سو» در حد فاصل بین رودهای ارس و قره سو و در باختری ترین نقطه مرزی ایران و روسیه را اشغال کرد، روس ها با وجود نص صریح عهدنامه ترکمان چای که مرز ایران و روسیه را رود ارس تعیین کرده بود، جنوب ارس را اشغال کرده و خط مرزی را تا رود «قره سو» پایین می آورند.

نزدیک به هفتاد سال، پس از ترسیم خط مرزی ایران و روسیه براساس پروتکل مرزی عهدنامه ترکمان چای علائم مرزی ایران و روسیه در منطقه مغان محو می گردد، از این رو دولت های ایران و روسیه، هیئت­هایی را برای تجدید و بازسازی علائم مرزی تعیین می نمایند. این موضوع فرصت مناسبی را در اختیار روس ها قرار می دهد، ریاست، هیئت روس، «کلنل خلمتسکی» به بهانه تجدید علائم مرزی، نقشه جدید ترسیم می کند که براساس این نقشه منطقه «بیله سوار» و بخش وسیعی از مغان از خاک ایران تجزیه و به روسیه منضم می گردید. این نقشه با مخالفت شدید دولت ایران روبرو می شود، و «مظفرالدین شاه» در سفر به روسیه از امپراطور روسیه درخواست می کند که از عملی کردن نقشه «خلمتسکی» صرفنظر نماید. با تلاش «مظفرالدین شان» نقشه «خلمتسکی» عملی نمی گردد. اما فکر اجرایی شدن این نقشه از روسیه تزاری به اتحاد جماهیر شوروی به ارث می رسد، شوروی در سال های 1300 تا 1310 خورشیدی در عمل نقشه «خلمتسکی» را اجرا می کند. ممانعت از ایجاد پاسگاه ایرانی در (دیمان)، تصرف منطقه «ساری بلاغ» از توابع دیمان و تخریب پاسگاه ایرانی «ساری بلاق»، تصرف بهرام تپه «بیله سوار» و تحریب پاسگاه ایرانی آن نمونه های آشکاری از تجاوزات مرزی شوروی در منطقه مغان بودند. ضمن اینکه روس ها در همین دوران خط مرزی را در محدوده گرمی و نمین نیز پیش آورده و تعدادی از روستاهای ایرانی را اشغال می نمایند. در همین زمان دولت شوروی با انعقاد عهدنامه «قارص»با دولت ترکیه، منطقه «قره سو» را به ترکیه واگذار می نماید و بدین ترتیب دولت شوروی قسمتی از سرزمین ایران را که دولت تزاری برخلاف نص صریح عهدنامه ترکمانچای با زور نظامی غصب کرده بود به ترکیه می بخشد.

این بخش شوروی اهمیت زیادی برای ترکیه داشت و منجر به هم مرز شدن ترکیه با «نخجوان» و از این طریق جمهوری آذربایجان گردید، مناطق اشغالی شوروی در مغان نیز تا سال 1334 خورشیدی به طور کامل در تصرف شوروی باقی می ماند. در این سال پس از انعقاد عهدنامه مرزی ایران و شوروی، دولت شوروی در ازا صرفنظر کردن ایران از مالیکت بر قصبه فیروزه و حد فاصل بین رود اترک و نهر موسی خانی و نیز خلیج حسنقلی در مرزهای ایران و شوروی در خراسان، با رفع اشغال از بخشی از خاک ایران در مغان موافقت می نماید، اما باز هم قسمت هایی از خاک ایران را در اشغال قرار می دهد، که از جمله می توان به منطقه «دیمان» در جنوب شهرستان گرمی و شمال باختری شهرستان «نمین» اشاره کرد که هم اکنون مرکز اصلی این منطقه در جمهوری آذربایجان قرار دارد و نمادی از آثار اشغالگری و تجاوزات روسیه تزاری و دولت شوروی علیه تمامیت ارضی ایران به شمار می آید.


بررسی موقعیت سیاسی آذربایجان در دوران اشکانیان

سمیرا بیگمرادی[20]

یکی از دوره‌های مهم و البته کم رنگ تاریخ ایران باستان، دورانِ حکومت اشکانیان (پارتیان) است در این دوره طولانی، نزدیک به 470 سال، سرزمین ایران حوادث مهمی را پشت سر نهاد. از جمله­ی این حوادث تهاجم رومیان و اقوام مختلف از شرق و غرب به خاک ایران بود که هم زمان با پیشروی پارتیان به سوی غرب و ضعف دولت سلوکی سبب تقابل و برخورد دو قدرت توسعه طلب و قلمرو گستر ایران و روم گردید.

میدان­های نبرد معمولاً در سرزمین­های آسیای غربی و از آن میان آذربایجان (آتورپاتکان، آتروپاتن) واقع می­شد. آذربایجان به دلیل موقعیت استراتژیکی و جغرافیایی مبدا مناسبی برای تهاجمات و البته تسخیر آن به مثابه­ی پایگاهی علیه پارتیان به شمار می‌رفت. به همین دلیل آذربایجان در این دوران دستخوش حوادثی شد؛ و از آنجا که این ایالت بعد از اسکندر مقدونی به نوعی به خودمختاری رسید، به عنوان دولتی کوچک. این مقاله قصد دارد به بررسی موقعیت سیاسی و نقش آذربایجان در دوران حکومت اشکانیان بپردازد.

کلید واژه ها: آذربایجان، آتروپاتن؛ خاندان آتروپات، اشکانیان، روم، فرهاد چهارم، آنتونیوس، آلان ها


کنکاشی در جغرافیای قفقاز از منظر جامع التواریخ

علی رضا بیکدلی[21]

حدود و ثغور و نام مناطق اگر چه موضوعی علمی و جغرافیایی است اما به دلیل جابجایی مرزها و تحت تاثیر سیاست دولت ها و تبلیغات جهت دار در هاله­ای از ابهام قرار گرفته است. پس از قرار دادهای گلستان و ترکمنچای در محدوده روسیه تزاری و بعدها اتحاد جماهیر شوروی، الفبای جمعیت مسلمان در قفقاز و آسیای مرکزی تغییر کرد و زبان فارسی رونق خود را از دست داد. این موضوع زمینه را برای فراموشی و نادیده گرفتن منابع و اسناد سره تاریخی که به زبان فارسی و یا حتی ترکی (با الفبای عربی) بودند و در آرشیوهای محلی به وفور نگهداری می شدند فراهم نمود. تاریخ منطقه قفقاز در دوره روس­ها و شوروی ها از سوی آکادمی های علوم با روایات همسو با سیاست های مسکو نگاشته و تدریس شد. پس از فروپاشی شوروی این تفاسیر روسی و کمونیستی اعتبار خود را از دست داد اما این بار نیز به دلایل سیاسی محورهای اصلی گذشته پا برجا ماند و تفاسیر جدیدی به آن اضافه شد که با منابع تاریخی موجود همخوانی ندارد.

یکی از منابعی که می­توان تعریف جغرافیایی نسبتا مشخصی در مورد ایران و مناطق گوناگون زیر پرچم آن از جمله آذربایجان و آران، شروان و گرجستان را در قرن هفتم و هشتم هجری قمری استخراج کرد کتاب "جامع التواریخ" نوشته "رشیدالدین فضل الله" است.

در مقاله­ی حاضر با بهره گیری از جلد سوم جامع التواریخ به سعی و اهتمام عبدالکریم علی اوغلی علی‌زاده، چاپ فرهنگستان علوم جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان، باکو، 1957که به تصحیح علمی و انتقادی فارسی ی. ا. برتلس و آ. آ. روماسکویچ رسیده توجه علاقمندان به تاریخ قفقاز را به این منبع جلب نمایم.

در این کتاب در باره­ی تاریخ سلطنت هلاکو، اباقاخان و ارغون خان مطالبی گرد آوری شده است. از جمله در ابتدای کتاب می نویسد: "ولایت غربی ایران زمین و شام و مصر و روم و ارمن معین گردیده بود. "هلاگو پس از ورود به خراسان در این سال " ایلچیان سریع‌السیر را روانه فرمودند چون خبر وصول رایات جهانگیر در اطراف شایع و مستفیض گشت سلاطین و ملوک هر مملکتی از ممالک ایران ببندگی حضرت متوجه شدند از روم سلاطین عز‌الدین و رکن‌الدین و از فارس اتابک سعد پسر اتابک مظفر‌الدین و از عراق و خراسان و آذربایجان و اران و شروان و گرجستان ملوک و صدور و اعیان تمامت با پیش کش ها لایق ببندگی حضرت پیوستند." هولاکوخان سپس "در ربیع‌الاول سنه­ی خمس و خمسین و ستمایه از حوالی قزوین بجانب همدان توجه فرمود و بایجو نویان از حدود آذربایجان برسید. هولاکوخان از او رنجیده بود بانـگ بر وی زد و فـرمود کـی جور ماغـون نویان نماند تو بجای او در ایران زمین چه کار کرده­ای."

"غازان خان در سال 794 در حضور شیخ‌زاده صدرالدین ابراهیم حمویی اسلام آورد و از آن پس به نام پادشاه اسلام به ترویج اسلام در مملکت خود از اران، آذربایجان، فارس، اصفهان، عراق عجم عراق و خراسان و مازندران را که جمع آن تعریف ایران است پرداخت.

این مقاله تاکید خواهد نمود که مسائل تاریخی اگر چه با تمایلات سیاسی آراسته و یا پیراسته شوند اما به مرور زمان در محافل علمی به عنوان موضوعی علمی مورد بررسی قرار خواهند گرفت. بنابراین مناسب است دولت های مستقلی که تاریخ مشترک دارند، تدوین تاریخ را به دانشمندان خود بسپارند تا از این مشترکات برای تقویت روابط خود بهره گرفته شود.


جغرافیای طریقت شیخ صفی در صفوه ‌الصفا

مهین پناهی[22]، ثریاکریمی یونجالی[23]

صفوه­‌الصفا از معتبرترین کتاب­های عرفان و تصوف و از کتاب­های تذکره عارفان به شمار می‌رود و به ویژه شامل شرح حال زندگی شیخ صفی الدین اردبیلی، جد اعلای سلاطین صفوی است. با توجه به جایگاه و اهمیَت صفو‌ه­الصفا در معرفی و شناخت شیخ صفی، این مقاله در صدد است با رویکردی توصیفی، جغرافیای طریقت شیخ‌صفی را براساس کتاب صفوه­‌الصفا روشن نماید.

از بررسی این کتاب چنین بر‌می‌آید که جغرافیا و گستره­ی طریقت و نفوذ معنوی شیخ صفی بیشتر، مناطق آذربایجان و گشتاسفی و گیلان بوده است در نقاط دیگر خارج از این محدوده هم مریدانی در مصر و سراندیب و هندوستان و ... نیز بوده­اند. شیخ در نواحی مرزی ایران و آناتولی و مناطقی در دشت قبچاق نیز هوادارانی پیدا کرده بود و شبکه تبلیغاتی او از شرق آناتولی تا دشت قبچاق فعالیت داشت و بسیاری از قبایل ترک‌زبان آن نواحی به حلقه ارادتمندان و مریدان او پیوسته بودند.زهد و ورع و دینداری و کرامات و قداست و مردمی بودن شیخ، باعث نفوذ معنوی وی در میان عامه مردم شده بود و خانقاه شیخ برای عام و خاص پناهگاه و نقطه اتکای روحی و اخلاقی از ظلم و جور حکام قدرتمند محسوب می‌شد. وی احترام و ارادت خانان مغول و امیران محلی را به سوی خود جلب کرده بود.

کلید واژه ها: شیخ‌صفی، صفوه­‌الصفا، جغرافیای طریقت


تحریف تاریخی حوادث آذربایجان

سید مسعود پیمان[24]

بررسی تحلیلی حوادث مهم تاریخ معاصر آذربایجان نشان‌دهنده تاثیر انکارناپذیر عقاید دینی مردم در جهت‌گیری این حوادث است، و به عبارت دقیق‌تر تحولات اجتماعی و ژئوپلتیکی منطقه آذربایجان و آران بیش از هر عامل دیگری از باورهای دینی به ویژه آموزه‌های مذهب پویای تشیع تاثیر پذیرفته است.

امّا اغلب وقایع‌نگاران در نوشته‌های خود آگاهانه یا ناآگاهانه مرتکب تحریف واقعیات شده و نقش محوری اعتقادات مذهبی مردم را در تحولات مهم منطقه‌ای نادیده گرفته و یا کم‌رنگ جلوه می‌دهند.

در این مقاله با ذکر گوشه­هایی از مبارزات مرحوم سیداسماعیل پیمان در شهر مراغه علیه استیلای قوای شوروی و استقرار حکومت فرقه دمکرات آذربایجان سعی شده است نمونه‌ای از جانفشانی مردم مراغه و در مقیاس وسیع‌تر مردم آذربایجان برای حفظ ارزش‌ها و باورهای دینی‌شان ارائه گردد.

در شرایطی که بی‌عدالتی، فقر عمومی، بی‌سوادی، اوضاع اسفبار بهداشتی و درمانی، نبود ارتباطات مواصلاتی، تجاوز و تعدی فئودال‌ها و سرمایه‌داران و ماموران دولتی به حقوق مردم، فساد حکومت مرکزی، بی‌توجهی حکومت مرکزی به خواسته مردم، دیکتاتوری و ... بسیاری مصائب دیگر می‌توانست موفقیت حکومت فرقه دمکرات آذربایجان را تضمین کند برخلاف نظر تئوری‌پردازان و سیاستمداران، اراده و خیزش مردم مومن شرایطی را پدید آورد که این حکومت خودخوانده از آغاز تشکیل با مشکلات جدی روبرو گردد و در نهایت بیش از یک سال نتواند دوام بیاورد.

سقوط حکومت دمکرات­ها در شرایطی روی داد که آنان علاوه بر برخورداری از پشتوانه حمایتی قدرتمند اتحاد شوروی، نیّات تجزیه‌طلبانه خود را با پوششی از اقدامات ضربتی مانند تقسیم مزارع بین روستائیان، سهیم کردن کارگران در کارخانجات، احداث دانشگاه، خیابان‌کشی در شهرها، ایجاد رادیو و موثرتر از همه تکیه اغراق‌آمیز بر اشتراکات زبان و فرهنگ قومی و .... مخفی نموده و سعی در جلب حمایت‌های مردمی داشتند.

البته این موضوع بارها در مذاکرات و مکاتبات پیشه‌وری و سران فرقه دموکرات با شخص استالین و میرجعفر باقروف و دیگر مهره‌های نظام کمونیستی به ویژه پس از تعطیلی چهل روزه­ی بازار تبریز در سوگ درگذشت مرحوم آیت‌ا... اصفهانی به صراحت اذعان شده است.

در زمینه ناکامی فرقه دموکرات در تثبیت پایه‌های قدرت خود در آذربایجان ایران توجیهات تئوریک و استدلال‌هایی از جمله اختلاف‌نظر در دستگاه رهبری اتحاد شوروی، تغییر عقیده­ی استالین به هوای چنگ‌اندازی به نفت شمال ایران، فریبکاری احمد قوام و عوامل دربار پهلوی، تهدید آمریکا به مداخله نظامی و ادعای عملیات موثر ارتش شاهنشاهی از استحکام منطقی برخوردار نبوده و حداکثر می‌توانند از عوامل فرعی محسوب شوند.


 نام­های خاص در اثر مهرهای تخت سلیمان

نازنین تمری[25]

بر اساس منابع تاریخی، آذربایجان از اوایل دوره­ی ساسانی به سبب هم­جواری با مسیحیان ارمنی  (در شمال) و رومی (در غرب) به صورت پایگاه عمده­ی نظامی، و به سبب وجود آتشکده­ی آذرگشنسپ در تخت سلیمان (شیز باستانی)، به صورت جایگاه دینی مهمی برای ساسانیان به شمار می­آمد. تخت سلیمان در شمال شرقی تکاب در جنوب دریاچه ارومیه، با بقایای معماری دو دوره مختلف و دریاچه عمیقی در راس یک تپه مرتفع، از محوطه­های باستانی مهم و مورد علاقه باستان شناسان جهان است. در واقع تخت سلیمان وسیع­ترین تاسیسات دینی، سیاسی و اداری اواخر دوره­ی ساسانی است که تاکنون شناسایی و بخشی از آن از زیر خاک بیرون آورده شده است. بقایای مجموعه تاریخی آتشکده­ی آذرگشنسپ در درون حصاری بیضی شکل با دروازه­های بزرگ مربوط به دوره­ی ساسانی و آثاری از دوران اسلامی باقی مانده است.

 در کاوش­های باستان­شناسان آلمانی و سوئدی در تخت سلیمان، شمار فراوانی مهر و اثر مهر از اواخر دوره­ی ساسانیان کشف شده است که به روشن شدن اوضاع اداری آن دوره و به ویژه نام کارکنان و بلندپایگان این ناحیه و حتی نوع مقام و سمت آنان کمک بسیاری می­کنند. از آنجا که منابع ما از تاریخ آذربایجانِ پیش از اسلام در مقایسه با دوره­ی اسلامی بسیار محدود و کم است، نام­ها و مقامات اشاره شده در اثر مهرهای تخت سلیمان که اغلب در منابع مکتوب دوره­ی اسلامی دیده نمی­شوند، افزون بر اهمیت­های مختلفی که برای پژوهنده­ی امروزی دارند، سبب فزونی مجموعه­ی نام­های خاص ما از دوران ساسانی گشته­اند، یعنی نام­هایی که مردم محل در آن دوران از آن­ها استفاده می­کردند. از آنجا که در آن زمان افراد بیشتر بر اساس نام خاندان و قبیله­ی خود شناخته می­شدند، این نام­های خاص به خاندان­های آن زمان نیز اشاره دارند. هم­چنین از نام­ها و معنی و مفهوم آن­ها می­توان به فرهنگ و باورهای دارندگان آن نام­ها نیز پی برد. بسیاری از دارندگان اثر مهرها، کارمندان دیوان اداری بوده­اند که گاه مقامات بالای اداری را بر عهده داشته­اند و این نیز اهمیت دیگری است که مطالعه و تحقیق آن­ها را ایجاب می­کند. نویسنده­ی مقاله، نام­هایِ خاصِ به دست آمده از اثر مهرها را برشمرده و آن­ها را از جنبه­های گوناگون بررسی کرده است.

 کلید واژه ها: آذربایجان، اثر مهر، تخت سلیمان، ساسانیان


روحانیت شیعه آران از گذشته تا حال

ولی جباری[26]

روحانیت شیعه جمهوری آذربایجان (آران) مسیر پر فراز و نشیبی را مخصوصاً در دویست سال اخیر تجربه کرده است و اگرچه قبل از جدایی از سرزمین مادری خود تاریخ مشابهی همچون ایران داشته است اما پس از جدایی، تحولات و تغییرات مختلف و بنیادینی را پشت سر گذاشته است.

حکومتهای تزار ، کمونیست و حُکّام مدعی دموکراسی کنونی این منطقه هیچ وقت نمی توانسته اند تاثیرات معنوی و اجتماعی علما و روحانیون شیعه را نادیده بگیرند و برای جلوگیری ازاین تاثیرات دست به اقدامات مختلفی همچون جلوگیری از ارتباطات مردمی، تبلیغات ضد دینی، انحرافات اعتقادی، تخریب وجهه­ی روحانیت و ایجاد سازمانهای موازی برای جلب و جذب مردم در دوره­ی تزار دست زدند. در دوره حکومت کمونیست­ها برخوردهای فیزیکی تشدید و هرگونه تبلیغات و تعلیمات دینی به شدت سرکوب و انحرافات اعتقادی بیشتر و سنگین­تر می­شود. در وضعیت کنونی اگرچه ادعای برخوردهای دمکراتیک مطرح می­شود، اما روحانیون و مومنین برای تبلیغات و تعلیمات دینی و اجرای موازین شرعی و برگزاری مراسم دینی با مشکلات زیادی روبرو هستند.

با وجود مشکلات مختلف، روحانیت شیعه هیچ وقت از وظایف اصلی اعتقادی خود دست برنداشته و در مقاطع مختلف تاریخ تلاش نموده است تا درعرصه­های خدمات ششگانه خود قدم بردارد.

نوشتار حاضر تلاش می­کند تا ضمن بررسی تاریخچه­ی فعالیـت­های روحانیت شیعه آران، به اجمال چالش­های روحانیت شیعه با حکومت را بررسی و توضیح دهد. موسسات آموزشی و پرورش دینی جمهوری آذربایجان را مرور نماید و در پایان تطبیق مختصری از عرصه­های خدمات سازمان روحانیت شیعه نسبت به شیعیان قفقاز را انجام دهد.

کلید واژه ها: روحانیت، روحانیت شیعه، قفقاز، اداره روحانیون قفقاز، عرصه­های خدمات، چالش­های روحانیت


جایگاه آذربایجان در رقابت سیاسی میان قراقویونلوها و حکومت­های همجوار در عصر قراقویونلوها

سهیلا جدی[27]

با زوال ایلخانان، نوعی خلاء سیاسی در ایران به وجود آمد که زمینه را برای سربرآوردن حکومت­هایی چون آل جلایر، چوپانیان، سربداران و... در نقاط مختلف مملکت فراهم کرد. تیمور با ظهور قدرتمند خود توانست این حکومت­های محلی را در حکومت خود هضم کند. در این میان، آق­قویونلوهای ترکمان زیر لوای آل جلایر به تکاپو پرداختند و در نهایت با قدرت گرفتن امرای قراقویونلو توانستند آل جلایر را از صحـنه­ی سـیاسی حذف کنند و در پی آن، جنگهای زیادی بر سر آذربایجان بین قراقویونلوها و حکومت­های همجوار و هم عصرشان رخ داد.

در این مقاله، این سؤال مطرح می­شود که؛ علل جنگ­ها و نزاع­های بین قراقویونلوها و حکومت­های همجوار بر سر آذربایجان، از کجا ناشی شد؟ یا چه عواملی باعث عدم ثبات حکومت قراقویونلوها در آذربایجان شد؟ مقاله بر این امر تاکید می­کند که مسائلی از قبیل: جایگاه و موقعیت استراتژیکی (سوق الجیشی) آذربایجان و همچنین پایتخت بودن آن در دوره­ی مغولان و ایلخانان، موضوعی بود که جنگ بر سر تصرف آن را اجتناب ناپذیر می ساخت. این حکومتها با مطرح کردن خود به عنوان اخلاف مغولان و ایلخانان برای کسب مشروعیت حکومت خود خواهان دست یابی بر آذربایجان بودند.

کلید واژه­ها: آذربایجان، مشروعیت حکومتی، قراقویونلوها، جنگ ها، موقعیت استراتژیکی، حکومت­های رقیب همجوار


گنجینه های گویش آذری (نقد و بررسی متون بازمانده از زبان آذری)

محمود جعفری دهقی[28]

شواهد و داده­های کهن در باره­ی زبان دیرین آذربایجان، حاکی است که زبان آذری یکی از زبان­های رایج در این بخش از سرزمین ایران بوده است. به نظر می­رسد که نام آذری برگرفته از نام کهن آذربایجان یا آتورپاتکان باشد. کهن­ترین سندی که از این نام یاد می­کند یاقوت حموی جغرافی نگار بزرگ جهان اسلام است. وی آذری را زبان مردم آذربایجان می­شمارد. پس از او نیز تاریخ نگارانی نظیر مسعودی، ابن حوقل و مقدسی این نکته را مورد تایید قرار می دهند. افزون بر این، متنهایی از دیرباز به گویش آذری باقی مانده که ماهیت این گویش را به روشنی آشکار می­سازد و به منزله­ی گنجینه­های گویش آذری است. یکی از متون رساله­ی روحی انارجانی است. این رساله که مربوط به سده­ی دهم و یازدهم هجری است به گویش آذری به وسیله­ی مولانا روحی انارجانی نگاشته شده و نمونه­ی ارزشمندی از مکالمات مردم آذربایجان در این دوره است.

پیش از این نیز نمونه­هایی از گویش آذری در جنگ­ها و دواوین شعر دیده شده است. افزون بر همام تبریزی، شاعری دیگر به نام عزالدین عادل بن یوسف تبریزی نیز سروده هایی به گویش آذری دارد که نمونه ای از آن چنین است:

سحرگاهان که دیلـم تاوه گیری                 جه آهـم هفـت چرخ آلاوه گیری

"سحرگاهـان که دلـم می گیرد                  از آهم هفت چرخ آتش می گیرد"

یکی دیگر از مـتون بازمانـده که به گویش آذری است کتاب "مزارات تبریز" است. در این اثر نیز با واژه­های ارزشمندی از گویش آذری مواجهیم که از زبان ما عصمت، یکی از عرفای گران سنگ سده­ی هشتم و نهم هجری نقل می شود.

سند دیگری که در آن از نام های خاص آذری یاد شده سندی است از سده هشتم هجری که بوسیله­ی قاضی شهاب علی بن شکرالله قاضی و موضوع آن اختلافات ملکی است.

هدف ار نگارش این مقاله بررسی و نقد و معرفی مجموعه­ی آثاری است که به نحوی مربوط به گویش آذری است و لغات و اصطلاحات و نام های خاص یا اسامی جغرافیایی آذربایجان را معرفی می­کند. اینجانب این مجموعه را "گنجینه­ی گویش های آذری" می خوانم.


زوال مراکز علمی و فرهنگی ایرانی در قفقاز

سعید جلالی[29]

منطقه قفقاز از دیرباز محل استقرار اقوام گوناگون بوده که به گویش های مختلف سخن می­گفتند. اقوامی چون کاسپی‌ها، اوتیان، آلبان‌ها، گرگرها، تالش‌ها، تات‌ها، ارامنه، ایبری‌ها (گرجی‌ها) و... جمعیت این مناطق را تشکیل می‌دادند که برخی از این گروه‌های قومی و زبانی در زمره‌ی گروه‌های نژادی و زبانی ایرانی قرار داشتند. از دوره‌باستان حضور فرهنگ و تمدن ایرانی در قفقاز به علت مناسبات اقتصادی و سیاسی بسیار حائز اهمیت بوده و تا یک قرن پیش نیز استمرار داشت. این آمیختگی فرهنگی و تمدنی در سده‌های اخیر شکل بارزتری داشته است. حوادث و شرایط تاریخی‌ای که در دو سوی حوزه فرهنگی رقم خورد، موجبات استحکام فرهنگی، اقتصادی و نظامی طرفین گشت. همچنین نقش زبان فارسی به عنوان خط و زبان فارسی و پیوند دهنده عناصر مختلف قومی و زبانی قفقاز بسیار حائز اهمیت بود. بسیاری از کتب، دیوان‌ها، مجلات و روزنامه‌ها به این زبان تحریر می‌شدند و مردم این دیار تحت تأثیر این زبان آثار فرهنگی و ادبی بسیاری خلق نمودند. از این رو آموزش زبان فارسی و گسترش مدارس فارسی زبان به ویژه در سده نوزدهم و ابتدای قرن بیستم چشمگیر بود وهمین موجب انسجام فرهنگی و تمدنی در دو سوی رودخانه ارس می‌شد.

با تسلط روس‌ها بر منطقه قفقاز و ماورای آن و همچنین رقابت‌های سیاسی و ایدئولوژیک آن رژیم با حاکمین عثمانی که در تلاش با شعارهای پان تورانیزمی به سوی آسیای غربی و مرکزی پیشتازی نماید، فرهنگ ایرانی و زبان فارسی و حتی برخی از زبان‌های محلی مورد هجمه قرار گرفتند. روس­‌ها و عثمانی‌ها به شکل هماهنگ و به مثابه دو لبه‌ی یک قیچی به انقطاع و زوال فرهنگ ایرانی در منطقه کمک نمودند. مجموعه این سیاست‌ها با حوادثی چون شکست جنبش مشروطه در ایران توامان شد. این جنبش برای مشارکت و منبعی از امید را در منطقه قفقاز و همسایگان ایران در برداشت. شکست مشروطه بسترهای اجتماعی و فرهنگی ایران زدایی را در منطقه قفقاز هموارتر کرد و البته بی­توجهی نظام سیاسی در ایران نیز تسریع بخش این فرایند گردید.

تغییرات سیاسی در منطقه به همراه حاکمیت بلشویک‌ها و سیاست یکسان سازی قومی و زبانی رژیم جدید، به منزله آخرین میخ بر تابوت فرهنگ و تمدن ایران در منطقه قفقاز محسوب می‌گردد. از این زمان مراکز فرهنگی و مدارس فارسی زبان با سخت‌گیری‌های‌ تازه‌ای مواجه می‌شوند و به تدریج راهی جز قفل نهادن بر فعالیت‌ خود نداشتند.


اران و مناطق حوضه رود ارس در متون تاریخی گرجی

الکساندر چولوخادزه[30]

ملل قفقاز از دوران باستان با یکدیگر و ملل و مناطق همجوار، روابط بسیار گسترده سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره داشته اند و اطلاعات زیادی راجع به این موضوع در منابع مختلف درج شده است. اما در پژوهش­های مربوطه در بسیاری از موارد از منابع غنی گرجی که اطلاعات دسته اول، موثق و منحصر را در برمی­گیرد استفاده نشده است. با توجه به اینکه گرجستان دارای سنت ادبی از سده پنجم میلادی و سنت تاریخ نویسی از سده 11 م/ 4 هـ ق است، مطالعات منابع تاریخی گرجی جمع آوری شده و به شکل یک مجموعه بزرگ تحت عنوان Karilis Tskhovreba  "زندگانی گرجستان" در آمده است که تا سده 18 م /11هـ ق با متون جدید تاریخی تکمـیل می­شد. در متون این مجموعه تاریخ گرجستان از دوره­های باستان تا سده 18 م/11 هـ ق معرفی شده است و در بسیاری از موارد اطلاعات منحصر به فرد مربوط به تاریخ ملل و مناطق مختلف قفقاز را نیز در بر می‌گیرد که در منابع یونانی، رومی، فارسی و عربی مشاهده نمی­شود در مجموعه مذکور اران و مناطق حوضه رود ارس به دلیل هم­جواری جغرافیایی و نیز وابستگی‌های تاریخی، نژادی، فرهنگی و غیره با گرجستان، جایگاه ویژه دارد. تحلیل و مطالعه عمیق اطلاعات مربوط به حوادث تاریخی، شخصیت‌ها، اسامی جغرافیایی، مناسبات سیاسی و اقتصادی، مرزهای کشورهای مختلف و غیره که در مجموعه "زندگانی گرجستان" مشاهده می­شود بسیاری از مسائل تاریخ قفقاز و شمال غربی ایران را روشن می‌سازد.


 فرهنگ ها و خرده فرهنگ های بومی آذربایجان (هویت آذربایجان)

ایرج حامدی[31]

در این مقاله ابتدا مفهوم هویت از منابع مختلف لغات استخراج و سپس به دو سطح فردی و جمعی تقسیم شده است. منظور از هویت فردی، انسان و از هویت جمعی، امت است. سپس عوامل مؤثر بر این دو سطح از دیدگاه امام خمینی(ره) را مورد بررسی قرار گرفته است. چرا که اگر بخواهیم در موضوع اشاره شده سخن به میان آورده شود لازم است زمان زیادی را صرف تحقیق و پژوهش صرف شود زیرا مسئله­ی فرهنگ و هویت و قومیت مثل سایر کلمات نیست که به راحتی از آن رد شد بنابر این در سطح فردی هویت از دیدگاه امام خمینی(ره) به دو نقش مهم هستی‏شناسی ـ جهان‏بینی و انسان‏شناسی بر دیدگاه وی نسبت به هویت اشاره شده است. در ادامه از دیدگاه امام خمینی(ره) به ویژگی های ذاتی انسان اشاره شده که عبارتند از: جامعـیت و لایتناهـی بودن انسان، دو بعدی بودن انسان، فطرت کمال‏گرایانه­ی انسان و آزادی­خواهی انسان.

کلید واژه­ها: هویت، هویت فردی، هویت جمعی، هویت شیطانی


آذربایجان در دوره رضاشاه

سید مجتبی حافظی[32]

در باره آذربایجان و تاریخ آن سخن ها زیاد بوده و هست و با چند کلمه نمی­توان آن را به زبان ساده توصیف نمود زیرا زمان طولانی را برای تحقیق در مورد آذربایجان باید صرف کرد تا نتیجه­ای مطلوب به دست آورد بنابراین لازم شد قسمتی از تاریخ آذربایجان را با عنوان دوره رضا شاه مورد بررسی قرار داد تا محققان و فرهیختگان را مورد استفاده قرار گیرد.

تلاش برای تأسیس دولت مدرن در ایران به زمان رضاشاه باز می گردد. تحکیم پایه های ملی و تبیین مؤلفه­های هویت ایرانی در زمان رضا شاه موضوع برنامه های حکومتی بود. انجام چنین کاری مستلزم وجود مدلی عملی بود که وجود آلمان مقتدر در آن زمان توجه روشنفکران و دولتمردان ایرانی را به خود جلب کرد. سیاست یکپارچه سازی قومی و زبانی طبعاً یکی از جنبه های این برنامه بود. آذربایجان به دلیل هم مرز بودن با ترکیه و جمهوری تازه تأسیس آذربایجان و همچنین به دلیل زبانی متفاوت با زبان فارسی در مرکز توجهات قرار گرفت.

سیاست دولت رضاشاه در آذربایجان مبتنی بر تمرکز زدایی آذربایجان و کاستن از میزان همبستگی قومی و زبانی در این منطقه بود. این سیاست بر پایه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مختلفی استوار بود. از نظر اقتصادی مبانی محکم تولیدی و اقتصادی آذربایجان تضعیف گردید و در مرحله ی فرهنگی اقدامات گسترده ای برای تضعیف ارتباطات تاریخی میان زبان ترکی و زبان رایج مردم در آذربایجان صورت گرفت.

کلید واژه ها: آذربایجان، سیاست، تاریخ، گذشته


معرفی، نقد و بررسی نسخه نویافته «کتابچه وقایع سفر قراجه­داغ و سرحدات مغان و اردبیل»

سجاد حسینی[33]

نسخه نو یافته «کتابچه وقایع سفر قراجه­داغ و سرحدات مغان و اردبیل» شامل گزارش­های سفر مظفرالدین شاه قاجار به مناطق شرقی آذربایجان در دوران ولیعهدی ­او است. این نسخه­ی ارزشمند خطی که در کتابخانه­ی دانشگـاه تهران نگهداری می­شود، آیینه تمام نمایی از اوضاع سیاسی و اجتماعی بخش­هایی از ایالت آذربایجان در اواسط دوران قاجار می­باشد.

این مقاله بر آن است تا با نقد درونی و بیرونی این اثر تاریخی، اهمیت آن را برای مطالعات تاریخ آذربایجان روشن نماید.

کلید واژه­ها:‌ آذربایجان، قراجه داغ، مغان، اردبیل، تاریخ، قاجار


جواد خان حاکم ایرانی گنجه

سید رضا حسینی[34]

هرچند در اصالت وصیت نامه پتر کبیر که نزدیک به صد سال پس از مرگ وی در جریان رقابت های توسعه طلبانه دولت های اروپایی در اوایل قرن 19م انتشار یافته تردید وجود دارد، اما این موضوع از اهمیت آن نمی­کاهد. قفقاز مرکزی و جنوبی روزگاری جزئی از سرزمین ایران بود که در راستای همین وصیت نامه و به منظور گسترش مرزها و دسترسی به آب های آزاد و به تعبیری در راستای سیاست های زیاده خواهانه روس ها ،در پی مقاومت فرزندان این سرزمین ،به تصرف درآمد.ازجمله مقاومت و استقامتی که از آن در تاریخ و اذهان مردم این دیار به ثبت رسیده، پایمردی و دلاوری­های مردمان ولایت گنجه به فرماندهی حاکم ایرانی آن، جوادخان گنجه ای بود که تابعییت دولت مسلمان ایران را بر تبعیت از بیگانگان غیر مسلمان روسیه تزاری ترجیح داد و تا آخرین نفس برای اعتلای نام ایران و ایرانی ایستادگی کرد و در راه اعتلای وطن با خون خود ریشه­های درخت مقاومت را سیراب کرد.

جواد خان آخرین فرد خاندان زیاداوغلی قاجار بود که بیش از 300سال بر گنجه و قراباغ فرمانروایی کردند و در واقع نماد حاکمیت ایران در منطقه­ی قفقاز محسوب می­شدند. این خاندان در حدود سال 900ق از آناتولی و شام به همراه ایل قاجار به ایران کوچ کردند و در سلک پیروان صفوی درآمدند و امت بیگ از دست شاه اسماعیل مفتخر به دریافت لقب «زیاد اوغلی» گردید.

سعی نگارنده دراین مقاله برآن است تا ضمن بررسی پیشینه­ی خاندان زیاد اوغلی ها و روند حکمرانی آنها بر مناطقی از قفقاز و چگونگی همراهی و فرمان­پذیری از حکومت مرکزی ایران به سیاست­های توسعه طلبانه روسیه تزاری پرداخته شود و در نهایت روند مقاومت جوادخان در برابر نیروهای متجاوز روس و خیانت­های صورت گرفته در این راه و شهادت و اسارت خانواده وی بررسی شود.


 

تقویت انسجام ملی در منطقة آذربایجان با تکیه بر سابقة تاریخی و سرزمینی مشترک

سید هاشم حسینی[35]

امروزه مسالة انسجام ملی و سیاسی و راهکارهای تقویت آن از مهمترین دغدغه های کشورهایی محسوب می شود که از تکثر و تنوع قومی و زبانی برخوردارند. اما در میان عوامل مختلفِ دخیل در انسجام ملی، بزرگترین عاملی که وجودِ آن ضروری تر به نظر می رسد، داشتن سابقة تاریخی مشترک است. کشور عزیز ما ایران باتوجه به تنوع قابل ملاحظه و پراکندگی گروههای قومی- زبانی در گسترة جغرافیایی و همچنین فضای سیاسیِ کنونی جهان از شرایط خاص و ویژه ای در این زمینه برخوردار است. یکی از مهمترین موضوعاتی که به صُوَر مختلف با مقولة انسجام ملی و سیاسی مرتبط است, آثار و شواهد باستانیِ برجای مانده از یک ملتِ خاص با خط و زبان و تاریخ و جغرافیای خاص است که بیانگر قدیمی ترین دوره های شکل گیریِ روح جمعی و ملی است. تحقیق کنونی به بررسی نقش این آثار و شواهد بعنوان اسنادِ سابقة تاریخـی وسرزمینی مشترک، در تقـویتِ وحدت سیـاسی در منـطقة آذربایجان می­پردازد. بر اساس یافته های تحقیق، منطقة آذربایجان از قدیمی ترین ادوار شکل گیریِ تمدن، با سایر مناطـق ایران تاریخ مشترک و واحدی دارد و همین وحدت سابقة تاریخی می تواند یکی از بهترین گزینه­های ارتقای وحدت سیاسی و انسجام ملی مردم این خطه با سایر هموطنان ایرانی محسوب شود.

کلید واژه ها: انسجام ملی، آذربایجان، سابقة تاریخی، باستان شناسی، آثار باستانی


رهیافت های وحدت گرایانه در تفاوت های قومی و فرهنگی کشور

لیلا حسینیان[36]

امنیت و توسعة عمومی کشور در سایة اتّحاد ملّی مردم فراهم می شود. تفاوت های قومی و فرهنگی نیز اگر هدایت نشده و ریشه های ناهمگونی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن مرتفع نشود، امنیت و استقلال عمومی کشور با تهدیدها و بحران های قومی روبرو خواهد بود ، بنابراین ضروری است مفاهیم نظری همبستگی ملّی اعم از همگرایی ، وفاق اجتماعی و سازگاری و همکاریهای مشترک همة آحاد ملت و اقوام گوناگون در چهارچوب قانون اساسی کشور مورد توجه و امعان نظر مسئولان قرار بگیرد. شناسایی عناصر مادی و معنوی هویّت ملّی ، اقتدار و توانمندی های داخلی کشور، برقراری نظم و حاکمیت عدالت و قانون در جامعه با مدیریت متمرکز و نیرومند مرکزی و مشارکت دادن همة مردم در سرنوشت عمومی کشور و تکیه بر سازه های فرهنگ ملّی و محور قرار دادن آن در سطح جامعه در این راستا بسیار ضروری است . تکیه بر اسلام و بخصوص مذهب شیعه و سهیم نمودن آنها در ساختارهای اجتماعی و سیاسی کشور ، عامل نیرومند وحدت ملّی به شمار می آید، تقویت مطالعات قوم شناسی و احترام لازم به همة اقوام محلی و بومی کشور و در نهایت شناسایی و معرفی مؤلفه های برجستة هویّت ملّی از ضرورت های کاربردی رسیدن به وحدت و انسجام عمومی در کشور به شمار می آید.

کلید واژه ها: اسلام، تفاوت های قومی و فرهنگی، رهیافت، هویّت ملّی، وحدت


زبان مردم آذربایجان از دیدگاه سیاحان عصر صفویه

زینب حسینی محراب[37]

در این نوشتار کوشش شده است که به زبان مردم آذربایجان از دیدگاه سیاحان اروپایی با توجه به سفرنامه های آنان پرداخته شود .سئوال اصلی این است که مردم آذربایجان در عصر صفویه به چه زبانی سخن می گفته­اند؟ این موضوع به صورت توصیفی در بعضی کتاب­ها مطرح شده است. ولی هدف این تحقیق این است که به طریق توصیفی و تحلیلی با بهره مندی از روش تحقیق کتابخانه­ای و استفاده از منابع دست اول (سفرنامه ها) و پژوهش ها تا حد امکان به سئوال اصلی پاسخ داده شود.

کلید واژه­ها: زبان، آذربایجان، سیاحان، عصر صفویه


قفقاز و تحریفات تاریخی

منصور حقیقت پور[38]

جریان‌‌های تاریخ‌نگار غربی و صهیونیستی با اهداف استعماری خود همراه در پی تحریف تاریخ بوده‌اند. جعلیات تاریخی به عنوان کارمایه‌های اساسی تحلیل‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی در چمدان‌های سیاستمدارن بزرگ آمریکا، انگلیس، روسیه و رژیم صهیونیستی و آرشیوهای محرمانه‌ی وزارتخانه‌های خارجه وسایل و سازمان‌های امنیتی ابرقدرتهای آزمند و سلطه گر، جای گرفته است.

ابرقدرت‌های شرق و غرب، مجموعه‌های جعلی دست‌بندی شده‌ای، به نام اطلاعات تاریخی را با برنامه ریزی‌های دقیق خود جهت تخدیر و منحرف ساختن افکار عمومی ملت‌های جهان و فلج ساخت نیروی شعور اجتماعی و خودآگاهی تاریخی و اعتقادی آنان، از طریق هنرمندان و نویسندگان پرورش یافته شان، به جهان صادر می‌کنند.

از گذشته‌های دور روسیه تزاری و وارث آن شوروی سوسیالیستی منافع امنیتی و اقتصادی بسیاری در منطقه‌ی قفقاز داشته است. آرزوی دستیابی به آب‌های آزاد، دلیل ایجاد جریان‌ها و فتنه‌های بی شمار در مناطق آذری نشین و کردنشین ایران و همچنین ریشه کودتاهای خونبار در عراق می‌باشد. جریان تاریخ نگار چپ با نگاه طبقاتی خود، در تدوین تاریخ تحریف شده منطقه‌ی قفقاز، هم در پی تبرئه کارنامه‌ی سراسر اشتباه و خیانتش بوده و هم نوعی مبارزات ایدئولوژیکی با فرهنگ جامعه ما را دنبال می‌کرده است.

سیاستمداران روسی و نویسندگان قلم به مزد آنان، جعلیات گسترده‌ای در عرصه‌های مختلف به نفع خود انجام داده اند. تحریف تاریخ، جعل محدوده‌ جغرافیائی، جعل نژاد، جعل زبان، جعل خط و حتی جعل اسامی سرزمینی از جمله خیانت‌هائی است که در حق پیشینه منطقه‌ی قفقاز کرده‌اند. از همه مهمتر جای تأسف اینکه سیاستمداران و اندیشمندان منطقه قفقاز نیز خود از اهمیت موضوع غافل بوده و ناخواسته سیاست‌های استعماری روسیه را دنبال می‌کنند.

دست بردن در کتابهای تاریخ و جغرافیای مدارس و دانشگاه‌ها و نگاشتن جعلیات بی پایه و بدون اساس برای تخدیر افکار جوانان از جمله اموری است که سیاستمداران زیاد خواه و آزمندان سلطه طلب، به دست دانشمندان و تاریخ نگاران مزدور انجام داده و می‌دهند.

موقعیت ایران برای نقش آفرینی مؤثر در قفقاز انکارناپذیر است. نفوذ تمدن بزرگ ایران اسلامی در قفقاز به حدی است که در همه کشورهای این منطقه نشانه‌های مشترک بسیاری با ایران در حوزه‌های ادبیات، مذهب، تاریخ، زبان، فرهنگ، هنر و اشتراکات مدنی دیده می شود. جمهوری اسلامی ایران برای توفیق در سیاست خارجی و نیز گسترش ارتباطات با قفقاز، باید با آغوش باز از مردم و اندیشمندان کشورهای قفقاز استقبال کرده و رفت‌ و آمدها را در سطوح علمی ، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی گسترش دهد تا دسیسه­های توطئه گرانی که با تحریف بدیهات تاریخی و جغرافیایی، خواهان دوری ملتهای دیر آشنای منطقه‌اند، خنثی گردد.


 تشیع در آذربایجان واران

محسن حکمتی خوان[39]

حرکت اسلام به سمت آذربایجان در همان قرن اول آغاز شد اما سلطه کامل خلافت بر این سرزمین اواسط قرن دوم روی داد. با خلافت علی(ع) نخست سعید بن ساریه خزاعی و سپس اشعث بن قیس به خلافت آذربایجان گمارده شدند. البته در منابع معتبر تاریخی نخستین برگ تشیع را نفوذ آل مسافر (سلاری‌ها) می‌دانند که اسماعیلی مذهب بودند و پیش از سال304 تا حوالی483 قمری در دو شاخه آذربایجان و دیلم حکومت می­کردند. مهاجرت سادات به منطقه آذربایجان و ظهور سلسله قراقویونلو (807-873) از عوامل آشنایی و گسترش تشیع در این منطقه به حساب می‌آیند. مورخان اسلامی، تشیع دوازده امامی را در آذربایجان مربوط به تلاش ترکمانان و اساساً روزگار صفوی می‌دانند.

در‌اواخر دوران تزارها، دولت تزاری منصبی به‌عنوان شیخ الاسلامی ایجاد کرد تا ارتباط مسلمانان شیعه این ناحیه را با مرجعیت شیعه در نجف که احتمال می‌دادند این امر، پیامد مالی و سیاسی داشته باشد قطع کنند.

در دوره شوروی و سیاست چند دینی آنها نتوانستند اسلام و تفکر شیعه را از اذهان مردم آذربایجان دور کند. کمونیست‌ها تلاش بسیاری برای اسلام زدایی در منطقه انجام دادند. تخریب بیش از هشتاد درصد مساجد و قتل عام تعداد زیادی از علمای دینی گوشه‌ای از اقدامات رهبران شوروی در این راه بود. اما با فروپاشی شوروی شیعیان جمهوری آذربایجان به تدریج به هویت مذهبی گذشته خود بازگشتند. امروزه جمهوری آذربایجان با 96 درصد مسلمان و بیش از 75 درصد شیعه بعد از ایران دومین کشور شیعه در جهان به حساب می‌آید.

کلید  واژه ها: تشیع، آذربایجان، اران، صفویه


فعالیت فرقه دموکرات آذربایجان در شهرستان سراب

اصغر حیدری[40]

همزمان با حاکمیت فرقه دموکرات به ریاست پیشه وری در تبریر، فعالان فرقه در شهرستان سراب نیز با سلاح های روسی، به محدوده اداره های دولتی در شهر حمله کرده، آنها را تصرف نمودند. بخش زیادی از این سلاح ها به صورت محرمانه چند روز قبل توسط هواپیماهای روسی در منطقه ای به نام آغ داغ (تپه سفید) بیرون شهر ریخته شده بود.

تصرف مراکز دولتی بدون درگیری نظامی نکته قابل ذکری است، اما اعضای مسلح فرقه در حمله به مقر ژاندارمری شهر مواجه با مقاومت شدید شدند. درگیری شدید تا اذان صبح ادامه یافت و با اتمام مهمات ژاندارمری ها و آتش زدن طویله اسب های ژاندارمری، چند تن کشته و بقیه به اسارت درآمدند و در روستایی به نام میهن سیم کش تیر باران شدند. قتل عام ناجوانمردانه این اسرا بازتاب گسترده ای در منابع تاریخی این دوره یافته است.

به حکم رؤسای فرقه در سراب چند تن از مرفهین و ارباب های دهات شهر، به نام مبارزه با سرمایه داری و حذف خان خانی به دار آویخته شدند. فرقه با تحریک حس قومگرایی و بزرگ کردن عقب ماندگی اجتماعی – اقتصادی منطقه به عضو گیری و گسترش نیروی نظامی خود پرداخت و چند تن از ماموران خشن آن، اغلب به ضرب و شتم مردم و باج گیری از متمولین شهر می پرداختند. از حوادث مهم سراب در این دوره یکساله قتل و غارت خان روستای آدرالان می باشد. در جریان این حادثه شخص غلام یحیی رهبر فدائیان فرقه دموکرات رهبری عملیات را بر عهده داشت. ضمن اینکه فرقه دموکرات روستاهای اطراف سراب را مجبور کرده بود برای این عملیات افرادی را اعزام کنند.

اسامی اداره ها، مغازه ها، مدارس و نیز کتاب های درسی به زبان ترکی برگردانده شد و اکنون چند مورد از کارنامه های تحصیلی صادره در یک سال حاکمیت فرقه، به زبان ترکی و مربوط به شهر سراب موجود است. تقریبا هر هفته توسط اعضای فرقه میتینگ و راهپیمایی در خیابان های اصلی شهر با هدف قدرت نمایی و جذب مردم صورت می گرفت. سرابی بودن فرمانده ارشد نظامی فرقه دموکرات یعنی غلام یحیی دانشیان بر حساسیت موقعیت شهر در سیاست گذاری و تبلیغات فرقه می افزود. با شکست فرقه و فرار اعضای آن، شهر سراب نیز آزاد شد و بعضی از افراد شرور فرقه که نگریخته بودند توسط مردم به قتل رسیدند. تعداد قابل توجهی از افراد نظامی فرقه به دستور رؤسای خود به شوروی سابق – آذربایجان شوروی – پناهنده شدند بنابراین (با ازدواج یا زاد و ولد) اکنون پس از شش دهه تعدادی از مردم شهر و روستاهای حومه سراب فامیل و بستگانی در شهرهای جمهوری آذربایجان دارند.


تأملی بر شروان، نخستین محل تاجگذاری صفویان

محمد خرم کشاور[41]

صفویان در یکی از حساس ترین مقاطع تاریخ ایران و جهان قدرت را به دست گرفتند. آنان در این مسیر از اهرم های مختلفی بهره بردند، این دستاویزها با توجه به شرایط زمان تغییر می یافت. شیوخ صفوی مقام شیخی را از زمان شیخ جنید با ادعاهای سیاسی همراه نمودند و همین موضوع، عملی ترین اقدام آنان جهت رسیدن به اریکه­ی قدرت بوده است. تبعید شیخ جنید از اردبیل، پای قبایل آناتولی را به عرصه­ی تحولات آذربایجان و سپس ایران باز کرد و از همین زمان شروان نقش کلیدی و سرنوشت سازی را در آرمان صفوی ایفا نمود. شروان، محلی جهت آزمون و خطا در راه نیل به قدرت صفویان و سپس نخستین قلمرو سیاسی آنان شد. در این میان نقش شیخ جنید و شیخ حیدر کلیدی بوده است. جابجایی مرکزیت جغرافیایی حکومت صفوی از شمال غرب ایران به نواحی مرکزی این سرزمین باعث شد که ارتباط صفویان با شروان سست گردید و پایه های حکومت آنان در این ناحیه دست کم در عهد شاه اسماعیل و فرزندش شاه طهماسب چنان که باید استوار نباشد.

تحقیق حاضر می کوشد در یک جمع بندی کلی به جایگاه شروان در تشکیل دولت صفوی پرداخته و با ارائه­ی سیر روند تحولات در عهد نخستین صفوی، نقش شروان را در این تحولات نشان دهد.

کلید واژه­ها: شروان، صفویان، آذربایجان، شیخ جنید، شاه اسماعیل اول، قزلباش


 بحران ایران در هنگامه جنگ سرد

حسین خمسه­ای[42]

درباره بحران ایران (آذربایجان) تحقیقات بسیاری توسط پژوهشگران ایرانی و خارجی انجام گرفته که در آن، به اصل بحران از منظرهای تاسیس فرقه دموکرات، مسئله نفت شمال، تلاش برای گسترش کمونیسم و ... نگریسته شده است. با آن که در تحلیل موضوع نباید این مولفه ها را از نظر دور داشت ولی باید توجه داشت که آذربایجان در منطقه­ی خاورمیانه که موقعیتی استراتژیک را دارا می باشد، قرار دارد. بر این اساس در این مقاله به مسئله منافع شوروی در خاورمیانه و اروپا پرداخته شده است. این مسئله به دوران پطر کبیر که سیاست دسترسی به آب های آزاد بود بازمی گردد. در دوران پس از جنگ جهانی دوم، بریتانیا در جنوب ایران و آمریکا به دلیل منافع شرکت های نفتی اش در کشورهای خاورمیانه حضور داشتند. بنابراین شوروی نمی توانست به خلیج فارس راه یابد. نفت کشورهای عربی در معادلات قدرت نقش مهمی داشت، اما حضور در آذربایجان که مجاور با مرزهای ترکیه بود با اهمیت تر بود. ماهیت سیاست استالین امنیت قفقاز و منابع نفتی آن و دریای سیاه عامل نفوذ به خاورمیانه و آفریقا بود. تحریک احساسات ناسیونالیستی در آذربایجان ایران برای تحریک ارمنستان و گرجستان جهت درگیری مرزی با ترکیه به علت اختلافات مرزی بود، تا به واسطه­ی تجزیه خاک ترکیه در دریای سیاه بندر و کانون نفوذ ایجاد نماید، هر چند که بهانه حمایت از حقوق مسیحیان و ارامنه عثمانی را داشت.     

کلید واژه­ها: ایران، شوروی، جنگ سرد


فروغ بهرام در تخت سلیمان آذربایجان

مریم دارا[43]

آتشکده­ی آذرگشسب، که آتش بهرام، مهمترین آتش زردشتیان، در آن می­سوخته، یکی از بزرگترین نمادهای مذهبی، سیاسی، تاریخی و فرهنگی در دوره ساسانیان، در تخت سلیمان، استان آذربایجان غربی، است و دارای بقایای معماری سه دوره­ی مختلف و دریاچه­ی عمیقی است.

آتش بهرام را متعلق به ایزد بهرام می­دانند و واژه­ی بهرام و خویشکاری این ایزد «فتح و پیروزی» است. در آیین زردشتی سه گونه آتش وجود دارد، که مهم‌ترین آن­ها آتش بهرام است. سه آذر اصلی فرنبغ، گشسب و برزین‌مهر نیز از نوع آتش بهرام هستند که به ترتیب متعلق به طبقات آسرون (موبد)، ارتشتار (سپاهی) و واستریوش (کشاورز) هستند. آتش بهرام معروف­ترین، قدرتمندترین و محترم­ترین آتش ایرانی است که سالیان سال در دل آتشکده­ی آذرگشسب جای داشـته است و از سرنوشت­سازترین آتش­هاست چرا که در ایران باستان پیروزی به همراه می­آورده است و یار و یاور جنگاوران و دلیران این مرزوبوم بوده است و رویدادهای تلخ و شیرین بسیاری در تاریخ خود دیده است. البته آتشکده­ی تخت سلیمان بیش از سایر آتشکده­ها دارای شهرت، محبوبیت و اهمیت بوده و در گذشته در این مکان به نیایش می‌پرداختند و برای پیروزی و اقتدار ایران‌زمین لب به دعا می‌گشودند و از اینجا طلب پیروزی و اقتدار می‌کردند. این آتشکده از گذشته­های دور از مکان­های بسیار سپندینه و در عهد ساسانیان زیارتگاه خاص و عام بوده و به بهترین جایگاه برای پیروزی­خواهی شهرت داشت و بعدها ویران شد.

در این مقاله سعی شده است در ابتدا معرفی ایزد بهرام و اهمیت آتش بهرام در متون دنیای باستان آورده شود و سپس آتشکده­ی آذرگشسب تخت سلیمان به عنوان یکی از جایگاه­های مهم متعلق به ایزد بهرام بررسی و به تاریخچه، اساطیر، معماری، نقش و اهمیت آن و به ویژه نظرات مختلف درباره­ی جای اصلی آتشکده در آذربایجان پرداخته شود.

کلید واژه­ها: آتش بهرام، آتشکده­ی آذرگشسب، آذربایجان، بهرام، پیروزی، خسرو، دریاچه­ی چیچست، ساسانیان، شیز، کیخسرو، نیایش، ورثرغنه


رویدادهای سال 1946 در آذربایجان ایران وآغازجنگ سردجهانی

(نظری به تاریخ روابط ایران و اتحاد شوروی پس از جنگ دوم جهانی )

جهانگیر دٍُرٍّی[44]

در سوم شهریور 1320 نیروهای شوروی و انگلیس وارد ایران شدند تا از ایران در راستای کمک به شوروی که در مقابل آلمان می جنگید استفاده شود. پس از شکست آلمان نیروهای انگلیس و آمریکا ایران را ترک کردند. شوروی ها که نتوانسته بودند که به امتیاز نفت شمال دست یابند به صورت حمایت های جدی و غیر علنی به تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان روی آوردند تا اهرم فشاری برای تسلیم دولت ایران داشته باشند. احمد قوام السلطنه برای مذاکره درباره روابط ایران و شوروی به مسکو رفت. این مقاله به چگونگی این مذاکرات بر اساس اسناد شوروی تکیه دارد.


هسته های مقاومت در ارسباران در مقابل بیگانگان (1320-1325 ش)

حسین دوستی[45]

سوم شهریور 320 ش برای اسباران، روزی ناخرسند و نشدنی فراموش است. روس ها از پل خداآفرین گذشته و از راه کلیبر، خود را به اهر رسانده و از آنجا در نقاط دیگر پراکنده شدند. صبح سوم شهریور، صدای هواپیماهای سیاه رنگ روسی مردم اهر را از خواب بیدار کرد. هواپیماها شروع به بمباران خانه ها کردند. مردم، دست دست زیر آوارها و در آتش بمب ها سوختند. مردم، ناچار به باغ های جنوب شهر پناه بردند، ولی هواپیماها همان باغ ها را نیز هدف قرار دادند و حدود نود نفر از اهالی کشته شدند. خانه های مردم غارت شد و کودکان در مقابل مادران شان کشته شدند شهر به تصرف نیروهای شوروی درآمد و سواران و تفنگداران روسی در شهر مستقر شدند و مسجد صاحب الامر را اصطبل اسب های خود کردند.

به این ترتیب همه شهرهای ارسباران (اهر، کلیبر، خداآفرین و رزقان) به تصرف روس ها درآمد و بعد از استقرار نیروهای روسی، اقدامات نظامی و سیاسی نیز انجام گرفت. تشکیلات حزب توده و تجمعات آموزش های کمونیستی و تهدید و ارعاب مردم و مخالفین اشغالگری شورع شد، اما ارسباران که در هیچ برهه از تاریخ، یوغ رقیت بیگانگان و اشغالگران را نپذیرفته، در این سال ها نیز به مقابله با دشمن برخاست و مردان غیرتمندش با تشکیل هسته های مقاومت به مبارزه با روس های متجاوز پرداختند.

- حضرت آیه الله العظمی حاج سید کاظم طباطبایی کوه کمری اهری معروف به مجتهد اهری، حزبی به نام «حزب اسلامی» در اهر تاسیس کرد و با بسیج جمعی از مردم اهر و عشایر منطقه، در مقابل اهداف روس ها و احزاب وابسته آنان ایستاد و تن به سازش نداد. آخوند اف عامل روس ها با انتشار شایعات و تهمت ها، سعی در بدنام کردن و شکست دادن مجتهد کرد و لیکن، مجتهد شجاع اهری، با استقامت به مبارزاتش ادامه داد.

- عبدالله خان محمد خانلو، رییس ایل محمد خانلوی قراجه داغ (ارسباران) که از سال ها پیش در نوار مرزی کناره های رود ارس با روس ها می جنگید در سال های اشغال (25-1320) با سواران مسلح خود، روزگار روس­ها را سیاه کرده و در جنگ­های متعددی آنان را به زانو درآورده بود، لیکن در سال 1324 ش که فرقه دموکرات به ریاست پیشه وری بر سر کار آمد، روس­ها، عرصه را بر عبدالله خان تنگ­تر کردند و بعد از انواع تهدیدها و تطمیع ها، در یکی از درگیری ها بعد از زخمی شدن، به اسارت فرقه دموکرات درآمد و در اهر توسط عمال فرقه اعدام می شد.

- سید صمد خان سیداحمدی، بزرگ ایل حسنبگلو، سومین فرد غیرتمندی بود که در منطقه حسن آباد ارسباران، در پی اتحاد با عبدالله خان محمد خانلو، به مبارزه با روس­ها پرداخته و با افراد مسلح ایل خود، سال ها و ماه ها با اشغالگران جنگیده است. میرصمد خان که مدتی نیز در کسوت روحانیت بوده و سجع مهر وی «صمدبن صمدالحسینی» بوده، در سال 1324 ش توسط قشون فرقه دموکرات پیشه وری به فرماندهی ژنرال های روسی، دستگیر شده و در تبریز به همراه پسر و جمعی از بستگانش به طرز فجیعی به قتل رسیده اند.

روس ها با این همه اقدامات ضد انسانی و بنا بر توطئه های عدیده نتوانستند آذربایجان عزیز را از پیکره ایران اسلامی جدا نمایند و سرانجام تلاش های مبارزان مسلمان آذربایجان، به ثمر رسید و دشمن خانه زاد (فرقه دموکرات پیشه وری) را، همت غیرتمندان و ناله ستم کشیدگان، در هم شکست و با فروپاشی فرقه دموکرات و فرار رذیلانه رهبران آن، آذرباجیان به دامن میهن ایران برگشت.

 


نقش اتحاد جماهیر شوروی در بحران آذربایجان (1325-1320)

داود دشتبانی [46]

این پژوهش به بررسی روند بحران آذربایجان در زمان اشغال ایران توسط نیرهای نظامی متفقین در فاصله سال‌های 1320 تا 1325 می‌پردازد. این بحران در پی امتناع شوروی از خروج نیروهایش از ایران و حمایت از یک جنبش قومی در آذربایجان به چالشی جدی در عرصه بین المللی تبدیل شد و آغاز جنگ سرد را در پی داشت.

تأثیرگذاری سیاست‌های اتحادجماهیرشوروی بر این حادثه روشن و واضح است اما نحوه، چگونگی و میزان آن مورد مناقشه‌های جدی است و در زمره معماهای تاریخی شمرده می‌شود که حتی اکنون نیز با وجود گشوده شدن برخی منابع آرشیوهای دولتی شوروی از برخی ابهامات آن کاسته نشده است. این که به واقع هدف شوروی در بحران آذربایجان چه بوده است؟ آیا شوروی تنها به جانبداری و حمایت از گرایش مردمی برای کسب خود مختاری داخلی پرداخت؟ یا این که با استفاده از زمینه نارضایتی‌ها از دوران حکومت استبدادی رضا شاه یک نهضت خود مختاری و در نهایت جدایی طلبی را پایه‌گذاری کرد و سپس به حمایت این «جنبش ساختگی» پرداخت؟ این پرسش که اولین مبدع و طراح شکل‌گیری یک جنبش قومی در آذربایجان چه کسی بوده است پرسش مطرحی است؟ آیا این جنبش نتیجه­ی مساعی فکری و اجتماعی فعالان و نظریه‌پردازان داخلی بود و یا توسط استالین و باقراوف طراحی گردید؟ این جانبداری و حمایت چه نسبتی با میل و گرایش تاریخی روس‌ها از زمان تزارها برای پیشروی به سوی آب‌های گرم خلیج‌فارس و یا تسلط بر ایالت آذربایجان ایران داشت؟ موضوع نفت شمال چه تأثیری در سرنوشت این واقعه نهاد و چرا شوروی به یکباره دست از حمایت از این حرکت برداشت و سرنوشت را به دست ارتش ایران سپرد؟

در این تحقیق سعی شده است تا اهداف شوروی در برخورد با بحران آذربایجان روشن شود و روند شکل‌گیری و ابعاد فعالیت‌های فرقه­ی دموکرات آذربایجان در پیوند با نیروهای اتحادجماهیرشوروی مورد بررسی قرار گیرد.

فرضیه غالب که این تحقیق نیز به دنبال روشن نمودن آن است فرقه دموکرات آذربایجان و رهبران آن را بازیچه­ی اتحادجماهیرشوروی می‌داند و هدف شوروی را نیز جدایی ایالت آذربایجان از ایران ارزیابی می‌کند. برای پاسخ به چگونگی حل بحران نیز دو نظریه­ی غالب وجود دارد عده‌ای عقب‌ نشینی ارتش سرخ شوروی و دست کشیدن از حمایت فرقه­ی دموکرات را نتیجه­ی اولتیماتوم اتمی ترومن رئیس جمهور آمریکا می‌داند و گروهی دیگر زیرکی و درایت قوام‌السلطنه نخست‌وزیر ایران در فریب دادن استالین به طمع به دست آوردن امتیاز نفت شمال را عامل این موضوع می‌دانند.

اسناد مربوط به فعالیت ها و اقدامات طرف ایرانی در این چالش از مدت ها پیش در اختیار همگان قرار داشت اما آن چه در بررسی این بحران از اهمیت بیشتری برخوردار است دسترسی به اسناد و آرشیوهای دولتی اتحاد جماهیر شوروی و در درجه بعد اسناد دولت­های ایالات متحده و انگلیس می­باشد که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بخشی از این اسناد از طریق محققین و پژوهشگران این حوزه منتشر شده است. با توجه به اهمیت و پیچیدگی­های این بحران، ادامه­ی این تحقیقات و جستجوی جدی پژوهشگران در اسناد دولتی شوروی که برخی از آن‌ها حتی اکنون نیز در اختیار همگان نیست ضروری می نماید. این تحقیق بیش از همه بر اطلاعاتی استوار است که در سال 1997 توسط جمیل حسنلی منتشر شد و در ایران نیز توسط انتشارات نی منتشر شده است. جمیل حسنلی با دسترسی گسترده به اسناد محرمانه­ی دولت شوروی کتاب های خود را تدوین کرده است. کتابی از مصطفی دبیری نیز که خود مدت ها عضو دستگاه سیاست خارجی ایران بوده است و با دسترسی به اسناد آرشیوی سازمان ملل، ایالات متحده و دولت ایران کتاب بحران آذربایجان را نگاشته در این زمینه موثر بوده است. در این تحقیق کوشیده شده است تا تنها در استناد به اسناد و اطلاعات و یا برای تشریح روند حوادث و وقایع به کتب منبع مراجعه و از تکرار تحلیل ها و داوری های آنان پرهیز شود.

کلید واژه­ها: فرقه دموکرات آذربایجان، سید جعفرپیشه وری، امتیاز نفت شمال، احمد قوام، اتحاد جماهیر شوروی


وجوه اشتراک هویت ملی و هویت قومی‌( با تاکید بر آذربایجان)

فرهاد دشتکی نیا[47]، (میر صمد موسوی و جبرائیل فرزانه)[48]

هدف اصلی مقاله حاضر بررسی وجوه مشترک هویت ملی و هویت قومی است. بررسی وجوه مشترک هویت ملی و هویت قومی نیازمند بررسی مولفه­های هویت ملی نظیر گرایش به زبان و ادبیات فارسی، میراث فرهنگی، وابستگی ملی، گرایش‌‌ سیاسی از یک سو و مولفه­های هویت قومی نظیر گرایش به زبان و ادبیات ترکی، گرایش به تاریخ قومی، وابستگی قومی و موسیقی ترکی در شمال غرب کشور از سوی دیگر است. از این رو در مقاله حاضر ابتدا مولفه های فوق‌الذکر را مطالعه و سپس وجوه اشتراک هویت ملی و هویت قومی در شمال غرب ایران را بررسی می‌کنیم.

کلید واژه‌ها: هویت، هویت جمعی، هویت ملی، هویت قومی


محدوده جغرافیایی اران

ذوالفقار دیده­ورا[49]

سرزمینی که در شمال رود ارس قرار دارد و امروزه با نام جمهوری آذربایجان شناخته می‌شود در گذشته‌ای نه چندان دور نامی داشت که در منابع تاریخی به نام اران یا آلبانیا خوانده می‌شد. مورخان و جغرافی‌نگاران قبل از میلاد همچون استرابون معتقدند این سرزمین شامل جنوب رشته کوه‌های قفقاز تا رود کُر را از دریای خزر تا رود آلازان امتداد دارد و از جنوب به سرزمین آتروپاتن محدود است. درباره­ی محدوده‌ی جغرافیایی اران نظریه‌های متفاوتی وجود دارد فاصله میان رود ارس و در بند قفقاز که در شمال جمهوری آذربایجان و کنار دریای مازندارن قرار دارد یا سرزمین‌های دو طرف رود کُر تا رود ارس همگی محدوده جغرافیایی است که در مورد اران از آنها یاد شده‌است. برخی از مورخین نیز از اران به عنوان بخشی از سرزمین ارمنستان یاد کرده‌اند و آن را جزو ارمنیه اول به حساب آورده‌اند. آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار خواهد گرفت محدوده جغرافیایی اران در منابع تاریخی است که البته تمامی این منابع حکایت از جدایی جغرافیایی اران از آذربایجان دارد.

کلید واژه ها: اران، آلبانیای قفقاز، آتروپاتن، آذربایجان


نقش حکومت سالاریان درآذربایجان

اصغر رحمتی[50]

همواره در طول تاریخ ایران اسلامی حکومت های محلی زیادی در ایران قدرت گرفتند و نقش خود را اعمال کردند و باعث تحولات فراوانی در ایران شدند. یکی از مراکز اصلی این حکومت­های محلی آذربایجان بود که همواره منشأ تأثیرات عظیمی در تحولات سیاسی اجتماعی ایران بوده است. یکی از این حکومت های محلی که در آذربایجان حاکمیت داشت، سالاریان بودند که شاخه­ای از کنگریان آذربایجان می باشند ولی به نام سالاری معروف شدند. مرزبان بن محمد بنیانگذار این حکومت بوده است، که از سال 330 تا 511 هـ ق حکومتشان ادامه یافت. سالاریان همواره در طول حکومت خودشان با سلاطین حاکم در ایران مانند آل بویه و سلجوقیان در کشمکش و تعامل بوده اند. در پژوهش مورد نظر به بررسی فعالیت های این حکومت محلی و نقش آن در تاریخ آذربایجان پرداخته خواهد شد.

کلید واژه ها: سالاریان، آذربایجان، تاریخ محلی، حکومت


محدوده جغرافیایی آران و آذربایجان

سلماز رحیم دشتی[51]

سرزمینی که امروزه جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود تا سال 1918 با نام‌های دیگری همچون آلبانیای قفقاز و آران نامیده می‌شد. محدوده جغرافیایی آران نواحی شمال رودخانه ارس را در بر می­گرفت که شامل خان نشین، باکو، گنجه، دربند، قبه، قراباغ، نخجوان، تالش، شکی، شروان، ایروان، لنکران و سلطان نشین­های کوچک آرش، ایلی سو، کازاخ، کوتکاشین، قبله و شمشادین می‌شد. در واقع آران تا قرن دهم میلادی سرزمین گسترده­ای بود که از اراضی شامل رود کُر را تا کوه­های قفقاز و رود ارس را در بر می‌گرفت . آران دوره‌های زندیه و قاجاریه با نام شیروان شناخته می‌شد. این منطقه پس از جنگ­های ایران و روس در دوره  قاجاریه توسط فتحعلی شاه براساس معاهدات گلستان و ترکمان­چای در سال­های 1813-1828 به روس­ها واگذار گردیده، بدین ترتیب بود که مرز میان ایران و روسیه رود ارس شد.

منطقه آذربایجان در قسمت ساحل جنوبی رود ارس قرار گرفته است که از شمال غربی به وسیله رود ارس، شرق به­وسیله دریای خزر و از جنوب غربی به­وسیله دریاچه ارومیه محصور می‌شد، این منطقه پس از انقلاب، روسیه در سال 1918 با هدف گسترش پان ترکیسم، آذربایجان نامیده شد، تا بدین وسیله از طریق آذربایجان به عثمانی – که سیاست پان ترکیستی را تبلیغ می‌کرد- وصل شود.

کلید واژه ها: آران، جمهوری آذربایجان، آلبانیای قفقاز


تمایز سرزمینی آذربایجان و آران

محمد علی رحیمی دادگر[52]

منطقه باستانی آذربایجان با وجود اشتراکات فرهنگی تاریخی فراوانی که میان منطقه باستانی آذربایجان (آتروپات) و منطقه آران تا نیمه اول قرن بیستم وجود داشته هیچ گاه و در هیچ منبع و کتاب تاریخی سرزمین‌های شمالی رود ارس نام آذربایجان بر خود نداشته است.

در دوران باستان این منطه" آلبانیا" نام داشت و ایرانیان آنرا "آران نامیده‌اند و در مآخذ و منابع عربی به صورت "آلران" و "اران" آمده است و همانطور که جغرافی­دانان ذکر و ضبط کرده‌اند محدوده سرزمین آذربایجان و اران کاملاً متمایز است و مردم آران را آرانی و مردم آذربایجان را آذری ذکر کرده‌اند

در این نوشتار سعی بر آن است که تاحد امکان به بررسی تمایزات کاربرد نام‌های آذربایجان و آران در کتب تاریخی پرداخته شود تا ضمن روشن شدن موضوع، منشا پیدایش و تحول این نام­ها به تفاوت میان سرزمینهای مورد اطلاق در دو سوی رود ارس پی برده شود.

کلید واژه ها: آذربایجان، آران، آتروپات، آلبانیا، قفقاز


 سنت تاریخ‌نویسی دربند و معرفی نسخه نویافته

گودرز رشتیانی[53]

قفقاز از جمله مناطقی است که از نظر تاریخی و تمدنی با ایران دارای پیوندها و اشتراکات زیادی بوده است. شمال این منطقه ضمن آنکه برای سده‌های طولانی نقطه مرزی ایران با سایر مناطق محسوب می‌شده به نوعی مرز دارالاسلام نیز به حساب می­آمد. در این میان شهر دربند از روزگاران باستان دارای اهمیت زیادی بوده و تاریخ آن نیز برای فهم تاریخ قفقاز و ایران دارای اهمیت بسزایی است. اهمیت سوق‌الجیشی این شهر باعث شده تا تاریخ‌های معتبری از جمله مجموعه آثاری با نام «دربندنامه» پیرامون پیشینه این شهر به رشته تحریر درآید که نه تنها برای دربند و داغستان بلکه برای کل منطقه قفقاز و جهان اسلام دارای ارزش فوق‌العاده زیادی هستند. علاوه بر مجموعه­ی دربندنامه‌ها آثار نسبتاً متنوع دیگری درباره تاریخ این سرزمین در آرشیوها و مجموعه‌های نسخ خطی نگهداری می‌شود که از حیث اهمیت، ارزشی هم‌پایه دربندنامه‌ها دارند گرچه به اندازه دربندنامه‌ها به آنها توجه نشده است. در مقاله حاضر به معرفی سایر سنت­های تاریخ‌نویسی دربند و نسخه نویافته‌ای درباره تاریخ دربند پرداخته می‌شود.


حماسه مقاومت مرندیان در دوران

اشغال ایران توسط بیگانگان (1325- 1320 ش)

پیروز رفیعیان[54]

بحث از وقایع 1320 تا 25 است که متاسفانه تبعاتش هنوز هم ادامه دارد. اگر چه مصائبی که در طول تاریخ از حملـه و هجـوم دو همسایه شمال و جنوب روس­ها و انگلیسیان و عمله و اکره آنان اشک چشم­مان را پاک نکرده گرفتار مصیبت دیگر شده­ایم لیکن در حملات قبیل حمیت ایرانی او را وادار می­کرد مقابله کند و بجنگد که آخرش به قرارداد ننگین ترکمنچای انجامید که هنوز چشم به راه هستیم.

مرحوم شهید مطهری می­نویسد: «ایران در میان دو لبه یک قیچی قرار گرفته است (روس و انگلیس) که هر دو مطامعی در ایران داشتند و دارند»

پطر کبیر هم قضیه دسترسی به دریای آزاد باید ایران را زیر پا بگذاریم، چه خواب خوش خیالانه ای از یک طرف هم مواهب الهی معادن مختلفی به خصوص نفت و گاز ارزانی جنوب کشور کرده است به طور کلی هر دو قدرت در ایران عزیز مطامعی داشتند ، لذا همیشه مزاحمت ایجاد میکردند.

جنگ های روس با ایران قسمت دردناک تاریخ ایران است؛ انگلیس هم از روس ها کم نمی­آورد. در قلمرو ایران مستمراً تحریکات می کردند که یک مورد آن که با تحریک  و مداخله مستقیم انگلستان محاصره هرات بود که فوج مرحوم حاج احمد خان میر پنج مرندی با فوج خود به افغانستان می رود و با انگلستان و ایادی آنان دلیرانه می جنگد.

و اما حمله اخیر شهریورماه 1320؛ سپیده دم روز دوشنبه که هنوز هفت دهه از آن نگذشته است اتحاد جماهیر شوروی همزمان با انگلیس و آمریکا یعنی آب و آتش با هم می سازند به اصطلاح! دو کشور سرمایه داری و سوسیالیستی با هم یکی شدند و کشور بی طرفی را اشغال کردند. روس ها (اتحاد جماهیر شوروی) که در مقابل محور یا متحدین (آلمان و ایتالیا و ژاپن) برای اینکه جلو پیشرفت آلمان را در اروپا به خصوص در روسیه بگیرند یک ماه مهلت دادند. مدت یک ماهه به سرآمد. صبح روز دوشنبه سوم شهریور ماه 1320 از سوی مرزها شمال و غرب و جنوب حمله ناجوانمردانه به یک کشور بی طرف شروع شد. در آذربایجان وقتی ایرانیان مقیم روسیه که تابعیت کمونیست­ها را نپذیرفته بودند – در چند جمهوری خود مختار که ایرانی­ها ساکن آنها بودند – اخراج کردند، تعدادی جاسوس نیز لابه لای آنان به ایران اعزام کردند که بعد از هجوم به ایران جاسوس­ها در کسوت کاسبی مثلاً دستفروشی و یا واکسی ... مشغول بودند که فردای حمله به ایران شغل اصلی جاسوس ها معلوم شد، مثلاً یکی که در خیابان اصلی تبریز جلو پاساژ بساط واکسی گسترده بود سر گرد از آب در آمد. نامردمی­ها توأم با تحریکات سیاسی شروع شد کشتی­های اقیانوس پیما پس از طی اقیانوس ها در سواحل جنوبی ایران در بنا در دریای عمان و خلیج فارس لنگر می انداختند، جرثقیل، کامیون های پر از غذا و کنسرو و اسلحه مدرن را از همه نوع به ساحل خشکی خالی می کردند و رانندگان ناآشنا که در دو و یا سه نقطه کشور به داوطلبانی که فقط یک ماه تعلیم دیده بودند تحویل می شد و از جنوب به سمت شمال به سوی مرز جلفا راه می افتادند. اگر گفته شود از جنوب به شمال تا شهر جلفا کامیون­ها آن چنان پشت سر هم حرکت می­کردند؛ اگر تشبیه شود به قطاری که طولش از جنوب تا شمال بود تشبیه نامناسبی نیست. قشون اشغالگر هر چه اشغالگران اراده می کردند ستون پنجم داخلی آماده کمک و راهنمایی برای آزار و اذیت کسانی بود. که دستشان به دهانشان می رسید و دلشان از اشغالگران پر از خون بود می کردند و با فوت و فن هایی از قبیل فلان آدم سکه طلا دارد شبانه از پشت بام سربازها را با سلاح وارد منازل می کردند.

یک لحظه به این شبیخون وحشتناک بیندیشید و ببینید چه وقتی و به چه منظوری برای صاحبخانه مهمان های خود خوانده با بیشتر می وارد می شدند. البته بحث این است، همیشه در کمین مهمان های ناخوانده هستیم و آن ها از شمال و جنوب و غرب و شرق برای نیل به اهداف پلیدشان همیشه خبیثانه تلاش می کنند.

با یک مقایسه ساده روشن می دارد اصطلاح آذربایجان قهرمان سر ایران است؛ خواننده را از اینکه به جنگ­های روس – ایران و عثمانی – ایران بپردازد الویت نمی دهد بلکه برای اینکه ماهیت همسایگان متجاوز و اغراض آنها را بهتر بشناسید مراتب زیر را می آوریم و از لحاظ زمانی مبدا سوم شهریور ماه 1320 شمسی را انتخاب می کنیم.

کشور عزیزمان در بحبوحه جنگ جهانی دوم توسط انگلیس و روس و آمریکا اشغال می شود؛ درست است که تمام سرزمین پهناور کشور ایران دستخوش پیامدهای ناشی از اشغال می گردد، لیکن آذربایجان مستقیماً زیر چکمه های سالدات های روس لگدمال می شود و قوای اشغالگر از هیچ جنایتی با همدستی ستون پنجم داخلی فروگذار نمی کنند.

حدوداً در نیمه های سال 1322 دو سال بعد از اشغال، جنایتکاری به نام آقایف پاسگاه مرزی ایران در سیه رود را خلع سلاح کرد و به جنایاتی دست زد که زبان از ذکر آنها شرم دارد. قصد اصلی او با پشتیبانی قوای اشغالگر تاسیس حکومت خودمختار بود و چون عملاً متوجه شدند تمام شرایط جمع نبود با اظهار این عبارت که: «هنوز میوه نرسیده است به موقع چیدنش می­ماند» از مرز عقب نشینی و به داخل خاک همسایه شمالی بر می­گردد.

علاوه بر این ارتش سرخ شوروی پس از اشغال شمال ایران در شهریور 1320 به کمک عوامل خود که در سال های گذشته تحت عنوان مهاجر راهی ایران کرده بود با اعزام گروه های فرهنگی، امنیتی و سیاسی فعالیت های گسترده ای را برای تجزیه ایران شروع کرد. علاوه بر ایجاد و تقویت حزب توده با تشکیل انجمن فرهنگی ایران و شوروی به اجرای برنامه های از پیش طراحی شده با رویکرد فرهنگی و تبلیغی مشغول شدند. با شروع فعالیت حزب توده و انجمن فرهنگی ایران و شوروی در مرند مبارزات ملی و مذهبی علیه آن آغاز گردید. شهید حجت الاسلام شیخ محمد حسن رفیعیان، پدرم، از جمله کسانی بود که علنی به مخالفت با بیگانگان روسی و عوامل آنها پرداخت. تحت تاثیر وی اینجانب و عده ای دیگر مبارزه با حزب توده و عوامل ارتش سرخ را شروع کردیم.

از آنجا که اشغالگران بر آن بودند با قتل و جنایت سلطه عوامل وابسته به خود را مستحکم نمایند پدرم وعده ای دیگر از رجال ایراندوست مرند به دست تروریست های تعلیم دیده فرقه دموکرات به شهادت رسیدند. ترورها با شهادت وی آغاز گردید و به شهادت عده ای دیگر از مردان وطن پرست مرندی ادامه یافت. از رجال ایراندوستی که طی این دوره تاریک به شهادت رسیدند می توان به اسامی زیر اشاره کرد: سید عبدالله محیط رئیس دادگاه مرند که مردی مردمدار بود. شاهزاده ابوالخیر میرزا رئیس پست و تلگراف مرند، حبیب الله هوجقانی و کربلایی باقرلیواری. حبیب الله هوجقانی به همراه پسران جوان و برادر و عموزاده اش به این گناه به شهادت رسیدند که حبیب الله به دفاع از ناموس یک زن ایرانی در مقابل افسر بیگانه روسی برخاسته و سیلی محکمی به گوش آن افسر بیگانه نواخته بود.

در آن ایام مرند به قتلگاه فرقه دموکرات معروف شده بود زیرا کسانی را که به هر علت با فرقه دموکرات به مخالفت برخاسته بودند دستگیر و جهت محاکمه و اعدام به مرند اعزام می کردند. پس از ترور ناجوانمردانه پدر به خاطر فعالیت هایم قرار بود من را هم ترور کنند که مخفیانه راهی تهران شدم و در تهران در کنار مبارزان آذربایجان به فعالیت مشغول شدم.


تغییر نظام مالکیت زمین کشاورزی، در روستای نیار از توابع اردبیل

حسین روحانی صدر[55]

با ابداع روش های جدید در صنعت کشاورزی، نظام مالک و زارع خواه نا خواه دچار یک سلسله دگرگونی­هایی گردید. این دگرگونی ها با بالا رفتن هزینه تولید و عدم ثبت دقیق آبادی ها، فرصتی در جهت استقلال کشاورزان و استیلای برزمین فراهم آورد. روستای نیار با استفاده از ابزارالات نوین کشاورزی و حفر چاه های عمیق آبی، کشاورزی خود را از دیم به آبی، تبدیل نمود و به دنبال راه های مقابله با حق مالکیت برآمد. در این جا، ضمن شرح شیوه­ی کشاورزی مکانیزه در این روستا به روند اجرای اصلاحات ارضی پرداخته خواهد شد. محدوده زمانی این فعالیت حد فاصل سال های 1333 تا 1341 خواهد بود.

روش کار در این پژوهش میدانی است (که با تکیه بر گفته افراد درگیر در این موضوع انجام گرفته است.)

کلید واژه­ها: نیار، ابزارآلات کشاورزی، اختلافات مالکانه، احداث چاه های آب،  بهره مالکانه، تغییر نظام مالکیت


زبان آذری

رقیه ساجدی[56]

«آذری» نام زبانـی ایرانی است که در آذربایـجان و تا پیـش از گسترش زبان کنونی ترکی، بدان تکلم می­شد. زبان آذری زبانی است از خانواده­ی زبان­های ایرانی غربی که در منطقه­ی آذربایجان (آتور پاتکان)پیش از گسترش زبان ترکی رایج بوده است و امروزه گسترده آن محدود شده است. بیشتر دانشمندان ایران شناس، در بازگویی ریشه تاریخی زبان دیرین مردم آذربایجان باور دارند که زبان باستانی آذری بازمانده و دگرگون شده زبان مادها است و ریشه آریایی دارد که تاریخدانان و جغرافی نویسان اسلامی آن را فارسی (ایرانی) ، فهلوی و آذری خوانده­اند هر چند امروزه در سرزمین آذربایجان نه به زبان کهن و ایرانی «آذری» بلکه به زبانی از شاخه اورال ـ آلتائیک که ترکیبی از عناصر فارسی، ترکی و عربی است سخن گفته می شود، اما انبوهی از اسناد و آثار و شواهد تاریخی و زبان شناختی، به موجودیت و اصالت زبان ایرانی « آذری» در این منطقه پیش از رواج و چیرگی زبان «ترکی» کنونی، تصریح دارند.

کلید واژه­ها: زبان آذری، زبان مادی، زبان ترکی، آذربایجان، زبان پهلوی


هویت ملّی و ایرانی در اشعار استاد شهریار

محمد تقی سبک دل[57]

سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به«شهریار» در سال 1285 هـ .ش در شهر تبریز و در خاندانی از سلاله سادات پای به عرصه گیتی گذارد، پدرش حاج میرزا آقا خشکنابی از سادات تبریز و مردی متدین و وارسته بود که با علم و دانش‌آشنایی دیرینه داشت.

هویت ملّی

بالاترین سطح هویت را هویت ملی توصیف کرده‌اند که در حقیقت وابستگی و تعلق یک فرد به یک فرد «جامعه ملی» را نشان می‌دهد.

شهریار شاعر ملّی

استاد شهریار به عنوان شاعر ملی در شعرش بازتاب روحیه یک ملت را کاملاً آشکار می‌سازد در اشعارش خود به خوبی از عهده‌ی آن برآمده که روح جمعی مردم ایران را نشان دهد، شهریار  با آگاهی از تاثیرات اجتماعی و فرهنگ جامعه خود را جدا از مردم نمی‌داند.

هویت ملی و ایرانی در اشعار استاد شهریار

شهریار تا زنده بود، همچنان عشق ایران را به سر داشت و از ذکر سرافرازی‌های ایران و تاریخ پرشکوه آن همیشه در شعف و شور بود و در سخت ترین وضعیت و سیه روزترین دوران مرز و بوم خود، دل به مرور شکوه دوران زرین گذشته‌های ایران داشت و به مفاخر می‌پرداخت:

مسلّم باشـد ایـران را در آفـاق                           به فرهنگ و تمدن پیشوایی

ولی در پاس میهن هم سر و جان                      به کـف دارد نــژاد آریـایی

شهریار هیچگاه خود را بدون ایران و ایران را بدون اجزای ارجمند آن تصور نمی‌کرد. او نیک می‌دانست که آذربایجان بدون ایران و ایران بدون آذربایجان معنی ندارد. شهریار وطن را به چشم اسلاف خود نگریسته، ایران را آنچنان که در دوره‌های دیگر شکوه داشت می‌خواست:

آری ایـران به داد و دانـش بود                   گر همه داد سربلندی داد

تا جهان است طاق کسری هست             نام کوروش نمی داد از یاد


فرصت­ها وچالش­های هیدروپولیتیک ایران وآذربایجان با تاکید بر رودخانه ارس

سید مصطفی سجادی[58]

نقش آب در زندگی و تمدن بشری، جای چون وچرا ندارد، نخستین تمدن­های بشری درکناررودهای دائمی شکل  گرفته است تمرکز جمعیت نیز بیشتر در حاشیه رودها بوده و هست.

 یکی از عوامل اثرگذار بر روابط کشورها مسئله تحدید حدود مرزها وتعیین قوانین مربوط به آنهاست. از زمان­های دور، اختلاف­های مرزی یکی از علل تنش در روابط کشورها بود که حتی در مواردی به جنگ انجامیده است. بر این پایه کشورها در قرار دادهای دو جانبه با همسایگان خود می­کوشند مرزهای زمینی، دریایی و هوایی خود را مشخص نمایند. در مرزهای شمال غربی ایران رودخانه­ی ارس با کیلومترها مرز مشترک بین ایران و جمهوری آذربایجان، یکی از منابع آبی مهم برای هر دو کشور محسوب می­شود. هیدرپولیتیک این رودخانه از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. این مقاله برای نمایش چالش­ها و فرصت­های هیدرو پولیتیک این رود، ابتدا هیدرولوژی آن را بررسی نموده سپس با توضیح شیوه های تعیین مرز رودخانه­ای و بررسی پیمان­های تاریخی این رود وضعیت استفاده از آن را توسط دو کشور همسایه نشان داده و در پایان با معرفی آب به عنوان عاملی برای توسعه همگرایی در حوزه­ی آبریز ارس، تنگنا های موجود در این خصوص را تحلیل می­نماید.

کلید واژه­ها: ایران،جمهوری آذربایجان، ارس، هیدرو پولیتیک


بررسی ماهیت حادثه­ی غزان عراقی، عدم ارتباط آنان با آذربایجان و علت شکل گیری این داستان

امیر سمیعیان[59]

در آغاز سده پنجم هجری، ایران صحنه حاکمیت‌های گوناگونی بود. در شرق ایران، غزنویان، در مرکز و مغرب آل بویه، در نواحی شمالی، آل زیار و در شمال غربی ایران روادیان حکومت می‌کردند. در این روزگار، اوضاع آشفته ای بر سراسر کشور حاکم بود. غزنویان که به اوج وسعت خود دست یافته بودند، گرفتار مشکلات زود هنگامی گردیدند و آن شورش مکرر دسته‌های ترکمن (غز) بود که خود به اشتباه به آنان اجازه داده بودند در داخل قلمرو ایشان در خراسان ساکن شوند و سرانجام نیز با حملات مداوم دسته‌های اصلی آنان یعنی سلجوقیان از خارج قلمرو خود، به داخل مرزها مواجه گردیدند که دامنه این نبردها، به نواحی داخلی کشور نیز کشیده شد و سرانجام آن، حذف حکومت‌های غزنوی و آل بویه از صحنه سیاست ایران و تشکیل سلسله سلجوقیان بود.

آذربایجان در این زمان تحت فرمان حکومت مستقل روادی و برکنار از همه حوادثی بود که میان غزنویان و آل بویه و این دو با سلجوقیان می‌گذشت. روادیان خود البته درگیر برخی مسایل داخلی و نیز نبردهای خارجی از جمله درگیری با گرجی‌ها و ابخازها بودند. وهسودان فرمانروای روادی در زمان حیات خود آذربایجان را به پسرش مملان واگذار کرد و خود در اران مستقر شد. وی مدام با گرجی‌ها و ابخازها به نبرد می‌پرداخت.

ابن اثیر مورخ معروف در کتاب خود به نام تاریخ کامل حادثه­ای را در ارتباط با این دوره(حکومت مملان بر آذربایجان در زمان حیات پدرش) تحت عنوان رفتن غزان عراقی به آذربایجان می نویسد در حالی که منابع دست اول دوره­ی سلجوقی در این مورد مطلبی ننوشته اند کتابهای دیگری نیز که به این مسئله پرداخته اند مطلب و منبع شان ابن اثیر بوده ابن اثیر هم مطالب خود را بسیار آشفته گفته که دقت و موشکافی در مطالب وی به خوبی اشتباهات وی را در بیان حوادث نشان می دهد. از طرفی مقایسه منابع آن دوره و کسانی که به این مطلب پرداخته اند به خوبی نشان می دهد که چنین چیزی در کار نبوده این حادثه اصلا اتفاق نیفتاده و پژوهشگران معاصر این نکته را گرفته و حتی برخی به آن به چشم یک حادثه مهم تاثیر گذار و نقطه عطفی در مسائل فرهنگی و اجتماعی آذربایجان نگاه کرده اند در حالی که این ماجرا داستانی بیش نیست.

کلید واژه­ها: غزان عراقی، ابن اثیر، روادیان


بررسی جنبش اجتماعی و سیاسی تالشان در جمهوری آذربایجان

افشار سیفی نژاد[60]

                   

آران یا (جمهوری آذربایجان) منطقه­ای است در قفقاز که در زمان فتحعلی شاه قاجار طی جنگ­های ایران و روس از ایران جدا شد و مطابق عهدنامه ننگین گلستان به روسیه تزاری پیوست. از آن زمان تا سال 1991 این منطقه تحت سلطه روس­ها و سپس شوروی­ها بوده است. اما پس از فروپاشی نظام کمونیستی این کشور همانند سایر جمهوری های جدا شده به استقلال دست یافت و امیدها برای اقوام ساکن در این جمهوری برای بازیابی هویتی زنده گشت. از جمله فعال ترین اقوام در جمهوری آذربایجان تالشان بودند که برای بازیابی هویت قومی و فرهنگی خود دست به تلاش­های فراوانی از جمله تاسیس انجمن و نشریه به زبان تالشی و تالیف کتب با مضامین فرهنگی دست زدند. اما این امر با توجه به سیاست­های تبعیض آمیز دولت آذربایجان نسبت به سایر اقوام دیری نپایید.

نگاهی به سیاست­های اعمال شده دولت آذربایجان در خصوص اقلیت­های قومی پس از استقلال در مقاطع مختلف نشانگر این امر بود که علی رغم وجود برخی آزادیهای سیاسی و اجتماعی مصرح در قانون اساسی این کشور، اقلیت­های قومی از تبعیضات گسترده ای در این جمهوری برخوردار هستند. و یا به عبارت دیگر این اقلیت­ها از جایگاه مطلوبی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نسبت به شهروندان آذری برخوردار نیستند. از جمله این تبعیضات می توان به زندانی نمودن، تبعید، و در پاره­ای موارد قتل فعالین سیاسی و استحاله­ی فرهنگی و دستکاری آمارهای جمعیتی اقلیت­های قومی، به ویژه قوم تالش نام برد. نتیجه­ی این تبعیضات گسترده به ایجاد جنبشی اجتماعی و سیاسی در این کشور گردید که از آن به عنوان "جمهوری تالش و مغان" به رهبری سرهنگ بازنشسته­ی ارتش علی اکرم همت اف نام برده  می شود. در این پژوهش با بررسی در زمینه رفتارهای تبعیض آمیز دولت آذربایجان نسبت به تالشان سعی شده که علل جنبش اجتماعی و سیاسی تالشان در جمهوری آذربایجان مورد بررسی قرار گیرد.حال با این مقدمه سوال این پژوهش این است که دلایل اصلی جنبش تالشان در جمهوری آذربایجان پس از استقلال و نیز خواسته های اصلی این جنبش چیست ؟


 جنگ­های ایران و روسیه در قراباغ نامه­های فارسی

مقصود شهبازی[61]، محمد بختیاری[62]

قراباغ نامه ها به رسالاتی اطلاق می شوند که در مورد تاریخ قراباغ به رشته تحریر در آمده اند و به یکی از زبان­های فارسی،ترکی و روسی نگاشته شده اند ولی زبان فارسی در بین این رسالات مقام اول را دارد. این رسالات اغلب به دست یک نفر از خاندان جوانشیر و بعد از اشغال قرا باغ به دست ارتش روسیه و به درخواست روس ها نوشته شده اند. بنابراین نوع نگارش و گزارش این منابع از جنگ های ایران و روسیه متفاوت­تر از آنچه وقایع نگاران ایرانی گزارش داده اند است.ولی تا حال این منایع در ایران ناشناخته مانده اند و ما نتواستیم از نوشته های ان منابع در خصوص جنگ های ایران و روسیه استفاده کنیم.

کلید واژه ها: قراباغ نامه ها، جنگ­های ایران و روسیه، خانات قراباغ


بررسی کتاب درسی تاریخ سال نهم آموزش متوسط در جمهوری آذربایجان

رحیم شهرتی فر[63]

تعلیم و تربیت در نظام آموزش عمومی ممالک مختلف کوشش منظم و حساب شده برای ارتقای سطح آگاهی‌های علمی، سیاسی و اجتماعی مردم آن کشورها محسوب می‌شود. اجرای برخی طرح­های آموزشی از جمله تدوین کتابهای درسی را راستای جهت گیری‌های اصلی نظام آموزش برای هداف مختلف اعم از سیاسی، اجتماعی و علمی امری بدیهی در تمامی کشورهاست.

در میان کتابهای درسی، کتاب درسی آموزش تاریخ در ممالک مختلف بلحاظ تاثیر‌گذاری ویژه در هویت تاریخی و ملی جوامع هماهنگ با اهداف کلی نظام‌های سیاسی تهیه و تنظیم می­شوند و ای بسا بخاطر ملاحظات سیاسی و فرهنگی از حقیقت وقایع تاریخی فاصله گرفته و در شکل‌گیری تفکر مردم آن کشورها و در ارتباط با مسائل داخلی و خارجی خصوصاً ممالک همسایه تاثیرات منفی گذاشته و احیاناً موجبات اختلافات عدیده و تنش در روابط فی مابین می‌شوند.

بررسی کتابهای آموزش تاریخ در کشورهای همسایه ایران خصوصاً کشورهای جدید استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی که در روزگاری نه چندان دور قسمتی از خاک ایران بزرگ محسوب می‌شدند از جهات مختلف خصوصا بلحاظ داشتن ناریخ و فرهنگ مشترک از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشند. در میان کشورهای اشاره شده در بالا بررسی کتاب­های آموزش جمهوری آذربایجان از ضرورتی مضاعف برخوردار می‌باشد چرا که قرابت‌های تاریخی و فرهنگی و سیاسی دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان ایجاب می‌نماید که برای تقویت آن تلاش و همچنین در صورت بروز وجود خطاهای سهوی و عمدی که موجب تضعیف روابط فرهنگی و سیاسی می‌شود نسبت به اصلاح بموقع آن اقدام لازم به عمل آید.

در این گزارش قسمتهایی از کتاب درسی آموزش تاریخ سال نهم در جمهوری آذربایجان که تاریخ جنگهای ایران و روسیه در سی سال اول قرن نوزدهم میلادی را نقل کرده مورد بررسی قرار گرفته است.

اگرچه از اهداف تدوین کنندگان کتاب مذکور آشنا ساختن دانش‌آموزان آن کشور نسبت به کشور و ملت بزرگ ایران که در واقع وطن اصلی آنان نیز محسوب می‌شود بوده، اما سعی در ایجاد اختلافات تاریخی بین دو ملت شده است. به طوری که در مورد وقوع جنگ­های مذکور چنین مطرح شده است. که گویا بین دو قدرت زمانه یعنی روسیه تزاری و ایران عصر قاجاری بخاطر سیستم­های قدرت طلبی و توسعه طلبی هر دو طرف در منطقه قفقاز آتش جنگ شعله ور شده و در نتیجه این جنگلها وطن مادری آنان یعنی آذربایجان بزرگ به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شده است حال آنکه اساساً در آن زمان نه تنها کشوری به نام آذربایجان وجود نداشته بلکه تمامی منطقه قفقازیه یکی از مناطق جغرافیایی ایران محسوب می‌شد و همچنین منطقه‌ای که امروزه بنام جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود نام آذربایجان نداشته بلکه نام تاریخی آن آران و شروان بوده که بعدها در سال1918 میلادی نام آذربایجان بر این منطقه گذارده شده است.

در هر حال مولفین کتاب مذکور (سلیمان ممداف)، (توفیق ولی اف) و (اکبر قوجایف) بوده و وزارت تحصیل (آموزش عمومی)جمهوری آذربایجان آن را تصدیق و منتشر ساخته است. این کتاب از دو بخش و هفت فصل تشکیل یافته است. در این مقاله قسمتهایی از فصول پنجم و ششم که فصلهای پایانی کتاب هستند ترجمه و مورد تجزبه و تحلیل قرار گرفته است.


تاریخ عثمان پاشا

اثری مهم و ارزشمند در شرح یورش عثمانی به قفقاز و آذربایجان( 993- 986ق)

نصرالله صالحی[64]

«تاریخ عثمان پاشا» منبعی است مهم و ارزشمندکه توسط یکی از مورخان عثمانی به نام ابوبکر ابن عبدالله به زبان ترکی عثمانی به نگارش در آمده است. مؤلف که خود در یورش سپاه عثمانی به فرماندهی عثمان پاشا به منطقه­ی قفقاز حضور داشته و از نزدیک شاهد و ناظر نبردهای دو اردوی صفوی و عثمانی در ولایات گرجستان، شروان، دربند و ... بوده، به تفصیل به شرح و توصیف نبردهای فوق پرداخته است. مؤلف در دومین سال حضور خود در میان سپاه عثمانی، توسط قوای قزلباش به اسارت در آمده و سرانجام پس از یک سال اسارت، به دیاربکر گریخته و در سال 990 ق. اقدام به نگارش «تاریخ عثمان پاشا» کرده است. کتاب علاوه بر گزارش دقیق نبردهای صفویان و عثمانیان در قفقاز و آذربایجان، حاوی آگاهی­های مفیدی از این دست است:

1. آگاهی­های قوم­شناختی

2. آگاهی­های جغرافیایی و جغرافیای تاریخی

3. آگاهی­های جالب توجه از بناهای تاریخی شهرهای آذربایجان

4. آگاهی­های درخور توجه از رونق و آبادانی شهرهای آذربایجان

5. آگاهی­های مربوط به کشتار و قتل عام مردم تبریز

در مقاله حاضر، پس از مروری اجمالی بر چرایی و چگونگی یورش قوای عثمانی به قلمرو ایران در دومین سال سلطنت سلطان محمد خدابنده، به معرفی مؤلف کتاب و محتوای آن و نیز ارزش و اهمیت این اثر مهم در شناخت تاریخ روابط صفویان و عثمانیان در فاصله سال های 993 – 986 پرداخته شده است.


نقد و بررسی منابع مطالعات دینی در آذربایجان

سونا صدرخانلو[65]

میلان کوندرا در کتاب خنده و فراموشی خود نوشته است: نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظه آن است. باید کتاب­هایش را، فرهنگش را، تاریخش را از میان برد.

واژه دین به معنی و مفهوم کیش و آیین است. دین در اوستا به معنی ضمیر پاک آمده است. در قرآن کریم که دین همه جا به صورت مفرد به کار رفته، علاوه بر مفاهیم و معانی فوق به معنی روز جزا و قیامت هم آمده است. این واژه در قرآن هم برای اسلام و هم برای دین هایی که با اسلام مخالفند، از قبیل کیش بت پرستان و مشرکان نیز به کار رفته است. در زبانهای اروپایی دین به معنی پیوند و ازتباط روحانی بین مردمی است که اعتقادات مشترکی دارند.

دین در شرق و به خصوص میان اقوام شرق نزدیک از دیرباز نقش اجتماعی، سیاسی و تشکیلاتی مهمی را دارا بود. تا سده هفتم پیش از میلاد در میان اقوام ماننایی و مادی، اعتقاد به نیروهای طبیعت و تصور خدایان این نیروها و پرستش آنها به عبارت دیگر آیین نیاکان ترکان نوعی بت پرستی رواج داشت. این آیین­ها با ادیان اقوام باستان ماد و آذربایجان یعنی گوتیان و لولوبیان مربوط بوده اند. دردوران پس از سده هفتم پیش از میلاد، به تدریج نطفه های آیین زرتشت در میان اقوام ماد مرکزی و ماننا به وجود آمده و درمیان قبایل آنها انتشار می یابد. برخی از دانشمندان قدیم از جمله ابوریحان بیرونی بر این باورند که: زرتشت در همین دوران می­زیسته و موطن وی نیز آذربایجان بوده است. آکادمیسین و.و.استرووه در اثر خود تحت عنوان وطن زرتشتی گری می نویسد که:" لازم است چنین منبعی را در دین ارمنستان و آذربایجان جستجو کرد. چنان که معلوم است حتی در زمان حاکمیت دولت ساسانی که زرتشتی گری را آیین رسمی کشوراعلان کرد، آتشکده اصلی در پایتخت آتروپاتن قرار داشته است." اما مشمول دانستن ارمنستان در این قضیه نوعی تحریف است زیرا نطفه های اولیه این دین دو-سه هزار سال پیش از میلاد مسیح است و به ارمنستان هیچ ربطی نمی­تواند داشته باشد.

آذربایجان را دروازه مشرق زمین نامیده اند. این خطه کانون ظهور زرتشت پیامبر نیک سرشت بود که شاگردانش اقوام این دیار را به اندیشه و مدنیت فرا خواندند. پذیرش دین اسلام از سوی آذربایجانیها، صفحه نوینی را در تاریخ این منطقه ورق زد و سرنوشت و هویت این مردمان را تغییر داد. مردم غیور آذربایجان در عین حال که اسلام را پذیرفتند اما در برابر ستمگری خلفای عباسی سر برافراشتند. اگر در خراسان طاهر ذوالیمینین قیام کرد، در آذربایجان حکومت مرزبان و مقتدر بابک خرم دین پایه های خلافت ستمـگر عباسـیان را به لـرزه در آورد. تـشکیل دولـت مقتدر صفویه مهمترین رویداد تاریخی – مذهبی این دیار است. شاه اسماعیل بر اساس عقاید و افکار مذهبی و سیاسی خویش و با رسمیت دادن به مذهب تشیع توانست با کمک هفت طایفه ترک قزلباش دولتی را پی ریزی کند که بنیادهای مذهبی –  سیاسی و دیوان محلی آن حتی تا پس از سقوط نیز ادامه یابد.

کلید واژه­ها: دین، آذربایجان، زرتشت، صفویه


بررسی اجمالی آثار برجسته تمدن ایران باستان در آذربایجان و اران

محبوبه صدیقی[66]

نام آذربایجان که به بخشی از سرزمین باستانی ایران اطلاق می شود، از حدود 2400 سال پیش، یکی از مشهورترین نامهای جغرافیایی ایران می­باشد که در هر دوره با حوادث تاریخی مهمی همراه بوده است.

آذربادگان، آذربایگان و آذربایجان، هر سه شکل در کتاب­های فارسی معروف است. آذربایجان در دوران هخامنشیان به نام ماد نامیده می­شد و از مهمترین و بزرگترین ایالتهای ایران به شمار رفته ونیز یکی از مهم ترین کانون های تمدن ایرانی در درازای تاریخ بوده است. سرزمین های قفقاز (بخصوص ایران شمالی یا همان اران) نیز در غنای فرهنگ و تمدن ایرانی تأثیر داشته اند. از این رو، نمادها و آثار باستانی گسترده مشترکی در آذربایجان واران وجود دارد که نشانه ای از پیوند ناگسستنی فرهنگ و تمدن ایران است.

خطه آذربایجان از قدمتی طولانی برخوردار است و این امر موجب آن شده که افزون بر متون تاریخی و روایات ملی و مذهبی در بیان اسطوره های باستانی ایران نیز از آذربایجان و نمادهای بزرگ دینی و فرهنگی آن فراوان یاد شود.

مردم آذربایجان با وجود هجوم های اقوام مخالف، سنن بومی خود را حفظ کرده اند و بسیاری از آداب و رسوم ایران کهن، درمیان مردم این سامان به صورت­های گوناگون باقی مانده است.

همچنین در تمام دوره های تاریخی، احساسات وطن دوستی آنان ضرب المثل بوده است. قیام­های مدوام مردم این سرزمین در زمان جنگ های ایران و عثمانی و ایران و روسیه و... از برجسته­ترین فداکاری­هایی است که در تاریخ ایران جاودان مانده است.

در این مقاله آثار برجسته تمدن ایران باستان در آذربایجان و اران در قرون گذشته از جمله آداب و رسوم و زبان مورد بررسی قرار گرفته است.


روایت جنگ های ایران و روس درکتاب های تاریخی جمهوری آذربایجان

مسعود عرفانیان[67]

پیامد شوم وزیانبار جنگ های ایران وروسیه انعقاد دو قرارداد تحمیلی گلستان (1228 ق/1813 م) وقرارداد ترکمنچای(1243ق /1828م) بود که طی آن بخش های وسیعی ازسرزمین های کشورمان - که ازدیرباز جزیی ازخاک ایران بود - ازپیکره اصلی خویش جدا وضمیمه امپراتوری روسیه شد.

بخ های گسترده ای ازقفقاز وازآن میان سرزمینی که اکنون جمهوری آذربایجان نامیده می شود نیزدرنتیجه همین جنگ ها ازایران ودرترکیب امپراتوری روسیه جای گرفت. پس ازپیروزی انقلاب اکتبر1917، اگرچه با برقراری جمهوری دموکراتیک آذربایجان، این جمهوری توانست تزدیک به دوسال حیات مستقل داشته باشد، اما سرانجام درترکیب اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی قرارگرفت. سرانجام با فروپاشی شووروی در1991، آذربایجان استقلال همیشگی خود را به دست آورد.

آنچه که ازماهیت این جنگ ها ، نتایج وتبعات آن درمنابع ومآخذ آن ها بازتاب یافته، با گذشت زمان دستخوش تغییرودگرگونی شده، تاآنجا که امروزه به جرئت می­توان گفت این دگرگونی تا بدان جا رسیده که در ظاهر و بیان نگاه جدیدی را به وجودآورده است.اما اینکه این نگاه تا چه اندازه موافق واقعیت های موجود وبراساس دادهای درست و انکارناپذیرتاریخی است، خود بحث دیگری است که نیازبه واکاوی دقیق وبا حساسیتی ویژه دارد. چرا که ازرهگذرهمین نگاه به ظاهرنو اما سراسرنادرست، سعی درنوشت تاریخ وثبت این رویدادها شده که با آنچه درواقعیت رخ داده و درمنابع ومآخذ معتبر و دست اول تاریخی ثبت شده، کاملا متفاوت ودرواقع روایت دیگری است. بررسی این رویداد درمنابع آذربایجان را می توان به سه دوره کاملا متمایز، پیش ازانقلاب اکتبراز(1828-1917)، پس ازانقلاب اکتبرتا فروپاشی شوروی(1917-1991) وپس ازفروپاشی شوروری واستقلال جمهوری آذربایجان از1991 تا حالا تقسیم نمود. بررسی حاضربرآن است تا با تمرکز بردوره پس ازفروپاشی واستقلال جمهوری آذربایجان به چگونگی بازتاب این رویداد مهم تاریخی درپژوهش های متاخر پژهشگران آذربایجانی وبازتاب آن ها درمنابع ومآخد- درسی وغیردرسی- چاپ شده درآن جمهوری بپردازد.


واکنش شاعران ایران به اشغال قفقاز

محمدطاهری خسروشاهی[68]

                                 

با استیلای لشکر روس برسرزمین های ایرانی قفقازدر آن سوی ارس، ایران اگرچه بخش های فرهنگ خیزی راازدست داد، ولی این استیلا هرگز نتوانست پیوندهاواصالت های ایرانی مردمان این دیاررابه کلی منقطع نماید.تاریخ نشان داد که حتی حاکمیت کمونیست والحاد نیز نتوانست به اصالت ساکنان آن دیارخدشه ای واردکند.        

البته جدایی این بخش از خاک ایران، ساکنان آن دیار را در نوعی سرخوردگی ناشی از یأس و ناامیدی گرفتار ساخت. در این ایّام «خشم و ناخشنودی ایرانیانی که در قفقاز اسیر پنجه بیگانه شده و آوارگانی که به این سوی ارس پناه آورده بودند، روز به روز فزونی می­گرفت»؛ بدان سان که جامعه ایرانی عصر قاجار آماده یک طغیان عمومی شد، که چندی بعد در قالب انقلاب مشروطیت ایران و نهضت‌هایی چون جریان تحریم تنباکو متبلور گردید که جملگی دارای رنگ و بوی ضداستعماری و ضداستبدادی بودند.

درپی جـدایی شهرهای آن سامان،شاعران قاجار - همگام با تحولات اجتماعی ایران- وارد عرصه آفرینش­های هنری وادبی شدند و"شعرضداشغالگری"راپی ریزی کردند. سیری کوتاه در تاریخ ادبیات ضداستعماری نشان می‌دهد که این نوع ادبی پس از استقرار مشروطیت تا خلع قاجار از سلطنت، همچنان به حرکت تعالی‌بخش خویش ادامه می‌دهد و با پیش آمدن جریان جنگ جهانی دوّم و اشغال ایران توسط نیروهای استعمارگر و وقایع مهم پس از آن، (نهضت ملّی شدن صنعت نفت و پیروزی انقلاب اسلامی) به اوج خود می‌رسد.

نویسنده دراین مقاله ضمن ارایه نمونه هایی از این نوع ادبی و با اشاره به پیشینه اعتراض شاعرانی چون نظامی گنجوی وخاقانی شروانی به تجاوز روس به ایران،درپی تبیین این نکته است که واکنش شاعران در مقابل جنگ های روس باایران و اشغال قفقاز،جانی تازه درکالبد شعرفارسی قاجاردمید و با انعکاس روح میهن پرستی آنها،شعر بیداری ایران را بنیادنهاد.

ابرازاحساسات گویندگان ایرانی دربرابراشغالگران بیگانه، روایتی ازنخستین تجربه های شعرفارسی درورود به حوزه موضوعات اجتماعی وسیاسی دردوران جدید محسوب می شود.

کلید واژه­ها: جنگ های روس باایران، اشغال سرزمین های قفقاز، عصرقاجار، شعرضداشغالگری


اهمیت و جایگاه اسناد مجلس شورای ملی در بررسی تاریخ آذربایجان

علی ططری[69]، فاطمه ترک­چی[70]

مرکز اسناد کتابخانه مجلس شورای اسلامی، که در حقیقت آرشیو قوه مقننه به شمار می­آید با دارا بودن حدود دوازده میلیون برگ سند محل رجوع مناسبی برای پژوهشگران تاریخ معاصر کشورمان است. اسناد موجود در این آرشیو بازگوی تاریخ نهادینه شدن دموکراسی و نهاد قانون­گذاری در کشور است.

این آرشیو با دارا بودن اسناد بیست و چهار دوره مجلس شورای ملی و هفت دوره مجلس سنا و باسابقه تاریخی بیش از یکصد سال، مجموعه سندی بسیار مهمی به لحاظ بررسی­های تاریخی، اجتماعی، سیاسی و غیره را از دوره قاجار تا پهلوی دوم در خود جای داده است و بدین لحاظ از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. این اسناد به طور کلی به مجموعه­های زیر تقسیم می­شود: 1- اعتبارنامه­های نمایندگان مجلس شورای ملی و مجلس سنا، 2- عرایض مردمی که از هر جای ایران و حتی توسط ایرانیان خارج از کشور به مجلسین (ملی- سنا) ارسال می­شده است، 3- اسناد مربوط به انتخابات مجالس شورای ملی و سنا و موسسان، 4- اسناد کمیسیون­های مجلس شورای ملی و ...

این اسناد به طور عمده با وضعیت ایالات و ولایات در یکصد سال اخیر مرتبط است که، در این میان، اسناد آذربایجان از اهمیت ویژه­ای برخوردار است.

این اهمیت زمانی بارز می­شود که بدانیم در دوره قاجار آذربایجان به خصوص از آن رو که پس از تهران مهم­ترین استان و جایگاه ولیعهد بوده است و نیز آزادی­خواهان از آنجا داد مشروطه­طلبی سر دادند در میان دیگر استان­ها از ویژگی قابل توجهی برخوردار بوده است.

از انقلاب مشروطیت تا انقلاب 1357 و حتی پس از آن، آرشیو مجلس شورای اسلامی، اسناد ارزشمندی از رویدادهای گوناگون آذربایجان را در خود جای داده است؛ برخی از این اسناد در بردارنده اطلاعاتی از وقایع احتماعی و فرهنگی است که در کمتر جایی از آنها حتی نامی برده شده است.

بدین روی آرشیو مجلس شورای اسلامی از ارزشمندترین مراکز اسناد کشور به شمار می­آید و مرکز مناسبی جهت تحقیق و پژوهش پیرامون تاریخ آذربایجان است که تاکنون کمتر بدان توجه شده است. به همین سبب این مقاله سعی دارد با نگاهی نو و با تأکید بر اسناد، مجموعه­ی اسناد آذربایجان در آرشیو مجلس شورای اسلامی را معرفی و مورد بررسی قرار دهد.


نام‌گذاری تبریز

ناهیده عابدینی[71]

منطقه آذربایجان از روزگاران کهن یکی از مراکز مهم سیاسی – فرهنگی ایران به شمار می رود، این منطقه در طی دوره های مختلف به دلیل موقعیت ویژه جغرافیایی و قرار گرفتن بر سر راه غرب-شرق وشمال وجنوب کانون توجه بوده است در تاریخ ایران همواره رقابت و کشتار بر سر قدرت وقدرت یابی وجود داشته ،هر طایفه و قبیله­ای که قدرت بیشتر داشته، اداره­ی حکومت را به دست می­گرفت و حکومت می کرد. حکومت­های ایران از سلجوقیان به بعد در نقاط مختلف ایران و نیز منطقه آذربایجان از عناصر قبیله ای بوده است و منافع قبیله ای و طایفه ای بر منافع کشور اولویت داشته است پس از یک دوره هرج ومرج ناشی از مرگ نادر و کریم خان زند، دوره قاجار و تشکیل آن ثباتی نسبی را به وجود آورد و فرصتی شد تا به اوضاع داخلی کشور رسیدگی شود . شایان ذکر است حکوت قاجاریه نیز از رقابت­های قبیله­ای مستثنی نبود آقا محمد خان با سرکوب شورشیان قدرت را به دست گرفت در دوران جانشین وی، فتحعلی شاه تبریز به عنوان مقر ولیعهد و دومین مرکز سیاسی فرهنگی ایران تعیین شد.

نوشتار حاضر به حکومتهای آذربایجان با تبریز از آغاز تاریخ تبریز تا اواسط دوران قاجار، حکومت­های خاندان­های دنبلی و مقدم مراغه­ای پرداخته است.


بررسی مرزهای اران ازعهد باستان تا سال 1918

محدثه عابدینی[72]

تعیین مرزهای اران در دوره های مختلف تاریخی یکی از مسائلی است که هنوز توسط پژوهشگران مورد بحث قرار می گیرد. یکی از ابعاد این مسئله، در مناقشه قراباغ مطرح می شود. سؤال این است که سرزمین های واقع در میان رود های کر و ارس که آرتساخ یا قراباغ کوهستانی امروزی نیز از آن جمله است، از دوره باستان، به اران تعلق داشت یا بخشی از ارمنستان محسوب می شد.

منابع مطالعاتی جمهوری آذربایجان بر این عقیده هستند که سرزمین های شمال و جنوب رود ارس همواره آذربایجان نام داشته است. اما مورخان ایرانی و غیر ایرانی بر اساس منابع مختلف تاریخی، بیان می­کنند که مرز های واقع در شمال رود ارس، اران ومرزهای واقع درجنوب ارس، آذربایجان نام داشت وتنها در سال 1918 توسط حزب مساوات، این نام بر اران نهاده شد.

این مقاله قصد دارد با بررسی مرز های اران، این مسائل را مورد بررسی قرار دهد.

کلید واژه­ها: اران، ارمنستان، آذربایجان


صریح‌الملک گنجینه ای از نامهای جغرافیایی آذربایجان

عطاءالله عبدی[73]، مریم لطفی[74]

نام مکـان­ها اغلب مستقیماً الگوهـای فضایی زبان، لهجه و ملیت را منعکس می­کنند. به عبارت دیگر نام­های جغرافیایی معرف فرهنگ و علایق جوامع انسانی و بازتابی از آنها در محیط­های جغرافیایی هستند، در حقیقت جوامع انسانی در انتخاب نام برای پدیده­های انسان ساخت و طبیعت ساخت از گنجینه­های فرهنگی، تاریخی و باورهای خود وام می گیرند. منطقه آذربایجان از نظر مباحث تاریخی برای روشـن کردن واقعیت­های فرهنگی و جغرافیایی خود درگیر برخی نظریات متعارض است، یکی از راه­های کشف حقیقت، مراجعه به نامهای جغرافیایی این مـنطقه در منابـع کهن تاریخی و جغرافیایی می­باشد که برای رفع برخی ابهامات و کشف واقعیات تاریخی منطقه کارایی بسزایی داراست. در این میان برخی منابع دوره صفوی مانند صفوه الصفا و صریح الملک به دلیل این که موضوعات مطرح شده در آنها، اغلب در محدوده­ی منطقه آذربایجان قرار دارد، می­تواند در شناسایی نامهای جغرافیایی این منطقه ما را یاری نماید.

پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این پرسش است که نام­های جغرافیایی منطقه­ی آذربایجان در متون تاریخی دوره صفویه دارای چه ویژگی‌ای بوده و دچار چه تحولاتی گشته است؟ روش تحقیق در این پژوهش از نوع کتابخانه ای و با تاکید بر اسناد می باشد. نتایج حاصل از بررسی متون تاریخی به خصوص صریح الملک بیانگر آن است که نامهای جغرافیایی منطقه آذربایجان(به ویژه نیمه شرقی آن) از نظر زبانی عمدتاً واژه هایی غیر ترکی بوده است و روند تغییر برخی از این اسامی به نام­های ترکی حاکی از تبعیت آن از تحولات اجتماعی و سیاسی در دوره مورد نظر می باشد.

کلید واژه­ها: صریح الملک، نام­های جغرافیایی، آذربایجان، دوره صفوی


 ماهیت و عوامل موثربرپیدایش و سقوط فرقه دموکرات آذربایجان

و نقش شاهسون­های آذربایجان درآن

میرنبی عزیززاده[75]

درسوم شهریور 1320ش، نیروهای شوروی از شمال و شمال غرب خاک ایران را مورد تجاوز قرار داد. ارزش اشغالگر با هدف کسب امتیاز نفت شمال و گسترش نفوذ از دسته رفته خود را در دهه 1310ش، در دوره اشغال (1320-1321) اقدامهای مختلفی در آذربایجان ایران به عمل آورد. پیدایش «فرقه دموکرات آذربایجان» به رهبری سید جعفر پیشه وری و یا ترکیبی از کمونیست ها، سوسیال دموکراتها و آزاد بخواهان تبریز یکی از نتایج حضور نیروهای شوروی درایران بود.

رهبران این واقعه با بهره برداری از تشکیلات شاخه های خوب توده و اتحادیه های کارگری کمونیستی درین دوره هرج ومرج لباسی با برجسته شدن دادن خواستهای قومی و منطقه ای آذربایجان و انجام دادن اقدامهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در شش ماه اول پر قدرت هایی دست یافتند.

درنیمه دوم حیات فرقه (سال 1325)، با تغییر شرایط بین المللی به نفع دولت مرکزی ایران، توافق شوروی با احمد قوام (نخست وزیرایران)، و مدیریت صحیح بحران در تهران، موجودیت فرقه مورد محاصله سیاسی قرار گرفت. تبدیل مقاومت صنفی اقشار مختلف مردم آذربایجان به جنگ چریکی عشایر شاهسون آخرین مدتی بود که بر تابوت فرقه کوبیده شد.

و این جنبش اجتماعی که از عوامل وحدت آخرین در فرهنگ ایرانیان و تجربه تاریخی جنبش های معاصر ایران و آذربایجان غفلت کرده بود. بعد ازیک سال بازیگری درصحنه سیاسی ایران فرو پاشیده و ازبین رفت.

کلید واژه ها: شوروی فرقه دموکرات آذربایجان، آذربایجان، شاهسون


بررسی تطبیقی طرز تشبیه در زبان فارسی و آذری

ذوالفقار علامی[76]

میان زبان های فارسی وآذری وجوه مشترک زیادی از نظر اعلام جغرافیایی ، لغات ، اصطلاحات ، تعبیرات، امثال وغیره وجود دارد.علاوه بر اینها ، که مواد لفظی محسوب می شوند . عناصر مشترک دیگری بین این دوزبان موجود است که باید آنها را عناصر معنوی نامید.

یکی از عناصر مهم و درخور توجه، که در بررسی وجوه اشتراک وپیوند میان زبان فارسی و آذری تا کنون مغفول مانده، مقایسه طرز تشبیه در این دو زبان است. اهمیت این امر از آن جهت است که طرز تشبیه مشترک نشان دهندة طرز فکر، نوع نگرش، جهان بینی، ذوق وبطور کلی فرهنگ مشترک است وحاکی از این است که مردم ایران گرچه به لهجه های مختلف زبان های ایرانی گفتگو می کنند وطرز خاصی در تلفظ کلمات و کاربرد لغات ، تعبیرات و اصطلاحات وامثال خاص خود دارند ، درعین حال  دارای طرز تشبیه مشترک نیز هستند واین اشتراک در طرز تشبیه حاکی از این است که این زبانها از آبشخور واحدی سیراب شده اند که به آن« روح زبان» می گوییم

هدف مقاله حاضر بررسی طرز تشبیه در زبان های فارسی و آذری است، به ویژه تشبیهاتی که جنبه عام دارد ودر نزد عموم اهل زبان کاربرد دارند.

کلید واژه ها: زبان فارسی، زبان آذری، طرز تشبیه


زن در ضرب‌المثل‌های ترکی آذری در مقایسه تطبیقی با مثل‌های فارسی

ذوالفقار علامی[77]، بی بی صدیقه جاذبی[78]

امثال و تعبیرات و اصطلاحات رایج در میان هر قوم و ملت یکی از ارکان مهم زبان و ادب آن قوم و نموداری از ذوق و قریحه و صفات روحی و اخلاقی و افکار و رسوم و عادات آن ملت است. این امثال در طی هزاران سال در میان اقوام مختلف جهان شکفته و نشر یافته و در هر کشوری بر حسب اختصاصات قومی، فرهنگی ، آداب و سنن ، مذهب و حتی وضع جغرافیایی و سیاسی آن کشور ویژگی‌های خاصی پیدا کرده است. در این جستار نویسندگان  بر آنند تا با بررسی مثل‌های موجود در مورد زن در زبان ترکی آذری به مقایسه آن‌ها با مثل‌های موجود در زبان فارسی با تکیه بر کتاب امثال و حکم علامه دهخدا بپردازد و نحوه نگاه به جایگاه زن در این دو حیطه زبانی را مورد توجه قرار دهد.

کلید واژه ها: ضرب‌المثل، زن، ترکی، فارسی، امثال و حکم


بررسی نام و تاریخ اران و آذربایجان، با تاکید بر یک متن کهن ارمنی«تاریخ آلبانیا»

علی علی‌بابایی درمنی[79]

این پژوهش به بیان تقابل میان حقایق تاریخی با هویت سازی و جعل تاریخ می‌پردازد که اولی ریشه در منابع و کتب تاریخی روزگار کهن دارد، و دیگری با اغراض سیاسی جاعلان تاریخ و هویت در دوران کنونی مرتبط است.

یکی از اسناد تردید ناپذیر و منحصر به فرد، در مورد نام و تاریخ اران و آذربایجان کتاب« تاریخ آلبانیا» نوشته موسس کالان کاتواتسی و موسس داسخورانتسی می باشد.

این کتاب به تاریخ آلبانیای قفقاز و چگونگی زندگی ساکنان آن و گرویدن آنها به مسیحیت می‌پردازد. نویسنده در سراسر این کتاب، هنگام نام بردن از آذربایجان، محدوده آن را جدا از آلبانیا و در جنوب آن ترسیم می کند.

از سوی دیگر، وجود یک متن کهن ارمنی با نام «تاریخ آلبانیا» خود گواه آن است که منطقه‌ای را  که اکنون هویت سازان و جاعلان تاریخ «جمهوری آذربایجان» می‌نامند، در دوران باستان «آلبانیا» نام داشته‌است این نام در دوران پس از اسلام به «اران» تغییر یافته‌است، و تنها در سال 1918م، در سایه هویت سازان به «جمهوری آذربایجان» تغییر یافته‌است.

این پژوهش با معرفی کتاب «تاریخ آلبانیا»، یعنی کهن ترین متنی که در مورد تاریخ آلبانیای قفقاز نوشته شده است، با بیان شواهدی از این کتاب، به اثبات تفاوتِ موقعیت جغرافیایی و وضعیت تاریخی دو منطقه آذربایجان و آلبانیا (اران) می پردازد.

کلید واژه­ها: تاریخ آلبانیا، آذربایجان، قفقاز، اران


شبکه های موثر انقلابی در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی در اردبیل

زاهد غفاری هشجین[80]

انقلاب اسلامی ایران دارای خاستگاه مذهبی است و در آن مذهب تشیع به عنوان ایدئولوژی انقلاب،  نقش اساسی در بسیج مردم برای شرکت در مبارزات انقلابی داشته است. در این راستا اعتقاد و وابستگی شدید مردم به مذهب تشیع باعث حمایت قاطع مردم از رهبران دینی خود شده است. این مسئله خاص شهرهای بزرگ و مرکزی انقلاب نبود و بسیاری از شهرهایی که در آنها انگیزه­های مذهبی بالا بود، در انقلاب اسلامی نیز حضور فعالی داشتند. از جمله این شهرها می­توان به شهر اردبیل به عنوان بخشی از آذربایجان اشاره نمود. اردبیل به عنوان خاستگاه صفویه، نقش مهمی در رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع و یکپارچگی ایران اسلامی داشته است. به دلیل چنین اهمیت تاریخی، این شهر جایگاه خاصی در دوران شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی به خود اختصاص داده است. در این دوران این شهر نیز از راه­های مختلف با پیام ها و اهداف انقلاب اسلامی آشنا شد و در سالهای1356 و1357 با شرکت فعال مردم آن در راهپیمایی ها، تظاهرات و سایر مراسم و مبارزات انقلابی به نوبه خود، نقش به سزایی در پیروزی انقلاب اسلامی ایفای کرد. در این مقاله با هدف دستیابی به آگاهی های علمی مربوط به جایگاه و نقش شهر اردبیل در روند انقلاب اسلامی، سعی خواهد شد ضمن بررسی تاریخ چگونگی شکل گیری و وقوع انقلاب سلامی در این شهر، در چهاچوب نظریه پخش به مطالعه راه­های نفوذ و انتقال جریان ها و امواج انقلابی به شهر اردبیل، پرداخته شود و نقش کانونها و شبکه های موثر انقلابی مانند حوزه، دانشگاه، هیئت های مذهبی و بازار در اردبیل را در فرآیند شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گیرد.

کلید واژه­ها: اردبیل، انقلاب اسلامی، تشیع، شبکه های انقلابی، حوزه، دانشگاه، بازار، هیئت های مذهبی


 بررسی قرابت تباری گروه های زبانی ایران از دیدگاه ژنتیکی

سورنا فیروزی[81]

متون تاریخی هنوز نتوانسته اند در مورد نژاد بعضی از گروه های باستانی  اظهار نظری نمایند. به عنوان مثال ، جایگاه تباری بسیاری از گروه های ساکن در فلات ایران در هزاره های سوم ، چهارم و پنجم قبل از میلاد ، مانند تمدن عیلام و تمدن سیلک کاشان،  همچنان در پرده ای از ابهام قرار دارد.

بنابراین دانش ژنتیک مولکولی و علم نژاد شناسی می تواند به کمک باستان شناسان آمده و تعداد زیادی از معماهای باستان شناختی را حل کند.

به طور کلی ، توارث مواد ژنتیکی در انسان به سه دسته تقسیم می شود: هسته ای، میتوکندریایی (مادری) و پدری (Holyndric). اگر ما به مطالعه نمونه های جمعیت امروزین (تهیه شده از نمونه خون از افراد) بپردازیم، بایستی بر روی وراثت میتوکندریایی تحقیق کنیم. زیرا شاخص های اختصاصی نژادی در آن حتی در گذر تهاجم تاریخی بیگانگان به  یک ملت ( که می­تواند موجب تغییر شاخص های وراثت پدری گردند)، نخورده باقی می ماند. اما اگر تحقیقات ما مربوط به دوران باستان و اقتدار تمدن های باستانی  معطوف باشد، به علت احتمال آمیختگی های کمتر با دیگران، می­توان بر روی شاخص های کروموزوم Y نیز کنکاش نمود.

با وجود همسانی انسان ها در 99% محتوای ژنوم خود، هر گروه نژادی  دارای شماری مارکر های اختصاصی ژنتیکی می باشد. به این شاخص ها در ژنوم میتوکندریایی و کروموزوم Y، اصصلاحاً هاپلوگروه گفته می شود.

از آنجا که مطالـعه ما بر روی نمـونه های انسانی خوزستان و با قدمت های 2000-1500 پ.م، می باشد، می­توان پایه تحقیق را بر جستجوی هاپلوگروه پدری R1a قرار داد. R1a یا M17 ، یک شاخص ژنتیکی اختصاصی برای مردمان هند و ایرانی (آریایی) به شمار می­آید. ما در این آزمایش به بررسی وجود یا نبود این مارکر در میان شماری نمونه باستانی از فلات ایران پرداختیم.


باورهای دینی مردم

مهدی قاسمی[82]

آذربایجان به عنوان یکی از مراکز عمده آئین زرتشت شهرت داشته است.

آذربایجان غربی به ویژه کرانه های دریاچه­ی ارومیه، مرکز آتشکده­ها و آئین­های ایران کهن است و نشانه وجود این آتشکده ها، واژه هایی مانند آتش، گل، کول و سوچ می­تواند باشد که در آذربایجان تاکنون باقی مانده است.

مذهب زرتشت در همان حال که در آذربایجان جریان داشت مذهب مردم آران نیز بود. با ظهور و گسترش اسلام، مردم آذربایجان و آران در نخستین سده های اسلامی، مسلمان شدند.


جمهوری آذربایجان وتاریخنگاری، شووینیستی – مارکیستی

موسی فقیه حقانی[83]

دربین انواع تاریخنگاری­ها، درسال­های پس ازجنگ جهانی اول واستقرار رژیم بلشویکی درروسیه، با نوع خاصی ازتاریخنگاری مواجه می­شویم که مستشرقین روس ازتلفیق تفکر ومارکسیستی به وجود آورده وازآن طریق درصدد تئـوریزه کـردن توسعه طلبی های تزاریستی درقالب رژیم کمونیستی جدید بودند- اقدامات تجاوز گرانه تزارها، پس ازفروپاشی درقالب ایدئولوژی مارکسیستی وبا شعارهای فریبنده نظیـرآزادی خلق های محروم جـهان تداوم پیدا کرد و جمهوری های تازه تاسیس پس ازفراز و فرودهایی به کـانون گـسترش گرایشات تجزیه طلبانه درمنطقه تبدیل شد. درچنین شرایطی تاریخنگاری - مارکسیستی در جمهوری آذربایجان (منطقه اران) با شدت وحدت ازطریق جعل تاریخ درصدد نفوذ درآذربایجان ایران برآمد این گرایش پس ازفروپاشی شوروی نیز ادامه پیدا کرد نگاهی به کتب درسی تاریخ درجمهوری آذربایجان که مشحون ازتحریفات تاریخی است دقیقاً این گرایش را که درصد تقویت تمایلات تجزیه طلبانه با شعارهای نژادی است آشکار می سازد.

برای مثال درکتاب تاریخ کلاس 11 این جمهوی درخصوص فعالیت تجزیه طلبانه فرقه دموکرات آذربایجان با ادبیات دوران مارکسیستی به اضافه چاشنی شوونیستی به طرح مباحث جعلی و غیر واقعی می پردازد که ازبطن آن تمایلات سیاسی این جمهوی برای ایجات تحرکات قومی درآذربایجان ایران کاملاً به چشم می خورد درهمین کتاب دربحث اصلاحات ارضی وانقلاب سفید، همان ادبیات مارکسیستی را باچاشنی تحریکات قومی مشاهده می­کنیم، درحالی که رژیم پهلوی به تمام ایرانیان و روستائیان ظلم کرده، بحث کشاورزان آذربایجانی باشدت فراوانی مطرح می شود. طرح مسائلی نظیر فارسی کردن خلق ها هم بیشترازاینکه جنبه دفاع ازخلق را دربرداشته باشد، ناظر برتحریک قومیت هاست.

دربحث قیام 29بهمن تبریزنیز، این کتاب شرکت مردم مسلمان تبریزرا درتمام انقلاب اسلامی درقالب حرکتی قومی مطرح کرده وسردمدار آن را گروه­های مارکسیستی والتقاطی نظیر چریک های فدائی خلق سازمان مجاهدین خلق معرفی می کند.

و در بخش پس ازانقلاب تشویق به تجزیه طلبی کاملاً به چشم می خورد و با ارائه تصویری نادرست ازمردم آذربایجان تلاش می شود آنان را رودرروی نظام اسلامی ترسیم نمایند.


فرقه دموکرات و تجزیه آذربایجان (روایتی از دیروز، پندی برای امروز)

محمدرضا قلی زاد[84]

در 12 شهریور سال 1324 هنگامی که سرزمین های شمالی کشور در اشغال نیروی ارتش سرخ شوروی بود، فرقه دموکرات آذربایجان با صدور مرامنامه ای در تبریز اعلام موجودیت کرد و توانست با تمهیداتی در 21 آذر همان سال قدرت را در آذربایجان از دست حکومت مرکزی خارج و به مدت یک سال خود جایگزین آن گردد.

درباره چگونگی پیدایش، کارکرد یک ساله، فروپاشی فرقه و... به طور کلی دو دیدگاه وجود دارد.

نخست: دیدگاه هواداران فرقه، که تشکیل فرقه را خیزشی انقلابی و برآمده از اراده آذربایجانی ها، و برای تحقق خواسته های مردم آذربایجان می دانند.

دوم: دیدگاهی که باور دارد، فرقه دموکرات با طرح و نقشه و پشتیبانی همه جانبه شوروی پدید آمد تا برنامه جداسازی آذربایجان از ایران را عملی سازد.

داوری درباره این دو دیدگاه متضاد و نیز اینکه آیا میان پیدایش فرقه و سیاست های شوروی پیوندی بوده است و یا نه؟ تا چند سال گذشته مبتنی بر نوشته­هایی بود که بیشتر جنبه خاطرات داشتند. تا اینکه پس از گذشت چند سال از فروپاشی شوروی سرانجام پژوهشگران توانستند به برخی از اسناد محرمانه دولتی دستیابند و بدینسان راه برای ارزیابی هر چه درست تر ای جریان باز شد.

دکتر جمیل حسنلی از پژوهشگران جمهوری آذربایجان، با بهره گیری از اسناد محرمانه بایگانی مرکزی دولتی جمهوری آذربایجان در سال های 1998 – 1999 دو کتاب منتشر کرده که ترجمه این دو کتاب با نام فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان به روایت اسناد محرمانه آرشیوهای اتحاد شوروی از سوی نشر نی در سال 1383 متشر گردید.

اسناد منتشر شده بیانگر آن است که کارگزاران شوروی به ویژه رهبری حزب کمونیست آذربایجان شوروی «میرجعفر باقراف» پیش از آغاز جنگ شوروی با آلمان به گونه ای جدی سرگرم زمینه سازی درباره آذربایجان ایران بوده است. پیشتر، شوروی در چند دوره میان سال­های 932 تا 1938 اقدام به بیرون کردن بسیاری از شهروندان قفقازی – که از سوی ارگان های امنیتی، ایرانی تبار شناخته شده بودند – کرد. در میان این رانده شدگان که شمار بسیاری از آنها در آذربایجان اسکان یافتند مقامات امنیتی، ماموران خود را به ایران فرستاده بودند.

با آغاز جنگ و اشغال سرزمین های شمالی ایران توسط ارتش سرخ، راه برای اجرای نقشه های از پیش تعیین شده باز شد. در آغاز روزهای اشغال ایران، باقر اف از سوی استالین برای گفت و گو درباره آذربایجان ایران به مسکو فراخوانده می شود. در این گفتگوها قرار شد از آذربایجان شوروی گروه هایی مرکب از نیروهای حزبی، امنیت، تبلیغی، بهداشتی به رهبری «عزیر علی اف» به آذربایجان ایران فرستاد شوند. باقراف در دیداری با هیات اعزامی تاکید می کند: «... ما باید دیر یا زود آذربایجانی های مقیم آنجا (ایران) را با برادران آذربایجان شووری پیوند دهیم... تمام این سرزمین ها آذربایجان ماست.»

آشکار شدن ماموریت گروه های فرستاده شده و بحرانی بودن اوضاع جنگ در آن برهه، باعث شم شود، شوروی گروه های فرستاده شده به رهبری عزیز علی اف را به شوروی باز خواند.

با پیروزی شوروی در جنگ، اجرای برنامه ناتمام منانده آذربایجان با آهنگی پرشتاب از سر گرفته می شود. حسن حسن اف در 24 بهمن 1323 در گزارش خود به باقراف، یادآور می­شود: «آزادی خلق آذربایجان باید با قلع و قمع آلمان هیتلری مصادف شود.»

در اوائل ژوئیه 1945 م (تیر – مرداد 1324 ش) میرجعفر باقر اف به مسکو احضار شد. در ششم همین ماه دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان را برای رهبری جنبش جدایی خواهانه در آذربایجان تصویب کرد. در قرار دفتر سیاسی پیش بینی شده بود که گروه های مسلح از جدایی خواهان آذربایجان و هواداران شوروی تشکیل گردند. بیشتر گروه­هایی که در آذربایجان مسلح شدند مهاجران قفقازی بودند.

به دنبال این مصوبه به دستور باقر اف، عبدالصمد کامبخش، عضو کمیته مرکزی حزب توده، صادق پادگان، مسوول کمیته ایلابلتی حزب توده در آذربایجان. شبستری و میرجعفر پیشه وری مدیر روزنامه آژیر را مخفیانه به باکو آوردند، در گفت و گوهای باکو پیشه وری برای رهبری فرقه دموکرات برگزیده شد.

پس از تشکیل فرقه دموکرات در شهریور 1324 براساس قرار حزب کمونیست شوروی 80 نفر مامور امنیتی که آموزش های ویژه دیده بودند به آذربایجان فرستاده شدند و یک سری عملیات تروریستی انجام دادند.

سرانجام در 21 آذر 1324 فرقه دموکرات قدرت را در آذربایجان به دست گرفت. رهبران فرقه پیشنهاد می کردند تا مهلت خروج نیروهای شوروی از ایران به پایان نرسیده آذربایجان از ایران جدا گردد و یک حکومت دمکراتیک توده ای طبق الگوی جمهوری توده ای مغولستان اعلام موجودیت کند، ولی رهبران حزب کمونیست شوروی با رعایت اصل پنهان کاری برنامه جدایی آذربایجان را به گونه ای پیش می بردند که انگشت اتهام به سوی آنان اشاره نشود.

با بیرون رفتن نیروهای ارتش سرخ در نیمه اردیبهشت 1325 فرقه دموکرات که نتوانسته بود اعتماد مردم را به دست آورد، با از دست دادن پشتوانه اصلی خود رفته رفته در سراشیبی فروپاشی قرار گرفت و سرانجام در سالروز به قدرت رسیدنش سقوط کرد و رهبران و عوامل فرقه ناگزیر به شوروی گریختند.


بازشناسی تاریخ دربند بر اساس کتیبه‌های دوره­ی ساسانی

حامد کاظم زاده[85]

انصاف ده که دربند ایمانسراست دین را

سقفـش سرای ایمـان دیوار دشت کافر

خاقانی شروانی

شهر دربند داغستان که در منابع اسلامی به «باب الابواب» و در منابع ایرانی به «ایران دژ» یا «دروازه­ی قفقاز» شهره است، به احتمال قوی در دوران باستان، مرز شمالی ساسانیان و مهم‌ترین شهر آلبانیا بوده است. تاریخ تأسیس دربند و مستحکم کردن قلعه­ی دربند به درستی معلوم نیست. شهر دربند را معمولاً با شهر باستانی آلبانا پایتخت آلبانیا یکی می­شمرند و گویند نام فارسی دربند پس از تجدید بنای شهر به دست قباد اول ساسانی رایج شد. خسرو انوشیروان (سده­ی ششم میلادی) دربند را مستحکم کرد و گویند دیواری به طول هفت فرسنگ از کوه به دریا ساخت و بقایای این دیوار که بعضی آنرا همان سد سکندر شمرده‌اند، هنوز باقی است. قباد یکم، پس از عقب راندن خزرها به آن سوی رود ولگا و بازگرداندن نظم و آرامش به قفقاز شمالی، طبق محاسبه تقویم نگاران، پنجم ژوئیه (دستور بازسازی شهر دربند) را صادر و بودجه لازم را اختصاص داد. وی خسرو انوشیروان ولیعهد خود را به عنوان ناظر بر این نوسازی تعیین کرد. خسرو هم، در دوران پادشاهی خود بر استحکامات این شهر افزود و آن را آبادتر کرد.

تعدد آرا در خصوص تاریخ دربند، نیازمند بازشناسی تاریخ آن بر اساس کتیبه‌های دوره­ی ساسانی را بیش از پیش مهم جلوه می‌دهد، از جمله آنکه بیش از 30 کتیبه­ی پهلوی در این منطقه به خوبی باقی مانده است. بازخوانی و معرفی این کتیبه‌ها نه تنها بخشی از تاریخ قفقاز و ایران شمالی را روشن می‌نماید بلکه در تاریخ آلبانیا و چگونگی از بین رفتن پادشاهی آلبانی و تشکیل شروان‌شاهان و ارّان‌شاهان مهم است.


آتشکده ی آذربایجان(آذر گشنسپ) در ایران باستان

(حمید کاویانی پویا، فرشته نگهدار) [86]

از مظاهر دین مزدیسنا در ایران آتشکده هایی بود که در هر گوشه ای برپا داشته بودند.  در میان آتشکده های ایران، سه مادر آتشکده بودند که طبقات مختلف مملکت،آتشکده های شهرها و دیه ها و حتی خانه های خود را از آنها فروزان می ساختند و آن سه عبارت از: آذرفرنبغ و آذرگشنسپ و آذربرزین مهر بودند. در این میان آتشکده آذر گشنسپ یکی از مشهورترین و بزرگ ترین آتشکده های فلات ایران است که در آذربایجان غربی در 49 کیلومتری شمال شرق شهر تکاب کنونی قرار داردو امروزه به آن تخت سلیمان می گویند . بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر تخت پادشاهی به نیاشگاه آذرگسشب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند . خرابه های آتشکده آذرگشسب (شیز) امروزه نزدیک تخت سلیمان قرار دارد. ساخت این بنا به بیش از 3000 سال باز می­گردد و در کتاب هفتم دینکرد ،سازنده آن کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است. آذرگشسب در کنار دریاچه چیچست (ارومیه) قرار دارد و در گذشته کاخهای بسیار باشکوه و سترگ در اطراف آن بنا بوده است.

 آذربایجان در تاریخ ایران عهد باستان از جایگاه مهمی برخوردار بود و به این دلیل است که یکی از سه آتشکده های بزرگ و برجسته­ی ایرانی در این ایالت واقع شده بود. در مورد نام این ایالت ایرانی که گویا نسبت مستقیم با حضور و برپایی بزرگترین آتشکده ی ایرانی در این ایالت دارد،گفتنی است که «نام آتروپات یا آذر پات'، نامی است که به گستردگی در ایران باستان به کار می رفته است، این نام مرکب از دو بخش آتر (آذر=آتش) و پات است. که در اوستا و پارسی باستان به معنی نگاه داشتن و پاس داشتن و پناه دادن، بسیار به کار رفته و همین واژه است که در پارسی، پاییدن شده است.

از برجستگی­های این آتشکده - نسبت به دوآتشکده­ی دیگر -در استان خراسان و ایالت فارس -این است که تنها این آتشکده، آتش طبقه لشکریان یا آتش پادشاه،بوده است که شاهان ایرانی نذر و نیاز خود را به آستان این آتشکده تقدیم نموده و غنایم درخشان خود را از جنگها به آن اهدا می کردند .این آتشکده در دوران ساسانی در بردارنده­ی وقایع و اتفاقات بسیاری گشت و حتی پس از انهدام امپراتوری ساسانی ،همچنان به حیات خود ادامه داد، به گونه ای که حتی مورخینی همچون بلعمی، یاقوت حموی و دیگران از شکوه و برپایی این آتشکده سخن ها به میان می آورند.

بنابراین آتشکده ی آذرگشنسپ همانند تاریخ آذربایجان دارای تاریخ دیرینه و وقایع مهم و برجسته ایست، تاریخ، چگونگی و چرایی بنای این آتشکده ی مهم ایرانی در ایالت ماد(مدیا) یا آذربایجان (آتورپاتکان)، اهمیت آن و نگرش شاهنشاهان و مردم ایرانی نسبت به این آتشکده از مسائلی است که در این مقاله سعی شده به آنها پرداخته شود و همچنین وقایع و پیشامدهای رخ داده در مورد این آتشکده در طول تاریخ ایران باستان از مسائل دیگری است که تا حد توان در این نوشتار مورد بررسی واقع شده است.

کلید واژه­ها: آذربایجان، ماد، آتشکده، آذرگشنسپ


جایگاه و مواد زبانی آذری

هاسمیک گرگوسیان[87]

زبان آذری که در نوشته های پیشین گاه فارسی پهلوی (فهلوی یا فهلویه)، راژی و یا شهری نیز نامیده شده است توسط آثار شاعران آذری گو و شواهد دیگر کتبی به ما رسیده است. از سده پنجم هجری (11م) از این زبان کهن ایرانی نمونه هایی در دست است که از دیدگاه بررسی این زبان، بسیار مهم و پرارج محسوب می شود.

با تحلیل و پژوهش این نمونه ها سه نوع شواهد یا متن را به دست می آوریم:

1. واژه های جسته و گریخته که در بعضی کتب و فرهنگ ها به جا مانده است. تعدادی واژه نیز که در حاشیه­ی کتاب های خطی یا نسخ خطی برخی فرهنگ­ها حفظ شده است.

2. جمله های جداگانه و پراکنده در منابع که به ما رسیده است.

3. نمونه های نظم: دوبیتی ها و غزل ها که در منابع و سفینه ها مانده است.

با پژوهش و تحقیق این نمونه ها است که جایگاه زبان آذری در میان زبان­های دیگر ایرانی شناخته و روشن می­گردد و همبستگی آن با دیگر زبان­ ها و گویش­های ایرانی آشکار می­شود. آن چنان که معلوم می­گردد زبان آذری یکی از زبان­های شمال غربی ایرانی است و برخی نمونه­های لغوی، ویژگی­های صوتی و دستوری مهم آن زبان در مقاله­ی حاضر مورد بررسی قرار گرفته است.


وجه تسمیه تبریز براساس منابع

علی اکبرکجباف[88]، (مسلم محمد شیری، علی جعفری)[89]

 

تمامی شهرهای دنیا در طول تاریخ نام های متفاوتی به خود گرفته اند و یا نام های آنها دچار تغییراتی شده است. شهرهای ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و نام آنها درادوارمختلف، از دوران باستان تا عصر حاضر، شاهد دگرگونی هایی شده اند تا اینکه به شکل امروزی خود رسیده اند.

 یکی ازاین شهرهایی که از دوران پیش ازاسلام تا امروز نام های متفاوتی رابه خوددیده است، تبریز مهمترین شهرمنطقه آذربایجان بوده است. این شهر دارای نامهایی چون، تارماکیس، تارماکیزا، تروا، تاورژ، توریس، دبیریز، تبریز وغیره در متون مختلف تاریخی و جغرافیایی بوده تا این که نام امروزی تبریز را پذیرفته است.

هدف از این مقاله آن است که با روش توصیفی، به معرفی نامهای مختلف تبریز براساس منابع و مآخذ گوناگون از قبیل ایرانی، ارمنی، رومی، اروپایی، روسی وغیره بپردازد و نیزچگونگی انتخاب این اسامی و مشتقات آنان شرح داده شود  در واقع هدف کلی این پژوهش پرداختن به وجه تسمیه تبریز دردو بخش کلی است که دربخش نخست آن از داستان های مربوط به ساخت این شهر ودربخش دوم از نام­های متفاوت این شهر و معانی آنها ازمنظر منابع و مآخذمختلف سخن به میان می آید.

کلید واژه­ها: تبریز، اسلام، تارماکیس، منابع، تسمیه


سوگواری­های ادبی در ایران

حسین کوهی کرمانی[90]

در سال­های 1324- 1325 که فاجعه آذربایجان پیش آمد، شعرا و گویندگان قصائد و مراثی زیاد ساختند؛ به‌ویژه دانشجویان آذربایجانی قصائد زیادی گفتند که در روزنامه اطلاعات همه‌روزه چاپ می‌شد. یکی از آن گویندگان و شعرا آقای محمدامین ریاحی، دانشجوی دانشکده ادبیات، بود که مراثی و قصائد زیادی برای از دست رفتن آذربایجان از ایران سرود که در سال 1325 در کتابی به نام در راه نجات آذربایجان چاپ شد.

این خادم مطبوعات نیز قصیده زیر را با عنوان «پیام به آذربایجان» در روز 9 آذر ماه 1324 - که دموکراتها کشتار بی‌رحمانه‌ای در سراب و میانه از وطن‌پرستان به‌خصوص سربازان و ژاندارمهایی که زیر بار تجاوز متجاسرین نرفته بودند، به راه انداختند، - گفته‌ام که همان روز در روزنامه نسیم صبا که ارگان حزب اراده ملی بود و هر روز منتشر می‌شد، چاپ شد و تمام روزنامه‌های ملی نیز آن را چاپ کردند. مدیر روزنامه جدال، آقای مهندس انزلچی، مقدمه‌ای برای قصیده نوشتند.


 تأثیر شعر فارسی بر شعر ترکی

ماریا گیلزاد کهن[91]

زبان، مجموعه­ی نوشتار و گفتار یک ملت است و برای ماندگاری و بالندگی خود، مؤلـفه های چندی را می طلبد. یکی از این مؤلفه ها ، تأثیرپذیری زبانی است.

اگر زبانی نتواند خود را با پیشرفتهای علمی و دستاوردهای آن وسیر تحولات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی روز و ... هماهنگ کند ، به تدریج از رده­ی زبانهای زنده ، خارج می گردد.

هماهنگ سازی در حیطه­ی نوشتار یک زبان می تواند به سرعت انجام پذیرد ولی این هماهنگ سازی و تحول در گفتار، به سرعت انجام پذیر نیست. به عنوان مثال پس از فروپاشی شوروی، خط زبان آذربایجانی در جمهوری آذربایجان، به سرعت از الفــبای روسی به لاتین تغییر یافت اما حضور خط سیریلیک در گفتار مردم آذربایجان، به هیچ رو کمرنگ نشده است.

اساساً تأثیرپذیری یک زبان از زبان­های دیگر، نه تنها چیزی از ارزشهـایش نمی کاهد؛ بلکه به غنای بیشتر آن کمک می­کند.

یکی از انواع تأثیرپذیری­های زبانی، حضور در یک محــدوده­ی جغرافیایی و نزدیکی دو ملت به لحاظ هم­جواری است. بر این اسـاس زبان ترکی تأثیـرات چنـدی از زبان فارسی پذیرفته که این تأثیرات را می­توان در چند بخش مطالعه کرد:

1. کثرت وجود واژگان فارسی در ترکی

2. دگرگون سازی دستوری در زبان ترکی و جایگزین گشتن دستور زبان فارسی در پاره ای موارد

3. ترجمه­ی کامل برخی اشعار فارسی توسط شعرای آذربایجان

البته این، بدان معنی نیست که زبان فارسی ، به طور کلی از تأثیر زبان ترکی برکنار بوده است؛ چنانکه وجود بعضی واژگان ترکی در زبان فارسی روزمره و حتی به کرات در شعر فارسی، گواه این مدعاست.

می دانیم عالیترین جلوه­ی یک زبان ، شعر است. به بیان دیگر شعر، رقص واژگان یک زبان است.

در مقاله­ی حاضر، کوشش بر این است که تأثیر شعر فارسی بر شعر ترکی را مورد بررسی قرار دهیم.

بدیهی است این تحقیق ، همه­ی ادوار شعر ترکی را در بر نمی گیرد بلکه تلاش خواهد شد ضمن نگرش اجمالی به شعر شعرای متقدم ، بیشتر به شعرای متأخر آذربایجان و تأثیر پذیری آنان از شعر فارسی پرداخته شود.

کلید واژه­ها: تأثیرپذیری، واژه، زبان فارسی، زبان ترکی، شعر


بررسی تنوع زبان و گویش در آذربایجان (مطالعه موردی شهرستان شاهین دژ)

حیدر لطفی[92]، سونیا صدیقی[93]، مریم محمدی[94]

زبان سند هویت فرهنگی ملتها است و در واقع ملتها گواه وجود زبانها هستند و تفاوتی ندارد تعداد این ملتها کم باشد یا زیاد.ایران کشوری با اقوام و زبانهای مختلف است و یکی از این مناطق شهرستان شاهیندژ در استان آذربایجان است که در آن به سه زبان ترکی اذری وچهاردولی وکردی تکلم می شود.

 wزبان آذری است که بنا به موقعیت جغرافیایی و ریشه تاریخی و اصول زبان شناسی به شاخه هایی تقسیم شده­اند.

w چهاردولی جزو زبان­های هند اروپایی است که طبق گفته مورخان از شیراز به دیگر مناطق رفته­اند که یکی از این مناطق در جنوب جلگه زرینه رود، یعنی شاهین دژِ است.

w زبان کردی که یکی از زبان­های اصیل آریایی می­باشد و دارای لهجه­های متعدد است که در این شهرستان از لهجه­های دیگر فاصله گرفته است.

در اغلب کشورها یی مثل ایران که مردمانش به چند زبان تکلم دارند، زبان رسمی دیگر زبانها را به حاشیه رانده است و همچنین این مسئله در مناطقی از کشور که به چند زبان تکلم دارند تشدید یافته است. با توجه زندگی زبان­های مختلف در کنار هم و وجود پدیده چند زبانی و هم گروه بودن زبانها در تاریخ ما شاهد جا به جایی بین این زبان­ها در این منطقه از استان آذربایجان غربی می­باشیم.

کلید واژه­ها: تنوع زبانی، جا به جایی واژه ها، شاهین دژ، ترکی آذری، کردی، چهاردولی


بابک خُرّمدین و داستانِ تحریفِ تاریخِ آذربایجان

مسعود لقمان[95]

شوربختانه چندی است، گروه‌هایی که خود را «پان‌ترکیست» می‌نامند، با این بهانه که دژِ بابک در آذربایجانِ اکنون ترک‌زبان قرار دارد، بابک را ترک‌نژادی می‌دانند که برای رهایی خلق ترک! از ستم شوونیست‌های فارس! قیام کرده است. آنان با برگزاری مراسمی در تیرماه هر سال و برافراشتن پرچم کشورِ بیگانه در قلعه بابک، در پی تاریخ‌سازی برای آذربایجانی‌هایی هستند که هرچند زبانشان ترکی است، اما تبار، فرهنگ، مذهب و تاریخشان تفاوتی با سایرِ ایرانیان ندارد.

کتاب‌هایی چون: اخبار الطوال (دینوری)، الانساب (سمعانی)، تاریخ ابن‌خلدون، تاریخ بلعمی، تاریخ طبرستان (کاتب)، تاریخ طبری، تاریخ الکامل (ابن اثیر)، تاریخ گزیده (حمدالله مستوفی)، تاریخ مَقدسی، مختصر الدول (ابن‌عبری)، التنبیه و الاشراف (مسعودی)، تقویم‌التواریخ (حاج خلیفه)، دول‌الاسلام (ذهبی)، جوامع‌الحکایات و لوامع‌الروایات (محمد عوفی)، سیاست‌نامه یا سیرالملوک (نظام‌الملک)، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب (حنبلی)، زین‌الاخبار (گردیزی)، الفرق بین الفرق (بغدادی)، الفهرست (ابن ندیم) و نگارستان (قاضی احمد غفاری) که از منابع معتبر و دست اولِ همه پژوهشگران، در این زمینه محسوب می‌شوند، هیچ یک، حتی کوچک‌ترین اشاره‌ای به این‌که تبار بابک از ترکان بوده، نداشته‌اند.

کلید واژه ها: بابک خُرّمدین، جنبشِ خُرّمدینان آذربایجان، تاریخ آذربایجان، زبان آذربایجان، هویت آذربایجان، پان‌ترکیسم


 بررسی ابعاد نظامی حوادث سال های 25-1324 آذربایجان

ابراهیم مشفقی فر[96]

هر چند در خلال گزارش های مربوط به تحولات آذربایجان در سال های 1324 و 1325 خورشیدی به طور پراکنده به ابعاد نظامی آن پرداخته شده، اما به طور منسجم و مستقل مورد توجه قرار نگرفته است. به هر حال حادثه ای ک در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی اهمیت داشت، اما برجسته ترین بعد این اماجرا  جنبه نظامی آن می باشد. بی شک هر فعل و جبهه مربوط به فرقه دموکرات و چه در جبهه مخالف آن از سوی نیروهای دولت ایران با مولفه های سیاسی، دیپلماتیک، اجتماعی و اقتصادی در تعامل بوده است.

فرقه دموکرات آذربایجان خود زاده شرایط خاص سیاسی نظامی زمانش بود، شاخه نظامی، کادر فرماندهی، اعم از افسران فارس زبان و آذری و کادر پایین نظامی آن و سربازانی که در این نیرو خدمت می کردند از انگیزه ها، آموزش ها و شرایط و امکانات خاص خود برخوردار بودند و این ویژگی ها در نحوه جنگیدن و نتایج کاری آنها تاثیر مستقیم داشت. سازمان نظامی آنها، نحوه فراخوان، استخدام و به کارگیری نیروی نظامی در تشکیلات فرقه دموکرات، آموزش ها و تجهیزات جنگی آنها نیز در خور بحث و بررسی است. ضمن اینکه حمایت و پشتیبانی همه جانبه نظامی در سطوح مختلف اعم از تجهیزات آموزش و سازماندهی ارتش فرقه توسط ارتش سرخ شوروی هم موضوع مهمی برای بررسی است.

روند قایع نظامی در آذربایجان از 24 آبان 1324 که درست 42 روز بعد از صدور بیانیه استقلال آذربایجان توسط پیشه وری در ایستگاه میانه شروع شد، تا جنگ تمام عیار نیروهای دولتی و نیروهای فرقه ای در قافلانکوه و میانه در آذر ماه 1325 که اوج برخوردهای نظامی بود و تا جنگ های تبریز و... متلزم توصیف و تحلیل است:

در جبهه مقابل نیز شروع اقدامات نظامی در تهران، الزاماتی که موجب گردید در شرایط زمانی خاصی به عملیات نظامی پرداخته شد و تمهیدات و تدارکات به عمل آمده، عده وعده فراهم شده برای عملیات نظامی و روند و نتایج فعل و انفعالات نظامی و نحوه عمل نیروهای دولتی و تلفات طرفین از مباحث و مسائل درخور تامل و بررسی این ماجرا می باشد که سعی می شود در این بررسی به این جوانب پرداخته شود.


محدوده­ی جغرافیایی آلبانی قفقاز(آران) و آذربایجان

جاسم محمدی فارسانی[97]

  بسیاری از مورخان و جغرافی نگاران، سرزمین آلبانیا را از شمال و شمال غرب به آلان و سرزمین سرمتها، را از غرب به ایبری «گرجستان»، از شرق به دریای خزر و از جنوب به رودهای ارس وکر محدود دانسته اند.پلینیوس به هنگام نام بردن از شهرهای آلبانیای قفقاز نوشت «مهمترین شهر آلبانیا کبلگ است». اسـترابون، آلبانیای قفقاز را در مرزهای جنوبی به سرزمین «ماد اتروپاتن» (آذربایگان)محدود  می­شمارد.  موسی خورنی جغرافی نگار ارمنی از آلبانیا به نام دشت اغوان (آران) سخن به میان آورده است . ابن فقیه مرز آذربایجان را ازیک سو رود ارس و از سوی دیگر مرز زنجان و حدود دیلمستان و طرم (طارم) و گیلان دانسته است .  موسی کاگان کاتواتسی مورخ مشهور و مولف کتاب تاریخ آغوان ضمن بحث پیرامون آلبانیای قفقاز، حدود آن را از ایبری (گرجستان) تا دروازه­ی هونها و رود ارس نوشته است .

 یاقوت حموی معتقد است: اران نامی است ایرانی، دارای سرزمینی فراخ و شهرهای بسیار که یکی از آنها جنزه است و این همان است که مردم آن را گنجه گویند. مورخان و جغرافی نگاران بسیاری هم چون ابو عبدالله بشاری مقدسی، اصطخری، ابوالفداء، حمداله مستوفی و... درباره­ی آران مطالبی را نگاشته اند، که همگی موید این موضوع است که آران سرزمینی جدا از آذربایجان بوده و در گذشته هیچ گاه نام آذربایجان بر آران نهاده نشده است.

 علاوه برجغرافی نگاران ومورخان باستان عهداسلامی، دانشمندان روسی ومحققان شوروی مانند یائوفسکی ، شوپن، علی یف، مارکوارت، کریمسکی، پرمیان، یامپولسکی و ... مطالبی پیرامون محدوده­ی جغرافیایی آران و آذربایجان نگاشته اند که همگی مطالب، اسناد و مدارک دال بر جدابودن دو منطقه دارد و مطلب مهم آن است که طول و عرض جغرافیایی آلبانیای قفقاز (آران) از آذربایجان جداست.

  بنا به نوشته دایره المعارف منتشره در دوران امپراتوری روسیه ، سرزمین آذربایجان از شمال به رود ارس محدود می گردد که خود نمودار آن است که آن سو و بدیگر سخن شمال رود ارس آذربایجان نبوده است .

پس از جنگهای ایران و روس در روزگار سلطنت فتحعلی شاه قاجار و قرارداد مشهور ترکمنچای ، رود ارس مرز میان ایران و روسیه شناخته شد و سراسر قفقاز که از نتایج جنگ ناخرسند بود به دولت عثمانی روی آورد.

کلید واژه­ها: آلبانیای قفقاز، آذربایگان، ماد اتروپاتن، کبلگ، ایبری وجنزه


تنوع قومیت فرصتی شبیه به تهدید

حبیب محمدنژاد چاوشی[98]

در ایران اقوام گوناگونی زندگی می­کنند و با وجود آنکه یک قرن از تشکیل یک دولت ملی مدرن در این کشور می گرد انواع گویش ها و اهجه های محلی در سراسر این سرزمین به حیات خود ادامه می دهند.

صاحب نظران عرصه سیاسی و اجتماعی در خصوص تنوع فرهنگی در یک کشور دو دیدگاه کاملاً متضاد دارند. دیدگاهی شرط ایجاد دولت- ملت را امحا تدریجی گویش ها و تفاو های فلرهنگی میان بخش های مختلف بخش های مختلف یک واحد سیاسی می داند و دیدگاهی که تنوع در فرهنگ ها و زبان های محلی و همزیستی مسالمت آمیز آنان درون مرزهای یک کشور را در تضاد با موجودیت و تداوم دولت- ملت نمی داند.

دیدگاه اول هویت را امری یکپارچه و یک بعدی فرض می کند که تعداد فرهنگ ها را مانع شکل گیری هویت ملی واحد می داند و دیدگاه دوم هویت امری یک­پارچه و یک بعدی نمی داند و فرد در آن واحد ترکیبی از هویت های گوناگون را برای خود متصور است و تاجایی که میان هویت ملی و هویت محلی و قومی شکافی جدی و آشتی ناپذیر بروز نکرده باشد تنوع فرهنگی و قومی را مانع شکل گیری هویت ملی واحد نمی داند.

ما در این مقاله ضمن طرح مبسوط این دو دیدگاه و پیش فرض ها و دلایل آنها را مروری تطبیقی بر شرایط ایران اسلامی نیز خواهیم داشت و دیدگاههای حضرت امام راحل و مقام معظم رهبری را نیز در این امر ذکر خواهیم نمود.

کلید واژه ها: تنوع فرهنگی، تنوع قومی، هویت ملی، هویت فرهنگی


فرهنگ عامه آذربایجان در شعر شاعران منطقه آران(قرن ششم)

آرش مطلبی[99]

بدون شک شناخت صحیح یک ملت تنها با توجه و تعمق در نوشته های مورخین (تاریخ) امکان پذیر نخواهد بود. چرا که مورخین یا به علت ارتباط با دربار و امرا اوضاع زندگی مردم را به روشنی ترسیم ننموده اند یا با بیان کلیشه ای و پیش ساخته تاریخ را بیان مسائل سیاسی و نظامی قلمداد نموده اند واین در حالی است که در طی قرون متمادی سیاستمداران و حاکمان ایرانی و غیر ایرانی با روش­های خاص سیاسی آمده اند و رفته اند و آنچه باقی مانده است آداب و رسوم و فرهنگ عمومی مردمان است.

از جمله منابعی که می توان برای شناخت فرهنگ عامه اقوام مختلف از آن بهره برد ادبیات آن قوم است. چرا که ادبیات هر قوم چون آینه­ای است که شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منطقه و ساکنانش در آن نمایان است. به تعبیر دیگر تاریخ و فرهنگ و جنبه های مختلف زندگی هر قومی را می توان در ادبیات آن قوم جستجو کرد همچنان که هنری مورلی ادبیات را زندگینامه­ی ملّت معرفی می کند.

بنابراین نویسندگان و شاعران هر عصر با بیانی شیوا و لطیف و با مانوس ترین کلمات و اصطلاحات، تصویر واقعی از زندگی ساده و بی تکلف، روح میهمان نوازی و غریب نوازی،آداب ، رسوم و فرهنگ مردم روزگار را در آثار خویش ترسیم نموده اند.

در این مقاله سعی شده است با بررسی اشعار بزرگان شعر و ادب پارسی گوی ایرانی در حوزه آران (خاقانی، نظامی و مجیرالدین بیلقانی و...) جنبه های مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی، باورها، عرف و عادات، آداب و رسوم و خرده فرهنگ مردم منطقه آذربایجان(قرن ششم) با ذکر شواهد معرفی شود.

کلید واژه­ها: فرهنگ عامه، آداب و رسوم، شاعران حوزه آران


نگاهی به فرق اسلامی در تاریخ آذربایجان

کاظم معاضدی عالی[100]

منطقه آذربایجان با توجه به قدمت تاریخی و حضور افکار، عقاید و ادیان مختلف در آن و واقع شدن بر سر تلاقی شاهراه های بین فرهنگ های ایرانی باستان، اسلام نوظهور، زرتشتی، مسیحی رومی و ارمنی و قفقازی و ... از دیرباز عرصه زایش فرق و التقاط فرق و تضارب آراء و در برخی موارد حتی کشمکش بین فرق مختلف بوده است.

به وجود آمدن برخی فرقه های کلامی از جمله جنبش خرمدینان و سرخ جامگان و همچنین فرقه های زیرزمینی تصوف ضد حکومت مثل نقطویه و اسماعیلیه و یا تصوف دنیاگریز زهدگرایانه حاصل این برخوردها بود.

در پژوهش حاضر ضمن معرفی فرق مختلف، که عمدتاً آمیخته ای از مذاهب اسلامی و عقاید باستانی قبل از اسلام است ، به ریشه یابی منشاء به وجود آمدن آنان و معرفی منابع جهت مراجعه دانش پژوهان خواهیم پرداخت.

کلید واژه ها: آذربایجان، فرق اسلامی، فرق التقاطی


جایگاه نسخه پژوهشی در مطالعات تاریخ محلی

مطالعه موردی: تفصیل شکارگاه‌های اردبیل، مشکین و سبلان

الهام ملک زاده[101]، زهرا علیزاده بیرجندی[102]

پژوهش در زمینه نسخه شناسی و متن پژوهشی یکی از بنیادی ترین فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی است که از دستاوردهای آن، گروه زیادی از دانشمندان علوم مختلف بهره می‌گیرند. پژوهشگرانی که در حوزه تاریخ محلی فعالیت دارند، با اتکا به نسخ خطی قادر خواهند بود بسیاری از نقاط مبهم و خلاهای مطالعاتی خود را رفع نمایند.

مقاله حاضر به بررسی تحلیلی و انتقادی نسخ خطی ارزنده‌ای با عنوان (تفصیل شکارگاه‌های اردبیل، مشکین، و سبلان) اختصاص دارد. اثر مذکور شرح مأموریت یکی از کارگزاران دولتی عصرناصری است که به دستور شاه برای تهیه گزارشی از وضعیت آب و هوا و موقعیت شکارگاه‌های خطه اردبیل، مشکین و سبلان به آن دیارعزیمت می‌کند. در خلال این گزارش، نویسنده ضمن بیان ویژگی‌های اقلیمی، مباحث مربوط به جغرافیای انسانی و اقتصادی، وضعیت معادن، ظرفیت‌های منطقه از جنبه شکار، مباحث جمعیتی و سلسله مراتب مذهبی و ایلی را نیز مدّ نظر قرار داده است.

در فقراتی از این نسخه، به وقوع خشکسالی منطقه مغان و خسارات‌های حاصله از آن به ویژه تلفات احشام اشاراتی شده است. در بیان پیامدهای ناشی از این خشکسالی، معضل بروز عفونت(در نتیجه انباشت اجساد چهارپایان) ، نیز مورد توجه نگارنده قرار گرفته است. افزون بر این مطلب و مسائل امنیتی، مشکلات سرحدات و مرزها، وضعیت سربازگیری واحد مالیات نیز که در راستای وظایف این مأمور حکومتی بوده، پرداخته شده است. به دلیل تنوع مباحث مطرح در این نسخه، اثر مذکور می‌تواند برای پژوهشگران تاریخ محلی حائز اهمیت باشد. ضمن این که این اثر درمعرفی جاذبه‌های توریستی آن خطه و بحث اکوتوریسم نیز در خور توجه و امعان نظر است.

کلید واژه ها: نسخه خطی، اردبیل، مشکین، سبلان، شکارگاه، قاجار


 علل تحریف اسامی جغرافیایی در منابع کلاسیک و معاصر

عباد ممی زاده ینگجه[103]

شکی نیست که در مطالعه فرهنگ و به ویژه زبان هر ملتی نام های جغرافیایی دارای اهمیت است. چرا که این نام ها توسط اقوام و طوایفی وضع شده که در آن نقاط ساکن بوده و آنجا را وطن می نامیدند. توپونیم شناسی از این جهت که مطالعه اسامی خاص می باشد یکی از شعبه های اونوماستیک Onomastika (علم وجه تسمیه اسامی خاص) است. اما با توجه به گستردگی و نیز جنبه های زبانشناختی، مردم شناختی و جغرافیایی – تاریخی، به صورت یک رشته علمی مستقل در آمده است. شکل تحقیقی توپونیم شناسی از منظر عملی جنبه میدانی و از منظر نظری جنبه کتابخانه­ای دارد. پر واضح است که جنبه میدانی این پژوهش به لحاظ گستردگی آن به دلایل گوناگون از عهده یک فرد خارج است. جنبه کتابخانه­ای آن نیز خالی از اشکال و مشکلات نیست. زیرا نخست این ادبیات به خصوص ادبیات دوران باستان به زبانهای غیر رایج در منطقه بوده و نیز به هنگام ثبت آن به علت عدم آشنایی اغلب مؤلفین قدیم به زبان این منطقه از دید تلفظ، پیچیدگی های خاصی دارد.

دوم این که به هنگام ثبت این اسامی حتی در خود منطقه، به علت عدم پیروی از اصول توپونیم شناسی (که در آن زمان چنین اصولی اصلا وجود نداشت) اشتباهات عدیده ای به وجود آمده است. این اشتباهات به حدی است که گاهی شکل حل نشدنی بخود می گیرد.

سه دیگر محققین معاصر بعلت نادیده گرفتن، یا عدم آشنایی به اصول توپونیم شناسی و یا با هدف خاصی که دارند اکثر اسامی را اشتباه تلفظ کرده و در نتیجه به صورت اشتباه ثبت کرده و تحلیلی اشتباه­تر ارائه می نمایند.

ما در این مقاله ضمن بررسی علل این اشتباهات، آنها را جمع­بندی کرده و حتی نمونه هایی را در جداول مربوطه ارائه داده­ایم.


حسین خان سردار قزوینی

میر صمد موسوی[104]، حسن اسدی[105]

در پی افزایش تهدیدات روسیه در گرجستان و خانات شرقی قفقاز، فتحعلی شاه قاجار، حسین خان سردار را که از افراد مورد اعتماد وی و از سرداران خاندان قاجار بود، به حکومت ایروان منصوب نمود. سردار ماموریت داشت برای جلوگیری از تسخیر و تهدید خان نشین ایروان ، دست به اصلاحاتی زند. حسین خان در مدت 20 سال حکومت خود به بازسازی تشکیلات دیوانی،قشون و بهبود روابط با کلیسا و اهالی ارمنی همت گمارد. اصلاحات وی چنان موثر افتاد که 40 درصد صادرات و واردات ایران به دلیل ایجاد امنیت و اوضاع راه­ها از طریق خان نشین ایروان انجام گرفت. وی کلیسا و بزرگان ارمنی را با خود همداستان نمود. حکومت وی در ایروان مینیاتوری از تشکیلات دیوانی و دربار دولت قاجار در تهران بود. در این مقاله کوشش می شود تکاپوی نظامی، سیاسی و تشکیلات حسین خان سردار و روابط وی با دربار قاجار، اچمیادزین و نقش او در جنگهای ایران و روس با استناد به منابع روسی ،ارمنی و ایرانی و اسناد و مدارک آرشیوی مورد بررسی قرار بگیرد.

 

کلید واژه­ها: حسین خان سردار، اچمیادزین، تشکیلات اداری، دربار قاجار، استحکامات ایروان، روسیه


بررسی منابع جنگهای ایران و روس و معرفی موردی کتاب گلستان ارم

میرصمد موسوی[106]، بتول جلیلیان[107]

در میان حوادث تاریخ معاصر ، جنگ­های ایران و روس یکی از وقایع مهم تاثیر گذار بر روح ملی ایرانیان بود. این اولین باری بود که دولت ایران در عرصه سیاست بین الملل شکست سهمگینی را متحمل شد. علاوه بر خسارت مالی، جدا شدن قسمت­هایی ازخاک میهن برای تمام اقشار جامعه سهمگین بود. به ویژه علما و مراجع و روشنفکران که نیروهای مردمی اعم از شهری و ایلات و عشایر را به عرصه­ی دفاع گسیل داشته بودند، همواره این ظلم و ستم روسها را حقارت ملی بر می شمردند و ایرانیان بررسی علل و عوامل جنگها و زمینه ها و پیامدهای آن را برای خود الزامی می­پنداشتند. برای بررسی این موارد، شناخت منابع و ماخذ تاریخی جنگهای ایران و روس از اهمیت شایانی برخوردار است. در این میان کتاب گلستان ارم نوشته عباسقلی باکی­خان اف یکی از تحقیقاتی است که با بهره گیری از منابع مهم و دست اول به نگارش در آمده است. این کتاب یکی از منابع مهم درباره­ی تاریخ قفقاز و جنگ­های ایران و روس است. در این تحقیق سعی بر آن است تا شخصیت باکی­خان اف و کتاب گلستان ارم مورد بررسی قرار گیرد.

کلید واژه­ها: گلستان ارم، قفقاز، آذربایجان، جنگ­های ایران و روس

 


 

صوفی شهر اردبیل، «دارالارشاد» طالبان حقیقت و سالکان طریقت

عزیز میکائیلی[108]

شهر اردبیل همانگونه که از نامش پیداست از ابتدای پایه گذاری به عنوان شهر مقدس در تاریخ ایران معروف بوده است. در دوره ای از تاریخ این شهر به عنوان پایگاه تصوف پذیرای صوفیان بزرگ گردیده و وفور صوفیان و خانقاه ها به حدی بوده که تمام محلات شهر و حتی عده ای از قرای اطراف آن به نام یک صوفی یا پیر طریقت نامگذاری شده است. که همین الان نیز به همین نام ها شناخته می شوند. همین تجمع صوفیه در اردبیل بود که باعث شد در طول تاریخ این شهر عنوان دارالارشاد را برای خود کسب کرده و پذیرای طالبان حقیقت و سالکان طریقت از اقصی نقاط کشور و حتی کشورهای دیگر شود. و باز همین امر زمینه ظهور صوفیه صفویه و در نهایت سلسله پادشاهان صفوی در اردبیل گردید.

کلید واژه­ها: اردبیل، صوفیه، پیر، شاه


شیخ رضا دهخوارقانی

جلیل نائبیان[109]، جواد علیپورسیلاب [110]

 

تاریخ ایران و بخصوص آذربایجان در دوره­های مختلف حرکت خود، اشخاص مهم و تاثیر گذاری را به کشور ایران معرفی نموده است. یکی از این اشخاص شیخ رضا دهخوارقانی می­باشد. وی از جمله علمای آگاه و بادانش ایران پس از مشروطیت و نماینده دوره های دوم از آذربایجان و سوم از تهران در مجلس شورای ملی بود .دهخوارقانی از جمله نمایندگان دمکرات در مجلس دوم بود و در هنگام اولتیماتوم روس به ایران در سال 1911 میلادی وی از جمله کسانی بود که به رد این اولتیماتوم رای داد و نطق های غرایی در این زمینه از او به یادگار مانده است و خود او در نوشته ای به نام «وقایع ناصری» که سندی عینی از کشمکش­های درونی در واقعه اولتیماتوم روس ها بسال 1911م /1330 هـ ق/. است، به این موضوع پرداخته و برای ما به یادگار گذاشته است. علاوه بر این وی رساله ای بنام «توضیح مرام» در نبود منافات بین تشیع و مشروطیت به رشته تحریر در آورده و در آن به گونه جالبی این منافات را رد نموده است که نشان از هوش بالای او دارد.

کلید واژه­ها: اولتیماتوم، مجلس، دمکرات ها، تشیع، مشروطیت


آسیب شناسی تعدادی ازمنابع مطالعاتی قیام آزادیستان

جلیل نائبیان[111]، محرم قلی زاده[112]

شیخ محمد خیابانی که سال­ها در کسوت روحانیت مشروطه خواه و در جهت استبداد ستیزی ، مبارزاتی را برای رهایی ایرانیان از استبداد و استعمار در کارنامه­ی خویش ثبت کرده بود، اوج فعالیتهایش در این مسیر را با قیام شش ماهه در تبریز ظاهر ساخت. اما علی رغم جایگاه برجسته ای که حرکت وی در تاریخ آزادیخواهی ایرانیان دارد، ادعاهای متفاوتی در خصوص ماهیت، جهت و هدف قیام خیابانی مطرح شده است و در این حوزه عده ای تلاش داشته اند تا شیخ محمد را تجزیه طلب معرفی کنند.

 مقاله­ی حاضر ضمن اثبات غیر واقعی - و بر خواسته از تمایلات سیاسی – بودن این ادعاها، را با تکیه بر اسناد و شواهد تاریخی مجاهدات خیابانی که در گرو وطن پرستی او بوده است، تبیین می کند.

کلید واژه­ها: شیخ محمد خیابانی، قیام آزادیستان، وطن پرستی،تجزیه طلبی


سنت چهارشنبه سوری میرات مشترک ایران و قفقاز

حسین نادری قره بابا[113]، (میر صمدموسوی، اباذر عباسی)[114]

آداب و رسوم، نماینده تداوم فرهنگی یک ملت و به نوعی تاریخ آن است؛ آداب و رسوم نشان دهنده فرهنگ و نحوه تفکر مردمان در دوران­های کهن و سخنگوی میراث گرانبهایی است که در طول سالیان دراز سینه به سینه حفظ و منتقلش داده­اند، اما با گذر زمان و نشستن گرد و غبار تاریخ بر روی آن رفته رفته این افکار از هم می­گسلد و برای حال و آیندگان نامفهوم می­گردد. چهارشنبه سوری یکی از آداب و رسوم سنتی ایران است که با گذشت صدها سال همچنان به قوت خود باقی است و با وجود مرزبندی­های سیاسی در ایران و منطقه قفقاز به اشکال مختلف جشن گرفته می‌شود. تفاوت اشکال برگزاری جشن چهارشنبه سوری بیشتر به این دلیل است که پشتوانه فکری و فلسفه وجودی این عمل امروزه تا حدی به فراموشی سپرده شده و روح زمان و تنوع‌عای مکانی نیز بر گوناگونی اشکال آن افزوده است. لذا در این مقاله تلاش شده است تا فلسفه وجودی این سنت کهن تبیین گردد و پس از آن با مطالعات میدانی در روستاها که پایبندی بیشتری نسبت به سنتها دارند و مناطق مرزی ایران و آذربایجان اشتراکات و چگونگی برگزاری جشن چهارشنبه سوری تشریح شود.


خلخال و فرقه دموکرات آذربایجان

سید محمود مسعود نقیب[115]

بعد از شهریور 1320 تا 21 آذر 1325 دو واقعه مهم در آذربایجان اتفاق افتاد. واقعه اول در آبان 1320 شورش محمدتقی خان امیر احمدی معروف به «محیش خان» بود که توسط «سرگرد یوری تاراسف» رییس سازمان جاسوسی شوروی در منطقه اردبیل، مامور تصرف مناطق خلخال، نمین و آستارا و اردبیل می گردد و قصد داشتند این قسمت از خاک ایران را ضمیمه شوروی کنند.

محیش خان در ابتدا با 20 قبضه مسلسل و 50 قبضه تفنگی که «سرگرد تاراسف» به او داده بود به پاسگاه ژاندارمری «گیوی» که یکی از بخش های خلخال بود حمله کرده و با کشتن 12 ژاندارم و تصرف پاسگاه و با خلع سلاح نیروهای ژاندارمری و با به دست آوردن 500 قبضه تفنگ آماده حمله به شهر خلخال می شود.

ایادی محیش خان با قتل و غارت و کشت و کشتار و تجاوز و تصرف و ایجاد رعب و وحشت، با علما و روحانیون مواجه شده و در نهایت با حمله قوای دولتی و در نبرد سرد محیش خان با نیروهای دولتی در مرز گیلان و خلخال ، این قائله سرکوب می شود و محیش خان نیز به قتل می رسد .

واقعه دوم بعد از پنج سال توسط سید جعفر جوادزاده معروف به پیشه وری بود که در سال 1324 با کمک شوروی و با مرام کمونیستی در منطقه آذربایجان و بخشی از زنجان و گیلان به وقوع می پیوندد.

پیشه وری که خود از اهالی خلخال بود و در سال 1272 شمسی در روستای زاویه سادات متولد شده بود، در سال 1284 به همراه پدر و مارد عازم باکو می شود و در 25 سالگلی عضو کمیته مرکزی حزب عدالت و یکی از اعضای پنج نفره بوروی خارجی می گردد.

وی در اردیبهشت 1299 در جریان جنگ ارتش سرخ با روس های سفید، وارد ایران می شود و اولین کنگره حزب کمونیستی ایران را در بندر انزلی تشکیل می دهد و یکی از چهار عضو اصلی حزب می شود، و دومین کنگره را نیز در سال 1306 شمسی در شهر «روستف» در نزدیکی مسکو معروف به کنگره ارومیه برگزار می کند و بالاخر بعد از فراز و نشیب های بسیار ، در نهایت دستگیر و مدتی در حبس و تبعید در تهران و کاشان به سر می برد.

بعد از آزادی از حبس و تبعید در 21 مرداد 1324 فرقه دموکرات آذربایجان را تشکیل می دهد و در 21 آذر همان سال حکومت خودمختار فرقه را ایجاد می کند و بعد از یکسال در پی شکست فرقه به باکو فرار می کند.

با این که خلخال محل تولد پیشه وری بود و انتظار می رفت که مردم از روی تعصب همشهری بودن با او همکاری کنند، اما برعکس ، مردم خلخال خصوصاً متنفذین و به ویژه علما و روحانیت بنای مخالفت گذاشته، حتی در بعضی از مواقع به مبارزه با پیشه وری برمی خیزند.

اسناد و آثار و دست نوشته های باقی مانده از آن تاریخ به صورت نظم و نثر ، گویای عدم همکاری و تنفر و مبارزه مردم با این فرقه می باشد.

واقعه اول که ذکر شد به «توده لیق» یعنی قائله توده ای و واقعه دوم به «دموکرات لیق» یعنی قائله دموکرات ها در تاریخ خلخال معروف است.

سعی ما در این مقاله بر این است تا زوایای ناگفته و ناشنیده از وقایع خلخال را به رشته تحریر درآوریم.


پیدایش نام آذربایجان

شهلا نوری­رضائی[116]

سرزمین ماد بر پایه­ی مدارک تاریخیِ بر جای مانده از دوره­ی مادها و هخامنشیان، کم و بیش از رود ارس تا کوه الوند و بیایان مرکزی ایران را در بر می­گرفته است. پس از برافتادن هخامنشیان، این ایالت به دو بخشِ مادِ کوچک و مادِ بزرگ تقسیم شد و آتورپات، شهربان پیشین ایالت ماد در ماد کوچک در برابر مقدونیان به پا خاست. از این زمان به بعد این بخش از ماد به نام سردودمان فرمان­روایان آن، «ماد آتورپاتکان» و سپس «آتورپاتکان» (و بعدها «آدُربادگان» و «آذربایگان») خوانده شد. این نام چنان که پیداست از دو جزو تشکیل شده است: 1) جزو نخست آن عبارت است از: «آتورپات»، که از نام­های رایج در ایران باستان به شمار می­آید. صورت اوستاییِ آن، Ātərəpāta از دو جزو به دست آمده است: Ātər (در پهلوی: Ātur / Ādūr به معنی آذر، آتش) و pāta (در پهلوی: pād و bād که صفت مفعولی است از مصدر به معنیِ پاییده شده)، و در مجموع پاییده شده­ی آتش، نگه داشته شده­ی آتش، یا کسی که فرشته­ی آذر (آتش) نگهبان و نگهدار اوست معنی می­دهد. این نام به جز اوستا، در الواح تخت جمشید نیز دیده می­شود. 2) جزو دوم این نام عبارت است از: «کان» (بعدها گان و جان) به عنوان پسوند مکان و نیز برای رساندن نسبت که در نام بسیاری شهرهای دیگر ایران نیز دیده می­شود، مانند اردکان و گلپایگان. بدین سان معنای آتورپاتکان روشن است: سرزمین آتورپات یا آذرباد (در زبان یونانی: ’Ατροπατηνη؛ در زبان­های پارتی و فارسی میانه: Āturpātakān). این که نام آتورپاتکان از نام آتورپات گرفته شده، نه تنها از بررسی­های زبان­شناختی پیداست، بلکه نویسندگان هم­روزگار آتورپات نیز آن را گواهی کرده­اند؛ برای نمونه باید به استرابون اشاره کرد که می­نویسد ماد آتروپاتن سرزمینی است که نام خود را از سردار آن جا، آتروپاتس گرفته است.

نویسنده در این مقاله، ریشه و معانیِ این نام را در نوشته­های باستانیِ ایرانی، یونانی و لاتینی تشریح کرده و تحولِ تاریخیِ صورت­های گوناگون آن را از زمان پیدایش این نام در پایان پادشاهی هخامنشیان تا پایان شاهنشاهی ساسانیان بررسی نموده است.

کلید واژه­ها: آتورپاتگان، آدُربادگان، آذربایگان، آذربایجان


زبان آذری آذربایجان، در آینیة تاریخ و فرهنگ ایرانی

حسین نوین[117]

به شهادت منابع تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی مختلف، اعم از ایرانی، اسلامی و یا منابع خارجی، زبان قدیم و اصیل آذربایجان ایرانی بوده است و زبان رایج امروزی (ترکی) زبان عاریتی و غیرایرانی می‌باشد. همین زبان از لحاظ ساختار نحوی، دستوری، واژگانی اغلب از زبان‌های ایرانی از جمله فارسی بسیار متأثر شده است. زبان کهن آذربایجان (آذری) به علت عدم کتابت و برخی مشکلات موجود، با غلبة زبان ترکی اندک اندک رو به اضمحلال و فراموشی نهاد. هر چند که هنوز هم بقایای آن را در گوشه و کنار این منطقه می‌توان مشاهده کرد.

مطالعة آثار و نشانه‌های تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و ادبی این ناحیه، کاملاَ ایرانی بودن زبان آذربایجان را تا روزگاران  اخیر نشان می‌دهد. منابع متقن تاریخی و علمی نشان می‌دهد که در این منطقه تا سده‌های اخیر زبان ایرانی فارسی همچنان رایج بوده و مردم شهرهایی مانند تبریز، ارومیه، خوی، سلماس، زنجان، اردبیل، مراغه، قزوین و آستارا تا چندی پیش به زبان فارسی تکلم می‌کردند و اخیراَ بر اثر دگرگشت زبانی به زبان ترکی روی آورده‌اند.

قدیم‌ترین منابع تاریخی و جغرافیایی، مانند ایرانشهر، الفهرست، تاریخ طبری، معجم‌البلدان، فتوح‌البلدان، مسالک و ممالک، احسن التقاسیم، التنبیه و الاشراف، مفاتیح‌العلوم، صوره‌الارض، نزهة القلوب، رحلةابن‌بطوطه و الفهرست، هفت اقلیم و تذکره‌های متعدد و ... بر ایرانی بودن زبان آذربایجان اشاره کرده‌اند.

منابع معتبر علمی و محققان داخلی و خارجی معاصر و نیز جهانگردان، سیاحان و سفرای خارجی نیز که در سده‌های اخیر از شهرهای مختلف ایران و آذربایجان دیده کرده‌اند، همگی در نوشته‌ها و مشاهدات خود زبان مردم شهرهای آذربایجان را تا همین دوران اخیر ایرانی و فارسی معرفی کرده‌اند و زبان ترکی نیز به عنوان یک پدیده سیاسی و فرهنگی عارضی، از زمان سلجوقیان به بعد به طور رسمی وارد آذربایجان شده و بر اثر تحولات سیاسی و اجتماعی خاصی که بعد از آن روزگار در آذربایجان رخ داد، زبان ترکی بر زبان بومی و کهن این منطقه غالب شده است. آثار ادبی و اشعار شعرا نیز همین حقیقت را تأیید می‌نمایند. قابل توجه است که در طول سده‌های گذشته، آثار ادبی ناچیزی از زبان ترکی باقی مانده که آن هم اغلب آمیخته به تعابیر و کلمات فارسی و عربی است.

کلید واژه ها: آذربایجان، تاریخ، زبان آذری و فرهنگ


بررسی قوم تات در ایران و آذربایجان

محمد حسین نیسانی[118]

یکی از ضروریات تعالی بخش هویت ملی و فرهنگی هر جامعه‌ای تلاش برای احیای عناصر فرهنگی در شرف فراموشی آن جامعه است. چرا که گذران زمان و بی‌ثباتی‌های سیاسی منجر به روی کار آمدن حکومتهایی با گرایشات مختلف از جمله پان ترکیسم و در مقطعی پان عربیسم سبب استحاله بخشی از هویت بومی سرزمین‌ها از جمله ایران شده است. از میان متغیرهای فرهنگی، قومیت‌ها بیشترین تاثیر و ضربه را از حکومتها دریافت کرده‌اند که قوم تات هم از این دسته است. پراکندگی قوم تات در منطقه اران در دو سوی مرز ایران و آذربایجان گسترده شده است. به رغم اظهارات دکتر مقصود حاجی اف رئیس مرکز فرهنگ تات‌ها که معتقد است تات‌ها در آذربایجان در نیم جزیره آبشوران و در دهات باو در نواحی خیری (خزر) سبیه زن، دوچی، قوبا، شماخی اسماعیل، قراباغ که در بخش دربند داغستان روسیه پراکنده‌اند. این‌ها آریایی نژادند و خود را از طوایف ایرانی می­دانند بنابراین اگر منطقه قفقاز را به شمالی و جنوبی تقسیم کنیم؛ قفقاز شمالی تات‌های موجود در داغستان روسیه و قفقاز جنوبی تات‌های موجود در آذربایجان را در بر می‌گیرد. تات‌ها در ایران در شهرهای مختلف پراکنده‌اند، از روستاهای آذربایجان شرقی، هرزند، گلین قبه، کرینگان از توابع مرند تا خلخال، شاهرود و قزوین گسترده‌اند. اما مهمترین شهر تات‌نشین‌ ایران شهرستان تاکستان است که دارای جمعیت 000/600 نفری می‌باشد و دیگر شهر تات نشین ایران شهرکلور می‌باشد که جمعیتی بالغ بر 000/9 نفر را دارا می‌باشد. تعداد تات‌ها در منطقه جمهوری آذربایجان به دلیل سیاست‌های پان ترکیستی حاکم در منطقه در طول تاریخ بسیار کاهش یافته است.در شهر دربند و ماخاچ قلعه تعداد000/8 نفر قوم تات زندگی می‌کنند که نسبت به آمار گذشته افت زیادی داشته است.

کلید واژها: هویت، فرهنگ، پان ترکیسم، اران، اقوام ایرانی


بررسی جایگاه علمی قراباغ نامه­ها در آذربایجان پژوهی

جواد نیستانی[119]، آناهیتا شاهرخی[120]

از مهم ترین منابع مرجع در حوزه پژوهش مناطق شمالی رود ارس(آذربایجان، ارمنستان و قراباغ امروز)، مکتوباتی از قرن نوزدهم با عنوان قراباغ نامه ها است. این گزارشهای تاریخی که از سوی نویسندگان محلی نگاشته شده، به دور از حب و بغض سیاسی بوده است . این مکتوبات از آنجا که نگارندگان آن خود شاهد حوادث روی داده بوده و یا اخبار آن را به صورت مستقیم از راویان بومی شنیده اند، بسیار مستند و مهم به شمار می روند. این اطلاعات در بررسی و پژوهش­های مربوط به قرن نوزدهم به بعد کارگشا است. به بیانی روشن تر، اطلاق قراباغ نامه به مجموعه کتاب هایی است که درباره حوادث و تاریخ های محلی این منطقه نگاشته شده است. این مکتوبات به زبان های فارسی، روسی، ترکی و ارمنی است که به دلیل رواج زبان فارسی به عنوان زبان اداری در منطقه قراباغ، متون فارسی در آنها بیشتر رایج بوده و در مواردی هم که از زبان ترکی استفاده گردیده، در نگارش از الفبای فارسی بهره گرفته شده است.

فهرست نسخ خطی که تاکنون در باره­ی قراباغ بدست آمده به شرح ذیل است:

1. تاریخ قراباغ، نوشته میرزا جمال جوانشیر قراباغی.

2. قراباغ نامه لر، نوشته آدی گوزل بیگ.

3. اوضاع سیاسی خان نشین قراباغ در سالهای1805-1747 ،نوشته احمد بیگ جوانشیر(به خط روسی).

4. شوشا شهر تاریخی، نوشته حسن اخفا علی زاده(زبان ترکی و الفبای فارسی).

5. احوالات قراباغ ، نوشته­ی بهارلی(زبان ترکی و الفبای فارسی).

6. قراباغ ولایتی جدید و قدیم، نوشته حسنعلی قراباغی (زبان ترکی و الفبای فارسی).

7. تاریخ جدید قراباغ ، نوشته میرزا رحیم فنا(زبان ترکی و الفبای فارسی).

8. تاریخ قراباغ ، نوشته میر مهدی خزایی(زبان ترکی و الفبای فارسی).

9. تاریخ صافی، نوشته میرزا یوسف قراباغی (به خط نستعلیق فارسی).

این متون حاوی اطلاعات بسیار مهمی از حوادث آن روزگار و باشرح جزئیات وقایع روی داده در آن سامان است. از جمله این آگاهیها می توان به شرح حال حاکمان محلی، خاندان آنها، ارتباط این خان نشین ها با همسایگانشان، تجارت، آب و هوا، کشاورزی و مهمتر از همه نقش شاهان ایرانی در این منطقه اشاره کرد.

 نگارندگان در نوشتار حاضر کوشیده اند ضمن بررسی جایگاه رفیع وارجمند منابع یاد شده و اهمیت آگاهی هایی که در هر یک ازاین مراجع وجود دارد، از نحوه نگارش ونگاه مولفان هریک در ارایه اطلاعات تاریخی، سیاسی و اجتماعی آن عصر نیز سخن بگویند. بدیهی است شناخت این منابع و درک اهمیت والای آن برای مطالعات آذربایجان پژوهی، نزد پژوهشگرانی که در باره­ی وقایع آذربایجانِ قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مطالعه می کنند بسیار با ارزش است.

کلید واژه­ها: آذربایجان، قراباغ نامه ها، قراباغ، ارس، ارمنستان


هویت ایرانی در ادبیات عاشورا

بررسی عناصر هویتی ایرانی در ادبیات مرثیه آذربایجان و آران

رحیم نیکبخت[121]

از مشخصات هویت ملی شکل گرفته ایرانیان، می‌توان دو دسته از عناصر را برشمرد که قسمتی متعلق به ایران و گذشته تاریخی آن است و بخش دیگر به اسلام و ویژگی‌های مذهبی آن باز می‌گردد. از ورود اسلام به ایران تا رسمیت مذهب شیعه در دوره‌ی صفوی و تشکیل دولت ملی گسترده شده در مرزهای تاریخی ایران قبل از اسلام نُه قرن طول کشید. طی این دوره امتزاجی ظریف و دقیق و جداناشدنی بین اسلام و مردم و فرهنگ ایرانی به وجود آمد که حاصل آن هویت ملی بود. در دوره‌ی جدید تاریخ ایران که با رسمیت مذهب شیعه توسط شاه اسماعیل صفوی در سال 907 قمری آغاز می‌شود. سوگواری سالار شهیدان هم به لحاظ شکل و ظاهر و هم کیفیت و محتوا بخشی از نماد و سمبل هویت ایرانی می‌گردد. این مقاله فتح بابی است برای بررسی ادبیات مرثیه ترکی از منظر هویت ملی و ویژگی‌های ایرانی این گنجینه‌ی ارزشمند ادبی، هنری و فرهنگی.

کلید واژه: هویت ایرانی، مرثیه، عاشورا، آذربایجان، آران، سوگواری


 نگاهی به تقسیم بندی گویش های آذری نوین

وارطان وسکانیان[122]

سرزمین آذربایجان یا ماد کوچک از دیرباز یکی از مراکز مهم زبان و فرهنگ ایرانی بوده است. سخن گفتن به آذری که زبان ایرانی مردم آذربایجان قبل از رواج ترکی بوده است در قرون وسطی در مآخذ مختلف تصریح شده است. قدیمی ترین مرجع در این مورد شواهد ابن مقفع به نقل از ابن ندیم است که زبان ایرانی آذربایجان را پهلوی (الفهلویة) نامیده و منسوب به فهله یعنی سرزمین قدیم ماد می­داند.

هر چند با مرور زمان زبان ترکی در اکثر مناطق آذربایجان رواج چشمگیری پیدا کرده است اما تا به حال جزیره­های کوچک گویشی که بازمانده زبان آذری قرون میانه می باشند در گوشه و کنار دوردست این خطه تاریخی تحت عنوان "تاتی" حیات خود را ادامه داده و هنوز هم تکلم می شوند.

در این مقاله سعی بر آن خواهد شد که تصویر کاملی از پراکندگی جغرافیایی و همچنین تقسیم بندی زبانشناسی این گویش­ها به تفصیل ارایه گردد. علاوه بر این برخی از اصطلاحاتی که برای تشخیص این گروه گویش های ایرانی در منابع علمی به کار رفته است مورد نقد و بررسی قرار خواهند گرفت.

کلید واژه­ها: آذربایجان، آذری، تاتی، گویش های ایرانی، تقسیم بندی


نقش روشنفکران آذری در ترویج زبان فارسی

حمید یزدانی سودجانی[123]

 

آذربایجان طی هشتاد سال گذشته بستر ظهور روشنفکران آذری بوده است که برخی ازاین روشنفکران در ترویج و گسترش و اعتلای زبان فارسی در آثار و نوشته های خود تلاش زیادی نموده اند. اهتمام این روشنفکران به ترویج زبان فارسی را می توان به دو بخش قبل و بعد از انقلاب ایران تقسیم نمود. قبل از انقلاب روشنفکرانی از جمله کسروی، تقی زاده، می باشند، که علیرغم تنوع نظرات سیاسی شان، گرایشها و خط فکری متاثر از عوامل خارجی و علقه فکری شان، از منظر ملی و با نگاه منافع کشور خود درباره آذربایجان و زبان فارسی سخن گفته اند و بیشترین تاکید را بر وحدت ملی ایران دارند. آنان در تالیف ها و مقالاتشان همواره زبان فارسی را زبان همگانی و نام آذربایجان را برگرفته از زبان­های ایرانی و مردم آذربایجان را از نژاد آریایی می دانند و همواره برگسترش زبان فارسی تاکید داشته اند. پس از انقلاب اسلامی روشنفکران ایران گرای آذری بر زبان فارسی تاکید داشته اند. و همواره به گسترش زبان فارسی به دیگر کشورها از جمله شبه قاره هند و آسیای مرکزی اهتمام نموده اند.



۱ . دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه ارومیه

۲. عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال

۳. دانشجوی دکترای تاریخ ایران اسلامی دانشگاه اصفهان

۴ . استاد یار گروه علوم سیاسی

۵ . دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل واحد شهرضا

۶ . مدیر گروه معارف و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

۷. کارشناس ارشد علوم تربیتی

۸. دانشجوی دکتری تاریخ قفقاز و مدرس دانشگاه پیام نور

۹ . اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور

۱۰ . مدرس دانشگاه

۱۱. کارشناسی ارشد رشته روابط بین الملل دانشگاه آزاد شهرضا

۱۲ . دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان. دانشگاه فردوسی مشهد

۱۳. دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه آزاد اسلامی شهرضا

۱۴. پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۱۵ . لیسانس ریاضی محض

۱۶. کارشناس ارشد اندیشه سیاسی

۱۷. دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرضا

۱۸. پژوهشگر ارشد تاریخ ایران

۱۹. پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۲۰. دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان، دانشگاه فردوسی مشهد

۲۱. کارشناس امور قفقاز

۲۲. دانشیار دانشگاه الزهرا (س)

۲۳ . دانشجوی کارشناسی ارشد

۲۴ . پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۲۵. پژوهشگر تاریخ آذربایجان

۲۶. کارشناس ارشد شیعه شناسی با گرایش جامعه شناسی از دانشگاه قم

۲۷. کارشناسی ارشد ایران اسلامی دانشگاه تربیت معلم تهران و حصارک کرج

۲۸. دانشیار گروه فرهنگ و زبان­های باستانی دانشگاه تهران

۲۹. دکتری تاریخ پژوهشگر ارشد تاریخ قفقاز

۳۰. استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دولتی تفلیس - گرجستان

۳۱. کارشناس حقوق، عضو نخبگان و سرآمدان شاهد و ایثارگر کشور

۳۲. کارشناس حقوق، مدیر اجرایی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

۳۳. کارشناس ارشدتاریخ، مطالعات قفقاز و آسیای مرکزی از دانشگاه تهران

۳۴. کارشناسی ارشد علوم سیاسی

۳۵. استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه محقق اردبیلی

۳۶ . پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۳۷. دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی

۳۸. پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۳۹ . دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا

۴۰ . پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۴۱. کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی (دانشگاه ارومیه) و دبیر مدارس میاندوآب

۴۲ . کارشناسی ارشد  تاریخ ایران اسلامی

۴۳. دانشجوی دکتری فرهنگ و زبان­های باستانی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات

۴۴. پروفسور در علوم فیلولوژی، استاد زبان وادبیات دردانشگاه دولتی زبانهای خارجی مسکو

۴۵ . پژوهشگر تاریخ آذربایجان

۴۶. دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات قفقاز و آسیای مرکزی دانشگاه تهران

۴۷. دانشجوی دکتری دانشگاه پیام نور

۴۸ . اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور

۴۹. دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه آزاد شهرضا

۵۰. کارشناس ارشد تاریخ

۵۱ . دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مطالعات منطقه‌ای دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا

۵۲. کارشناسی ارشد رشته مطالعات منطقه‌ای دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا

۵۳. کارشناسی ارشدتاریخ از دانشگاه تهران

۵۴. پژوهشگر تاریخ آذربایجان

۵۵ . کارشناس تاریخ معاصر پژوهشکده سازمان اسناد و کتابخانه ملی

۵۶ . مدرس دانشگاه علوم پزشکی سمنان

۵۷. عضو دایره المعارف ایران شناسی

۵۸. کارشناس کشاورزی وپژوهشگر مطالعات منطقه ای

۵۹. کارشناسی ارشد تاریخ، گرایش ایران اسلامی

۶۰. کارشناس ارشد روابط بین الملل

۶۱. دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات قفقاز و اسیای مرکزی دانشگاه تهران

۶۲ . دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران بعد از اسلام

۶۳. دکتری تاریخ و پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۶۴. دکتری تاریخ از دانشگاه تهران

۶۵. دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی توریسم دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

۶۶. دانشجوی دکتری رشته تاریخ آکادمی علوم ارمنستان پژوهشگر ومدرس دانشگاه پیام نور

۶۷ . پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۶۸. محقق وپژوهشگر، دانشگاه تبریز

۶۹ . دکترای تاریخ، مدیر مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی

۷۰ . دانشجوی دکتری ایران اسلامی و پژوهشگر تاریخ

۷۱. کارشناس ارشد تاریخ، مدرس مدعو دانشگاه پیام نور، عضو باشگاه پژوهشگران جوان واحد تهران مرکزی

۷۲. کارشناس ارشد تاریخ، دانشگاه شهید بهشتی

۷۳. دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی, دانشگاه تربیت مدرس

۷۴. کارشناس ارشد تاریخ ایران دوره اسلامی

۷۵. دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد

۷۶. استادیار دانشکده ادبیات دانشگاه الزهراء(س)

۷۷.   استادیار دانشکده ادبیات دانشگاه الزهراء(س)

۷۸. دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات دانشگاه الزهراء(س)

۷۹. دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران، پژوهشگر بنیاد مطالعات قفقاز

۸۰ . استاد یار علوم سیاسی دانشگاه شاهد

۸۱ . پژوهشگر و کارشناس ارشد ژنتیک

۸۲. دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا

۸۳. پژوهشگر ارشد تاریخ

۸۴. پژوهشگر تاریخ آذربایجان

۸۵. دانش آموخته کارشناسی ارشد مطالعات قفقاز و آسیای مرکزی دانشگاه تهران

۸۶. دانشجویان کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران

۸۷ . دانشگاه دولتی ایروان، ارمنستان

۸۸. عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان

۸۹. کارشناسان ارشد تاریخ ایران اسلامی دانشگاه اصفهان

۹۰ . پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۹۱. دانشجوی کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تاکستان

۹۲. مدیر گروه جغرافیای دانشگاه ازاد واحد گرمسار

۹۳. دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا برنامه ریزی توریسم واحد علوم وتحقیقات تهران

۹۴. دانشجوی ارشد کارشناسی ارشد جغرافیا برنامه ریزی توریسم واحد علوم وتحقیقات تهران

۹۵ . پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۹۶ . دکتری تاریخ پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۹۷. کارشناسی ارشد روابط بین الملل ،دانشگاه آزاد اسلامی شهرضا

۹۸. استادیار دانشگاه بهداشت و درمان و آموزش پزشکی ایران، دانشکده علوم پزشکی، گروه معارف اسلامی

۹۹. دانشجوی دوره ی دکتری زبان و ادبیات فارسی، مدرس دانشگاه پیام نور مرکز میاندوآب

۱۰۰. عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اردبیل

۱۰۱. دکتری تاریخ، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری

۱۰۲. دکتری تاریخ، استادیار دانشگاه بیرجند

۱۰۳. پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۱۰۴. عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور

۱۰۵. دانشجوی دکتری تاریخ قفقاز و مدرس دانشگاه پیام نور

۱۰۶. عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور

۱۰۷.  مدرس دانشگاه و کارشناس ارشد تاریخ

۱۰۸. کارشناس ارشد عرفان اسلامی ، مدرس گروه معارف، معاون دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در اردبیل

۱۰۹. عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز

۱۱۰ . دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران در دوران اسلامی دانشگاه تبریز

۱۱۱. عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز

۱۱۲ . دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی دانشگاه تبریز

۱۱۳. مدرس دانشگاه پیام نور

۱۱۴. اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور

۱۱۵. پژوهشگر تاریخ و فرهنگ خلخال، رییس سازمان اسناد ملی مدیریت شمال غرب کشور.

۱۱۶ . پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۱۱۷. استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

۱۱۸. دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‌ای؛ دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا

۱۱۹. عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس

۱۲۰. دانشجوی دکتری باستانشناسی گرایش اسلامی دانشگاه تربیت مدرس

۱۲۱. پژوهشگر ارشد تاریخ آذربایجان

۱۲۲. استاد یار گروه ایرانشناسی دانشگاه دولتی ایروان (ارمنستان)

۱۲۳. دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی رشته مطالعات منطقه ای دانشگاه آزاد شهرضا